درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و دوم
(جلسه شصت و هشتم 08 . 11 . 1404)
موضوع: ویژگیهای روحی یاران حضرت مهدی (سلام الله علیه) -استقامت
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصير!
پرسش:
استاد! آیا به ابن عربی ارادت دارید؟
پاسخ:
به ایشان ارادت ندارم! ائمه (علیهم السلام) را داریم نیازی به ابن عربی، مولانا و امثال این ها نداریم، هر چه داریم از اهل بیت (علیهم السلام) داریم. عرفای معاصرمان مثل مرحوم آیت الله العظمی بهجت، آقای کشمیری، آقای مجتهدی که در عصر ما بودند این ها را دیدیم حرف های این ها برای ما کفایت می کند.
من برای اولین بار کتاب روح مجرد را باز کردم اولین صفحه ای که جلویم آمد به نقل از یکی از شاگردان مرحوم قاضی که (مکلا) بوده روحانی هم نیست نوشته بود ما برای امام حسین نباید گریه کنیم! با شهادتش به مقام اعلیٰ رسید این مایه خوشحالی است! کتاب را بستم داخل قفسه گذاشتم گفتم این کتاب را دیگر باز نمی کنم. این همه روایت در رابطه با گریه برای امام حسین و ... داریم.
به قول مرحوم شوشتری می گوید روایات را می بینیم غیر از گریه برای امام حسین راه نجاتی نیست. وقتی این کتاب را باز کردم همین صفحه آمد دیدم این با منطق اهل بیت نمی سازد آن را برای همیشه کنار گذاشتم و به کتاب روح مجرد اصلاً نگاه نمی کنم.
کتاب در محضر علامه طباطبایی یا کتاب مرحوم آقای سعادت پرور (پهلوانی) ثمرات حیات کتاب با ارزشی است آدم وقتی می خواند احساس می کند به خدا نزدیک تر می شود و روحش صفا پیدا می کند. معمولاً وقتی حرم می روم غالباً بالای قبرش می روم انسان صاحب نفسی بوده است.
ما این بزرگواران را داریم نیاز نیست سراغ مولانا، ابن عربی و امثال این ها برویم. فردای قیامت همه حرکات ما حساب دارد به قول حاج احمد آقا (خمینی) می گفت مرحوم امام را بعد از رحلت در خواب دیدم گفت پسرم مراقب باش دست تکان می دهی در برزخ حساب و کتاب دارد به چه نیتی دست تکان دادی!
در قرآن خیلی واضح فرموده است:
(فَمَنْ يعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيرًا يرَهُ * وَمَنْ يعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يرَهُ)
پس هر کس هم وزن ذره ای کار خير انجام دهد آن را می بيند! و هر کس هم وزن ذره اي کار بد کرده آن را می بيند!
سوره الزلزلة (99): آیات 7 و 8
امام می فرماید از مثقال ذره اگر کمتر می شد مثال زده بشود خدا مثال می زد.
تلاش کنیم رابطه مان را با آقا امام حسین (سلام الله علیه) خیلی قوی کنیم. همه ائمه سفینه نجات هستند.
«کلنا سفن النجاة ولکن سفینة الحسین اسرع»
«رحمة الله الواسعة» خدا آقای کوثری را بیامرزد «یا رحمة الله الواسعة» عبارت ایشان بود، هنوز در سینه آدم موج می زند. یکی از ویژگی هایی که آدم بتواند سنخیتی با حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) پیدا کند و مقدمه برای خیلی از چیزها است این است:
«فَلَأَنْدُبَنَّكَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً، وَ لَأَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً»
المزار الكبير (لابن المشهدي)؛ نویسنده: ابن مشهدى، محمد بن جعفر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، محقق/ مصحح: قيومى اصفهانى، ص501
بتوانیم صبح بعد از نماز صبح ولو یک دقیقه بیشتر تلاش کنیم اشکی برای امام حسین بریزیم. اشک نمی آید گوشه چشم مان تر بشود همین طور شب بعد از نماز مغرب و عشاء یا قبل از خواب یک دقیقه، دو دقیقه، سه دقیقه و پنج دقیقه ای بشود خدای عالم هم کمک می کند.
(وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِينَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ)
و آنها که در راه ما (با خلوص نيت) جهاد کنند، قطعا به راه های خود، هدايت شان خواهيم کرد؛ و خداوند با نيکوکاران است.
سوره عنکبوت (29): آیه 69
اگر به آن جا رسیدیم همه چیز حل است دنیا، دین، آخرت، قبر و قیامت حل است.
آغاز بحث...
بحث ما در رابطه با ویژگی های یاران حضرت مهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) بود یکی از ویژگی های یاران حضرت مهدی:
«رِجَالٌ لَا يَنَامُونَ اللَّيْلَ لَهُمْ دَوِيٌّ فِي صَلَاتِهِمْ كَدَوِيِّ النَّحْل»
مانند زنبور کندوی عسل زمزمه می کنند
«فَيَبِيتُونَ بَيْنَ رَاكِعٍ وَ سَاجِدٍ يَتَضَرَّعُونَ إِلَى اللَّه»
کسانی که واقعاً خدا همچنین توفیقی به آن ها داده «هنیئا لهم، ثم هنیئا لهم، ثم هنیئا لهم، ثم هنیئاً لهم» اگر همچنین توفیقی ندارند یا نداریم از خدا بخواهیم که این ویژگی ها را در ما زنده کند.
بحث مان روی روایت امام صادق (سلام الله علیه) بود فرمود به اصحاب حضرت در نجف و کوفه نگاه می کنم:
«كَأَنَّ عَلَى رُءُوسِهِمُ الطَّيْرَ قَدْ فَنِيَتْ أَزْوَادُهُمْ وَ خَلُقَتْ ثِيَابُهُمْ قَدْ أَثَّرَ السُّجُودُ بِجِبَاهِهِمْ لُيُوثٌ بِالنَّهَارِ رُهْبَانٌ بِاللَّيْلِ كَأَنَّ قُلُوبَهُمْ زُبَرُ الْحَدِيدِ يُعْطَى الرَّجُلُ مِنْهُمْ قُوَّةَ أَرْبَعِينَ»
شیران روز هستند رهبان شب هستند قلب هایشان همانند زُبر حدید است هر کدام از این ها قدرت چهل مرد را دارند.
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج52، ص308 و 344، 386
در این مورد جلسه قبل مقداری بحث کردیم تا به این جا رسیدیم هفتمین ویژگی ایشان صلابت و قدرت است. «كَأَنَّ قُلُوبَهُمْ زُبَرُ الْحَدِيدِ»؛ قلب هایشان پاره های آهن است. «زُبَرُ الْحَدِيدِ» یعنی در برابر باطل، کوبنده و نفوذ ناپذیر در برابر حق نرم و تسلیم هستند.
آهن در قرآن صفت (بَأْسٍ شَدِيدٍ) است.
(وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ)
و آهن را نازل کرديم که در آن نيروي شديد و منافعي براي مردم است.
سوره حدید (57): آیه 25
قلب ها در برابر شبهات، وسوسه ها و تهدیدها هرگز تغییر شکل نمی دهد و ذوب نمی شود. پیام عاشقانه اش در عصر غیبت یعنی دل ها صید شیطان می شوند اما دلِ یاران مهدی (عجل الله فرجه) چنان با حرارت عشق صیقل خورده که مانند فولاد نفوذ ناپذیر گشته استواری بر سر پیمان، پیمان این فراز است. نیروی فولادین!
«يُعْطَى الرَّجُلُ مِنْهُمْ قُوَّةَ أَرْبَعِينَ رَجُلًا»؛ هر یک از یاران حضرت نیروی چهل مرد را دارند کلمه چهل در این جا شاید اشاره باشد به این که قدرت آن ها، قدرت فیزیکی نیست قدرت روحی است که بر جسم غلبه می کند وقتی روح بزرگ شود جسم کوچک را به کارهای بزرگ وا می دارد (وَمَا رَمَيتَ إِذْ رَمَيتَ) در رابطه با حضرت امیر (سلام الله علیه) در جنگ خیبر خندقی کنده بودند راه نفوذ به آن امکان پذیر نبود و ... خودش آن طرف رفت دید سپاه نمی آید درِ قلعه خیبر را کند به عنوان پُل قرار داد همه عبور کردند.
دارد بر این که چهل نفر از سپاهیان اسلام خواستند درِ قلعه را تکان بدهند نتوانستند تکان بدهند. تعجب کردند حضرت امیر چطور یک دری که چهل نفر نمی توانند تکان بدهند به دست گرفت حتی در بعضی جاها دارد این در را سپر قرار داد. حضرت فرمود:
«مَا قَلَعْتُ بَابَ خَيْبَرَ بِقُوَّةٍ جِسْمَانِيَّة وَ لَكِنْ بِقُوَّةٍ رَبَّانِيَّة»
إرشاد القلوب إلى الصواب( للديلمي)؛ نويسنده: ديلمى، حسن بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: 841 ق)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: الشريف الرضي مكان چاپ: قم: 1412 ق، ج2، ص246
شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی، جلد 1، صفحه 88 همچنین شرح مأة کلمة، کشف المراد علامه حلی، صفحه 409؛ هم نقل می کند و قوشچی از علمای اهل سنت نقل می کند منهاج البراعة آقای خویی از ایشان نقل می کند. ابن ابی الحدید هم این را نقل می کند شعری هم دارد:
يا قَالِعَ البَابِ الَّتِي عَنْ هَزِّهَا * عَجَزَتْ أَكُفٌّ أَرْبَعُونَ و أَرْبَع
ای کننده درِ خیبر که دست های چهل و چهار نفر از کندن آن ناتوان است.
البته چهل و چهار به خاطر وضع شعری آورده است ملا صدرا هم در حکمت متعالیه، جلد 9، صفحه 307 می گوید:
«وقوله (علیه السلام) في الجواب حين سئل عنه كيف قلعت باب خيبر قلعته بقوة ربانية لا بقوة جسمانية»
كتاب : الحكمة المتعالية في الأسفار العقلية الأربعة؛ نويسنده: صدر الدين محمد الشيرازي (وفات: 1050)، ناشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت – لبنان:1981 م، ص307
دیروز یکی از عزیزان سوالی کرد که امیر المؤمنین (سلام الله علیه) با آن وضع غذایی که می خوردند - نان جوی خشکیده داخل کیسه می گذاشتند درش را محکم می بستند تا اهل بیتشان روغنی، چیزی به آن اضافه نکنند- چطور قوت و نیرو داشتند؟ با این غذا آدم نیرو پیدا نمی کند انسان بخواهد کار کند و حتی عبادت هم بکند نیروی جسمانی داشته باشد احتیاج دارد غذاهای خوبی میل کند.
خدمت ایشان عرض کردم حضرت امیر در نامه چهل و پنج نهج البلاغه در جواب به عثمان ابن حنیف درباره یکی از اشکالاتی که مخالفین به حضرت علی داشتند که آن حضرت با غذایی که می خورد نان جو، سه روز سه روز روزه گرفتن با آب نمی تواند به جنگ برود و با مردم بجنگد، می فرمایند: «أَلَا وَ إِنَّ لِكُلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً يَقْتَدِي بِه»، نامه حضرت امیر به عثمان ابن حنیف نامه خیلی تندی است، عثمان ابن حنیف و سهل ابن حنیف دو برادر از یاران با وفای حضرت امیر بودند. عثمان ابن حنیف نماینده حضرت امیر در بصره بود. حضرت به او مرفوم فرمودند: گمان نمی کردم
«أَنَّكَ تُجِيبُ إِلَى طَعَامِ قَوْمٍ عَائِلُهُمْ مَجْفُوٌّ وَ غَنِيُّهُمْ مَدْعُو»
در کنار یک سفره ای باشی که جای فقرا خالی است اطراف سفره را اغنیاء گرفته اند
«أَلَا وَ إِنَّ لِكُلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً يَقْتَدِي بِهِ وَ يَسْتَضِيءُ بِنُورِ عِلْمِه»
هر مأمومی امامی دارد که باید از او اقتداء کند
«أَلَا وَ إِنَّ إِمَامَكُمْ»
امام شما من هستم
«قَدِ اكْتَفَى مِنْ دُنْيَاهُ بِطِمْرَيْهِ»
طِمر به جامه کهنه و مندرس می گویند عبارتی که جلسه قبل داشتیم حضرت وقتی به کوفه تشریف آوردند فرمودند: با این جامه مندرس آمدم اگر بیش از این، از شهر شما رفتم «فإنِّی مِنَ الخائنین»، «إِنَّ إِمَامَكُمْ قَدِ اكْتَفَى مِنْ دُنْيَاهُ بِطِمْرَيْهِ» از نظر دنیا دو جامعه کهنه و مندرس
«وَ مِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَيْهِ»
اگر نانی هم در خانه ذخیره دارم بیش از دو قرص نان نیست. چنین نیست که بیست، سی تا نان در خانه ام ذخیره کنم.
بعد می فرماید:
«أَلَا وَ إِنَّكُمْ لَا تَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِكَ»
شما توانایی این طور زندگی را ندارید
«وَ لَكِنْ أَعِينُونِي بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدَادٍ»
با پرهیزکاری و پاکدامنی مرا را یاری کنید.
در ادامه می فرماید: مردم می گویند
«إِذَا كَانَ هَذَا قُوتُ ابْنِ أَبِي طَالِبٍ فَقَدْ قَعَدَ بِهِ الضَّعْفُ عَنْ قِتَالِ الْأَقْرَان»
بعضی ها می گویند اگر این خوراک فرزند ابی طالب هست «فَقَدْ قَعَدَ بِهِ الضَّعْفُ عَنْ قِتَالِ الْأَقْرَان» پس از این که با همتایان خودش، پهلوان و شجاعان بخواهد مبارزه کند با این غذا نمی تواند به میدان پهلوانان و شجاعان برود.
«أَلَا وَ إِنَّ الشَّجَرَةَ الْبَرِّيَّةَ أَصْلَبُ عُوداً»
اشتباه می کنید درخت هایی که در بیابان و دامنه کوه هستند در سختی و کم آبی رشد می کنند چوب شان سخت و محکم تر است.
«وَ الرَّوَاتِعَ الْخَضِرَةَ أَرَقُّ جُلُوداً»
درختان سرسبزی که در جنگل ها و کنار جوی ها هستند بیست و چهار ساعته دارند آب استفاده می کنند این درختها خیلی شُل و قابل شکستن هستند.
«وَ النَّابِتَاتِ الْعِذْيَةَ أَقْوَى وَقُوداً وَ أَبْطَأُ خُمُوداً.»
گیاهانی که در بیابان فقط با آب باران، سیراب می شوند شعله های آتش شان قوی تر است و دیرتر خاموش می شود.
به عبارت دیگر حضرت می فرماید: شجاعت و قدرت با خوردن غذاهای رنگارنگ نیست بلکه کسانی که به خوردن غذاهای رنگارنگ و میوه های آن چنانی عادت کردند این ها چه بسا در سختی ها عقب گرد می کنند در مشکلات از خودشان ضعف نشان می دهند.
بعد می فرماید:
«وَ أَنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ كَالضَّوْءِ مِنَ الضَّوْءِ»
جایگاهم نسبت به پیغمبر مثل نور از نور است نور جدا شده از نور
«وَ الذِّرَاعِ مِنَ الْعَضُدِ»
همانند پیوند میان ساعد و بازو هستم
«وَ اللَّهِ لَوْ تَظَاهَرَتِ الْعَرَبُ عَلَى قِتَالِي لَمَا وَلَّيْتُ عَنْهَا»
تمام عرب در برابر من بایستند بر قتل من بخواهند همت کنند هرگز پشت نخواهم کرد.
نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص416
لذا زره آقا امیر المؤمنین پشت نداشت یعنی در عمرشان به دشمن پشت نکردند آن هم با غذاهای ساده!
همان طور که حضرت فرمود «أَلَا وَ إِنَّكُمْ لَا تَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِكَ» توانایی این را ندارید ولی مقداری تلاش کنیم با توجه به وضعی که امروز در جامعه ما ایجاد شده جز قناعت ظاهراً راه دیگری نداریم.
بنده شخصاً با خیلی از افراد ارتباط دارم واقعاً خیلی سخت می گذرد بعضاً با مدیر کل کمیته امداد به فقرا سر می زنیم بعضی وقت ها مشکلات شان را می گویند واقعا گریه ام می گیرد ولی خود را کنترل می کنم تا آن ها روحیه خود را نبازند.
بعضی از خانواده ها را از نزدیک می بینم یکی، دو هفته اعصابم بهم می ریزد که این ها، این چنین دارند با مشکلات شدید دست و پنجه نرم می کنند که انسان باور نمی کند.
وَ حَسْبُكَ [عَاراً] دَاءً أَنْ تَبِيتَ بِبِطْنَة * وَ حَوْلَكَ أَكْبَادٌ تَحِنُّ إِلَى الْقِد
نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص418
این ها نمونه است همین طور خانواده محترم شهدا.
لذا دوستان عزیز دقت کنیم شاید یکی از توفیقات بنده رفتن و دیدن خانواده های ایتام بود که در روحیه ام از صد تا درس اخلاق بیشتر اثر دارد. صد درس اخلاق این قدر در روحیه آدم اثر نمی گذارد که آدم این خانواده ها، بچه های معصوم و ... را می بیند حتی اول پاییز می خواهند به مدرسه بروند آرزو دارند کفش نو یا لباس نو داشته باشند بپوشند به مدرسه بروند.
در مورد ویژگی یاران حضرت مهدی چند نکته را یادداشت کردم، ان شاء الله امیدواریم این ها در ما اثر بگذارد.
1. یاران حضرت مهدی تک بُعدی نیستند آن ها هم در محراب عبادت راهب هستند هم در میدان مبارزه شیر سازندگی در عصر غیبت یعنی تقویت هم زمان معنویت شخصی و مسئولیت اجتماعی!
2. استقامت قلبی «قُلُوبَهُمْ كَزُبَرِ الْحَدِيد» در هجوم فتنه ها و تردیدهای آخر الزمان آن چه که انسان را نگه می دارد قلب آهنین است. این آهن با آهن رُبای عشق به ولایت صیقل می خورد تا در برابر تندباد حوادث نلرزد.
3. سادگی در عین اقتدار؛ لباس هایشان کهنه است اما قدرت چهل مرد را دارند یعنی اقتدار یاران حضرت مهدی (ارواحنا فداه) به امکانات مادی نیست بلکه ریشه در روح بلند و اتصال به منبع قدرت الهی دارد.
نکته دیگر گرچه تشبیه، تشبیه نادرست است می گویند «المثال یقرب مِن وجهٍ و یبعد من ألف» مرتاضان هندی بعضی هاشان با خوردن یک خرما یکی، دو ماه زنده هستند درباره بعضی هاشان نقل شده است تا مدت های طولانی لب به غذا نمی زنند یعنی آن قدر روح را تقویت کرده جسم را تضعیف کرده می تواند به این شکل بدون این که نیاز به غذاهای رنگارنگ داشته باشد زنده بماند.
از نظر قدرت یک مرتاض هندی می تواند قطار با آن عظمت را با یک نگاهش متوقف کند شاید این باشد که این ها در اثر عبادت شبانه و ریاضت های روحی به یک جایی رسیدند روح شان تقویت شده است ظاهر آراسته، لباس آن چنانی و غذاهای رنگارنگ ندارند ولی قدرت روحی شان در حد چهل قهرمان است.
به عبارت دیگر قدرت شان وابسته به مسائل مادی نیست آن مرتاض هندی با ریاضت های باطل به آن جا می رسد، ولی یاران حضرت مهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) با ریاضت های معنوی، عبادت های شبانه، گریه و التجاء نفس را تضعیف را کرده روح را بالا می آورند. ظاهر قضیه این است.
نکته چهارم: توصیف حضور آنها در نجف و کوفه نشان دهنده یاری عملی و فیزیکی است منتظر واقعی کسی است که خود را برای لحظه فراخوان هم از نظر جسمی و هم از نظر روحی آماده و چابک نگه دارد.
سخن پایانی: این یاران جامع اضداد هستند در عین فقر مادی مقتدر هستند در عین لطافت شبانه، در برابر باطل سخت هستند. یعنی انسان کامل!
نکته دیگری که می توانیم از این روایت برداشت کنیم این است آهن تا زمانی که زنگ زده باشد به آهنربا نمی چسپد، قلب هم برای این که جذب مغناطیس وجود امام زمان شود باید از زنگار گناه و تعلقات پوچ پاک شود.
ظاهرا از اقای سعادت پرور سوال کرده بودند چطور می شود خدمت حضرت مهدی رسید؟ ایشان پاسخ داده بود زمانی که حضور و غیبت برای شما یکی باشد. «خیر الکلام ما قلّ و دلّ»، یعنی خودمان را همواره در محضر او ببینیم.
این که ائمه (علیهم السلام) بویژه وجود مقدس حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) ناظر و شاهد بر ما هستند. چیزی از ما بر او پوشیده نیست. حتی اگر از زاویه ذهن ما چیزی خطور می کند و خودمان توجه نداریم آن را هم این ها می دانند یک روایت دو روایت نیست. من حاضرم دویست تا روایت با بررسی سندی در رابطه با احاطه علمی ائمه اطهار (علیهم السلام) بر ما سوی الله خدمت تان ارائه بدهم.
تعبیر خیلی ظریف از حضرت امام است می گوید علم امام بر عالم هستی از علم عالم هستی بر خودش قویتر و نافذتر است. بالاترین علم، علم حضوری علم انسان به خودش است، علم امام (علیه السلام) بر ما از علم ما بر خودمان بالاتر است.
دیروز بعد از نماز صبح کلیپی را یکی از دوستان از آقای بهجت فرستاده بود مجدد دیدم، دوستان حتما کلیپ را دیده اند ایشان می گویند: این که ما داریم باهم صحبت می کنیم قبل از این که صدا به گوش مان برسد حضرت ولی عصر از صدای ما آگاه است. قبل از این که شما را ببینیم حضرت می بیند.
بعد ایشان مثال می زند می گوید (نستجیر بالله) شیطان ما را می بیند این منطق قرآن است.
إِنَّهُ يرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيثُ لَا تَرَوْنَهُمْ
شیطان و همکارانش شما را ميبينند از جايي که شما آنها را نميبينيد
سوره اعراف (7): آیه 27
وقتی شیطان می تواند ما را ببیند آن وقت اگر حضرت ولی عصر ارواحنا فداه ما را ببیند این استبعاد دارد؟!
در یک بحثی ایشان می گوید بین دهان و گوش ما چهار انگشت بیشتر فاصله نیست صدایمان قبل از این که به گوش مان برسد حضرت ولی عصر می شنود. اگر ما به اهل بیت و نسبت به حضرت ولی عصر این چنین باشیم آن وقت نه تنها گناه نمی کنیم فکر گناه را هم نمی کنیم، این ها مظهر اتمّ اسماء جلال و جمال حق هستند.
اینها:
«لَا فَرْقَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهَا إِلَّا أَنَّهُمْ عِبَادُكَ وَ خَلْقُكَ فَتْقُهَا وَ رَتْقُهَا بِيَدِكَ بَدْؤُهَا مِنْكَ وَ عَوْدُهَا إِلَيْك»
مصباح المتهجد و سلاح المتعبد؛ طوسى، محمد بن الحسن (تاريخ وفات مؤلف: 460 ق)، محقق و مصحیح: ندارد ناشر: مؤسسة فقه الشيعة ، ج2، ص803
امام (علیه السلام) مظهر تمام اتم اسماء الهی هستند. در قرآن می خوانیم:
(إِنَّ إِلَينَا إِيابَهُمْ* ثُمَّ إِنَّ عَلَينَا حِسَابَهُمْ)
به يقين بازگشت (همه) آنان به سوی ماست، و مسلما حسابشان (نيز) با ماست!
سوره غاشیه (88): آیات 25 و 26)
در جامعه کبیره می خوانیم:
«وَ إِيَابُ الْخَلْقِ إِلَيْكُمْ وَ حِسَابُهُمْ عَلَيْكُم»
من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج2، ص612، زِيَارَةٌ جَامِعَةٌ لِجَمِيعِ الْأَئِمَّةِ (علیهم السلام)، ح 3213
لذا عبارت زیارت مطلقه امام حسین را فراموش نکنیم، مرحوم شیخ صدوق می گوید:
«أَصَحُّ الزِّيَارَاتِ عِنْدِي مِنْ طَرِيقِ الرِّوَايَةِ وَ فِيهَا بَلَاغٌ وَ كِفَايَةٌ»
من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج2، ص598
در کتاب کافی شریف می خوانیم:
«إِرَادَةُ الرَّبِّ فِي مَقَادِيرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَيْكُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِكُم»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج4، ص577، بَابُ زِيَارَةِ قَبْرِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ (علیه السلام)، ح2
یا به تعبیر مرحوم آیت الله خویی (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب مصباح الفقاهه، جلد 5، صفحه 35 می گوید:
بر کل ما سوی الله این ها ولایت دارند!
«في ولايتهم ( عليهم السلام ) التكوينية أما الجهة الأولى، فالظاهر أنه لا شبهة في ولايتهم على المخلوق بأجمعهم، كما يظهر من الأخبار، لكونهم واسطة في الايجاد، وبهم الوجود، وهم السبب في الخلق، إذ لولاهم لما خلق الناس كلهم، وإنما خلقوا لأجلهم، وبهم وجودهم، وهم الواسطة في الإفاضة، بل لهم الولاية التكوينية لما دون الخالق. فهذه الولاية نحو ولاية الله تعالى على الخلق ولاية ايجادية، وإن كانت هي ضعيفة بالنسبة إلى ولاية الله تعالى على الخلق، وهذه الجهة من الولاية خارجة عن حدود بحثنا وموكولة إلى محله.»
مصباح الفقاهة؛ نويسنده: السيد الخوئي (وفات : 1413)، تحقيق: جواد القيومي الأصفهاني، چاپخانه: العلمية – قم، ناشر: مكتبة الداوري – قم، ج3، ص279
این ها مظهر اتم تمام اسماء جمال و جلال الهی هستند.
پرسش:
حضرت استاد! آیا ملائکه هم در خدمت ائمه هستند؟
پاسخ:
بله، از مرحوم اقای سعادت پرور که خدا روح شان را شاد کند یا از مرحوم طباطبایی (رضوان الله تعالی علیه) نقل است که دو تا ملکی که این طرف و آن طرف ما هستند این ها منشیان حضرت مهدی (ارواحنا فداه) هستند. این ها اعمال را می نویسند و خدمت حضرت عرضه می دارند.
روایات متعدد از ائمه داریم که:
«اللَّهُ أَجَلُّ وَ أَعَزُّ وَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يَفْرِضَ طَاعَةَ عَبْدٍ يَحْجُبُ عَنْهُ عِلْمَ سَمَائِهِ وَ أَرْضِهِ ثُمَّ قَالَ لَا يَحْجُبُ ذَلِكَ عَنْهُ»
الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص124 باب ما لا يحجب عن الأئمة علم السماء و أخباره و علم الأرض و غير ذلك، ح2
خدا خیلی کریمتر از این است که طاعات کسی را بر همه خلائق واجب کند ولی اخبار آسمان و زمین را از او مخفی کند.
بنده در رابطه با علم ائمه حاضرم بیش از دویست روایت با بررسی سندی خدمت تان ارائه بدهم.
«وَ مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وَلَايَتِكُمْ طِيباً لِخَلْقِنَا وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا وَ تَزْكِيَةً لَنَا وَ كَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا»
من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج2، ص613
از علامه طباطبایی سوال می کنند صلواتی که می فرستیم این صلوات به خودمان برمی گردد، ائمه و معصومین که از روز اول کامل به دنیا آمده اند «وَ مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وَلَايَتِكُمْ طِيباً لِخَلْقِنَا وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا وَ تَزْكِيَةً لَنَا وَ كَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا» در پاسخ فرموده بود تمام اینها را برای اظهار ارادت خدمت حضرت عرض می کنیم.
این که صدقه بدهیم، دعا کنیم:
«وَ أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِيلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُم»
كمال الدين و تمام النعمة؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفاری، علی اكبر، ناشر: اسلاميه، ج2، ص485
این دعاها برای خودتان خوب است. حضرت مهدی (سلام الله علیه) می فرماید کسی که بر جدم سید الشهداء (علیه السلام) گریه کند من شخصا برای حوائج او دعا می کنم! بنابر این نفع و سود گریه بر امام حسین علیه السلام به خودمان بر می گردد.
این میدان امتحان است که خداوند عالم برای ما باز کرده ببینیم در این میدان برای آن زندگی ابدی که در پیش داریم آماده بشویم.
این مطلب را بارها عرض کردم می گویند علامه طباطبایی در وسط درس بارها می شد که درس را قطع می کرد می گفت: "دوستان ابدیت در پیش داریم" اگر همین جمله را هر روز ده، بیست بار تکرار کنیم کارمان درست می شود.
قبل از این که نماز می خوانیم به خودمان القاء کنیم ابدیت در پیش داریم، در این جا سخت بگذرد و یا خوش بگذرد می گذرد ولی وقتی به آن طرف منتقل شدیم آن زندگی ابدی مان باید خوب باشد.
اگر خدای ناخواسته به آن طرف منتقل شدیم و اوضاع مان خوب نبود هرچه تأسف بخوریم دیگر فایده ندارد.
(يا حَسْرَتَا عَلَى مَا فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ)
افسوس بر من از کوتاهيهايي که در اطاعت فرمان خدا کردم.
سوره زمر (39): آیه 56
(وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يحْضُرُونِ؛ حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ؛ لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يوْمِ يبْعَثُونَ)
و از اينکه آنان نزد من حاضر شوند (نيز) -اي پروردگار من- به تو پناه ميبرم!» (آنها همچنان به راه غلط خود ادامه ميدهند) تا زماني که مرگ يکي از آنان فرارسد، ميگويد: «پروردگار من! مرا بازگردانيد! شايد در آنچه ترک کردم (و کوتاهي نمودم) عمل صالحي انجام دهم!» (ولي به او ميگويند:) چنين نيست! اين سخني است که او به زبان ميگويد (و اگر بازگردد، کارش همچون گذشته است)! و پشت سر آنان برزخي است تا روزي که برانگيخته شوند!
سوره مؤمنون (23): آیات 98، 99 و 100
یکی از توصیههای بزرگانی که در خدمت شان بودیم، یاد مرگ بود. این را من برای دوستانی که اهل دل هستند توضیح بدهم، یاد مرگ به این معنا است همین طور که نشسته ایم تصور کنیم الان عزرائیل آمده می خواهد ما را قبض روح کند، عزرائیل کنارمان نشسته می گوید بلند شو برویم زندگی در این دنیا برای شما تمام شد. به دست و پای عزرائیل می افتم می گویم اقا جان! تو را به خدا، تو را به امام حسین تو را به خالقت قسم اجازه بده من برگردم، چشمم را باز می کنم می بینم خداوند به من توفیق داده برگشتم!
حالا چه کار کنم؟ به عزرائیل قول داده بودم وقتی برگردم کارهای خوب انجام می دهم، وقتش است که به قولم عمل کنم. به یاد مرگ بودن این است.
حالا یک مقدار جلوتر برویم عزرائیل آمد قبض روح مان کرد، ما را دفن کردند به قبر رفتیم، التماس، خواهش و تمنا می کنم خدایا تو را به پیامبرانت، به ائمه اطهار به امام حسین (علیهم السلام) قسم می دهم من را بر گردان، خدا هم مرا از قبر برگرداند یک دفعه تکان می خورم حالا که برگشتم چه کار باید بکنم؟ ملاحظه بفرمایید تمرین دادن نفس و به یاد بودن مرگ خیلی از مسائل را حل می کند. از جمله این تعبیر علامه طباطبایی که فرمود: "ابدیت در پیش داریم!"
(وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ؛ وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ)
(در آن روز،) بهشت براي پرهيزکاران نزديک ميشود، و دوزخ براي گمراهان آشکار ميگردد!
سوره شعراء (26): آیه 89
آن جا دو دسته می شوند.
یک تعبیری امام سجاد (سلام الله علیه) دارد تعبیر خیلی عجیب است به خدا عرض می کنند: خدایا فردای قیامت:
«إِذَا قِيلَ لِلْمُخِفِّينَ جُوزُوا وَ لِلْمُثْقِلِينَ حَطُّوا أَ مَعَ الْمُخِفِّينَ أَجُوزُ أَمْ مَعَ الْمُثْقِلِينَ أَحُط وَيْلِي كُلَّمَا طَالَ عُمُرِي كَثُرَتْ خَطَايَايَ وَ لَمْ أَتُبْ أَ مَا آنَ لِي أَنْ أَسْتَحِيَ مِنْ رَبِّي ثُمَّ بَكَى ثُمَّ أَنْشَأَ يَقُولُ
أَ تُحْرِقُنِي بِالنَّارِ يَا غَايَةَ الْمُنَى فَأَيْنَ رَجَائِي ثُمَّ أَيْنَ مَحَبَّتِي
أَتَيْتُ بِأَعْمَالٍ قِبَاحٍ رَدِيَّةٍ وَ مَا فِي الْوَرَى خَلْقٌ جَنَى كَجِنَايَتِي
ثُمَّ بَكَى وَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُعْصَى كَأَنَّكَ لَا تُرَى وَ تَحْلُمُ كَأَنَّكَ لَمْ تُعْصَ تَتَوَدَّدُ إِلَى خَلْقِكَ بِحُسْنِ الصَّنِيعِ كَأَنَّ بِكَ الْحَاجَةَ إِلَيْهِمْ وَ أَنْتَ يَا سَيِّدِي الْغَنِيُّ عَنْهُمْ ثُمَّ خَرَّ إِلَى الْأَرْضِ سَاجِداً فَدَنَوْتُ مِنْهُ وَ شِلْتُ رَأْسَهُ وَ وَضَعْتُهُ عَلَى رُكْبَتَيَّ وَ بَكَيْتُ حَتَّى جَرَتْ دُمُوعِي عَلَى خَدِّهِ فَاسْتَوَى جَالِسا»
مناقب آل أبي طالب عليهم السلام( لابن شهرآشوب)؛ نويسنده: ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على (وفات مؤلف: 588 ق)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: علامه، قم 1379 ق، ج4، ص151
«إِذَا قِيلَ لِلْمُخِفِّينَ جُوزُوا وَ لِلْمُثْقِلِينَ حَطُّوا» به آنها که سبک بال هستند، می گوید رد بشوید و بروید، به آن ها که پرونده شان سنگین است می گوید بیفتید، «أَ مَعَ الْمُخِفِّينَ أَجُوزُ»، خدایا با سبکبالان رد می شوم از پل صراط رد می شوم «أَمْ مَعَ الْمُثْقِلِينَ أَحُط» یا با سنگین عملان سقوط می کنم؟
«وَيْلِي كُلَّمَا طَالَ عُمُرِي كَثُرَتْ خَطَايَايَ وَ لَمْ أَتُبْ أَ مَا آنَ لِي أَنْ أَسْتَحِيَ مِنْ رَبِّي ثُمَّ بَكَى» بعد گریه می کند «أَ تُحْرِقُنِي بِالنَّارِ يَا غَايَةَ الْمُنَى * فَأَيْنَ رَجَائِي ثُمَّ أَيْنَ مَحَبَّتِي* أَتَيْتُ بِأَعْمَالٍ قِبَاحٍ رَدِيَّةٍ * وَ مَا فِي الْوَرَى خَلْقٌ جَنَى كَجِنَايَتِي!
والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته














