2026 August 18 - سه شنبه 27 مرداد 1405
اخلاص و بندگی در دعای ابوحمزه و مناجات شعبانیه
کد مطلب: ١٦٥١٤ تاریخ انتشار: ٢٤ اسفند ١٤٠٤ - ١٧:٢٧ تعداد بازدید: 81
سخنراني ها » اخلاق علوی
اخلاص و بندگی در دعای ابوحمزه و مناجات شعبانیه

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی – 07 12 1404 (قسمت 142)

لينک دانلود

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی – 07 12 1404 (قسمت 142)

عنوان برنامه: اخلاص و بندگی در دعای ابوحمزه و مناجات شعبانیه

کلیدواژه:

اخلاق علوی سیره مهدوی؛ اخلاص؛ بندگی؛ دعای ابوحمزه؛ مناجات؛ ماه رمضان؛ دعای سحر؛ دعای افتتاح؛ کل خیر؛ رهبری!

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای غضبانی

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم؛ عزیزان بیننده سلام وقت شما بخیر، از شبکه جهانی حضرت ول عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) با برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی مهمان منازل شما هستیم. از ریاست محترم شبکه حضرت ولی عصر استاد گرانقدرمان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی میزبانی می کنیم.

البته ایشان میزبان هستند و ان شاءالله ساعات و دقایقی را در خدمت شان هستیم و با تقدیم این برنامه از بیانات ایشان استفاده می کنیم.

ابتدا عرض سلام خدمت حضرت استاد داشته باشم و بعد خدمت شما می رسم و توضیحاتی را ارائه می کنم، استاد عزیز سلام علیکم خیلی خوشحالم که در خدمت شما هستیم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت همه عزیزان را از خدای منان خواهانم! امیدوارم که ان شاء الله دعاها، عبادت ها و روزه ها مورد توجه خاص حضرت ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) قرار بگیرد و آن بزرگوار برای قبولی همه اعمال و بخشش گناهان ما واسطه بشود!

طبق برنامه همیشگی مان طلیعه عرائض مان را با یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز می کنیم.

ناله های جانسوز امیر المؤمنین (سلام الله علیه) است:

خودم دیدم که آتش شعله ور بود * خودم دیدم که زهرا پشت در بود

خودم دیدم که زهرا ناله می کرد * خودم دیدم که دستش بر کمر بود

خودم دیدم که هم افتاده بر خاک * کنارش فضه با خونین جگر بود

خودم دیدم که زینب ایستاده * کنار مادرش با چشم تر بود

خودم دیدم رخ نیلی او را * زدند آتش تمام پیکرم را

خودم شستم دل شب همسرم را * به اشک دیده از جان بهترم را

(وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)

مجری:

«اسلام علیکم یا اهل البیت النبوة» خیلی متشکرم از جناب آقای دکتر به خاطر طلیعه زیبایی که داشتند ان شاء الله که دل های ما با ذکر حضرت زهرا (سلام الله علیها) منور باشد.

استاد عزیز! صحبت ها در جلسات قبل حول و هوش مناجات شعبانیه از اهل بیت (علیهم السلام) به ما رسید و در خصوص دعای سحر بود. در برنامه های گذشته مطالبی را فرمودید خیلی استفاده کردیم، اگر نکته ای در خصوص برنامه های گذشته هست بفرمایید در خدمت شما هستیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

در ماه مبارک شعبان بحثی را در رابطه با دعای سحر که دعای همه ائمه (علیهم السلام) بود شروع کردیم و با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان مناجات شعبانیه را با دعای سحر آقا امام زین العابدین (سلام الله علیه)، دعای ابو حمزه ثمالی همچنین بعضی از فرازهای دعای افتتاح پیوند زدیم.

دعای افتتاح در حقیقت جزء معدود دعاهایی است که با سند معتبر از حضرت ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) هست، یک پیوندی بین این سه دعا بزنیم. ان شاء الله مورد قبول مولای مان حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) قرار بگیرد.

در ابتدای امر به همه دوستان توصیه می کنم از دعای افتتاح که دعای مولا، سرور و تاج سر ما آقا ولی عصر (ارواحنا فداه) هست به تعبیر «علامه مجلسی» در «زاد المعاد» با سند معتبر این دعا وارد شده است.

شاید مناسبتی پیش بیاید عرض می کنم تا به حال نزدیک به پانزده شرح توسط بزرگان و علمای بزرگ شیعه بر دعای افتتاح زده شده است.

در این دعا توحید در حد بالا، بحث اعتقادات دینی، مسئله معاد و مسئله راز و نیاز عاشقانه با خدای عالم؛ البته همه ادعیه ائمه (علیهم السلام) عاشقانه است ولی بعضی از فرازهای در دعای افتتاح داریم در دیگر جاها نداریم.

اضافه بر این که یک دعای خیلی عالی نسبت به وجود مقدس حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه)، انتظار فرج حضرت و انتظار دولت کریمه حضرت را داریم. امیدواریم که ان شاء الله شیطان ما را غافل نکند هر شب اگر همه دعای افتتاح را هم توفیق نداریم بخوانیم مثلاً نصفش را یک شب بخوانیم نصف دیگر را شب دیگر بخوانیم.

یا یک سومش را یک شب و دو سومش را شب دیگر بخوانیم در این دعا معارف خیلی عجیبی دارد. ان شاء الله تلاش مان این است که در چند برنامه ای که داریم نسبت به بعضی از فرازهای دعای سحر توضیحاتی داشته باشیم.

مجری:

حاج آقا یک فراز خیلی زیبا و جالبی در مناجات شعبانیه هست می فرماید «وَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَي‏»، این را برای مان توضیح بدهید وقتی که این دعا را می خوانیم به این جمله می رسیم دوست داریم تأمل بیشتری داشته باشیم بهتر بتوانیم با خداوند متعال ارتباط بگیریم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

قضیه «وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَي‏»‏ ترجمه ظاهرش این هست که خدایا در برابر تو ایستاده ام کلمه «وَقَفْتُ» معنای شاید بالاتر از ایستادن داشته باشد، مثل سربازی که در برابر فرمانده کاملاً با تمام قد می ایستد و احترام نظامی می کند شاید آن را تعبیر به «وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَي‏» می کنند.

بعضاً افسران ارشد در برابر «مقام معظم رهبری» چطور مؤدبانه، محکم با تمام قد می ایستند این را تعبیر به «وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَیک» می کنند.

البته اصل دعای سحر از امیر المؤمنین (سلام الله علیه) است دیگر ائمه هم می خواندند ایستادن در برابر خدای عالم یعنی خدایا برای آغاز حساب با تو آمده ام. آمدم آن چه را که نعمت به من داده بودی در برابر آن ها سوالی داری، حساب پس بدهم. گناهانی که کرده بودی اگر سوالی داری پاسخ بدهم.

در حقیقت می خواهد بگوید مسئولیت همه این ها به عهده من بود در سوره صافات داریم:

(وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ)

آنها را نگهداريد که بايد بازپرسی شوند!

سوره صافات (37): آیه 24

این ها را در برابر خدای عالم نگه دارید همه باید به سوالات پاسخ بدهند. در دعای حزین امام سجاد که بعد از نماز شب هست آن جا هم یک تعبیر خیلی جانانه ای دارد:

«إلهی فَإِنْ لَمْ تَرْحَمْنِي فَمَنْ يَرْحَمُنِي وَ مَنْ يُؤْنِسُ فِي الْقَبْرِ وَحْشَتِي وَ مَنْ يُنْطِقُ لِسَانِي إِذَا خَلَوْتُ بِعَمَلِي»

خدایا اگر تو رحم نکنی چه کسی به من رحم کند؟ آن وقتی که در قبر قرار می گیرم با دیدن نکیر، منکر و مأمورین زبانم لکنت می گیرد نمی توانم جواب بدهم «وَ مَنْ يُنْطِقُ لِسَانِي» غیر از تو چه کسی است که من را به نطق در بیاورد؟ تا آن جایی که می گوید

«وَ سَأَلْتَنِي عَمَّا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي»

خدایا در آن جا سوال و پرسش هست از من سوال می کنی از چیزهای که خودت از من آگاه تری

«فَإِنْ قُلْتُ نَعَمْ فَأَيْنَ الْمَهْرَبُ مِنْ عَدْلِك‏»

خدایا اگر بگویم این گناهان را من کردم کجا فرار کنم؟ یک راز و نیاز خیلی دوستانه، صمیمی، عاشقانه با خدای عالم «فَإِنْ قُلْتُ نَعَمْ فَأَيْنَ الْمَهْرَبُ مِنْ عَدْلِك‏» خدایا اگر بگویم بله این گناهان را من کردم از عدل تو کجا فرار کنم؟

«وَ إِنْ قُلْتُ لَمْ أَفْعَلْ»

بگویم خدایا من نکردم

«قُلْتُ أَ لَمْ أَكُنِ»

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد؛ طوسى، محمد بن الحسن‏؛ ناشر: مؤسسة فقه الشيعة ، ج‏1، ص 164

آیا از تو عالم تر نیستم؟ خودم خبر ندارم چه کار کردی بعضی از فرازها را از ائمه یاد بگیریم تکه هایی را در قنوت نماز و سجده ها قبل از نماز، بعد از نماز بخوانیم مشغول کار می شویم قبل از کارمان، آخر کار با مناجات عارفانه و عاشقانه معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) کارمان را آغاز کنیم و پایان دهیم.

در دعای شانزده «صحیفه سجادیه» هم داریم:

«أَنَا الْوَاقِفُ بَيْن‏ یَدیک»

خدایا منِ امام سجاد در برابر تو ایستادم

«مُسْتَكِينُ ذَلیلْ»

در برابر تو عاجز و ذلیل هستم!

امیر المؤمنین تعبیر خیلی زیبایی دارد، حضرت این فراز از دعا را در قنوت نمازشان داشتند، «بحار»، جلد 82، صفحه 260 دوستان خواهشاً به این مناجات جانسوز علی با خدای عالم نمی شود گفت عاشقانه اگر فراتر از عشق واژه ای بود آن را باید به کار می بردیم. در قنوت نمازش این طور می خواند:

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»، ائمه (علیهم السلام) آغاز دعاهای شان با صلوات بر محمد و آل محمد بود

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ قَنِّعْنِي بِحَلَالِكَ عَنْ حَرَامِكَ وَ أَعِذْنِي مِنَ الْفَقْرِ إِنِّي أَسَأْتُ وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ اعْتَرَفْتُ بِذُنُوبِي فَهَا أَنَا وَاقِفٌ بَيْنَ يَدَيْكَ فَخُذْ لِنَفْسِكَ رِضَاهَا مِنْ نَفْسِي لَكَ الْعُتْبَى لَا أَعُودُ فَإِنْ عُدْتُ فَعُدْ عَلَيَّ بِالْمَغْفِرَةِ وَ الْعَفْوِ ثُمَّ قَالَ (علیه السلام) الْعَفْوَ الْعَفْوَ مِائَةَ مَرَّةٍ ثُمَّ قَالَ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الْعَظِيمَ مِنْ ظُلْمِي وَ جُرْمِي وَ إِسْرَافِي عَلَى نَفْسِي وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ مِائَةَ مَرَّةٍ فَلَمَّا فَرَغَ ع مِنَ الِاسْتِغْفَارِ رَكَعَ وَ سَجَدَ وَ تَشَهَّدَ وَ سَلَّمَ.»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج82، ص260

«وَ قَنِّعْنِي بِحَلَالِكَ عَنْ حَرَامِكَ» پرورگارا مرا به سفره حلالت چنان سرشار و قانع کن که چشم داشتی از حرام نداشته باشم «وَ أَعِذْنِي مِنَ الْفَقْرِ» خدایا از تلخی فقر نجاتم بده.

فقر واقعاً تلخ و جانسوز است وقتی انسان غروب با دست خالی به خانه بر می گردد زن و بچه به دست آدم نگاه می کنند. یا همسر انتظار دارد وسایلی بگیریم برای بچه ها غذایی آماده کنیم.

وقتی مرد در برابر خواسته های همسر و فرزندانش شرمنده می شود خیلی تلخ است ولذا امیر المؤمنین از خدای عالم می خواهد «وَ أَعِذْنِي مِنَ الْفَقْرِ» خدایا از تلخی ها و شرمندگی ها فقر نجاتم بده.

در روایت هم داریم:

«وَكَادَ الْفَقْرُ أَنْ يَكُونَ كُفْراً»

چه بسا فقر سر از کفر در می آورد.

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الإسلامية ج‏2، ص307‏‏

بعد عرضه می دارد «إِنِّي أَسَأْتُ وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي» اولاً امیر المؤمنین (سلام الله علیه) و ائمه (علیهم السلام) این عبارت ها را نمایشی نمی گفتند مثل فیلم های که نمایش می دهند واقعاً در برابر خدا خودشان را نسبت به آن عظمت خدای عالم، نعمت های که خدای عالم داد، کرمی که خدای عالم داد خودشان را، نمی دانم چه تعبیری به کار ببرم به ساحت مقدس معصومین نستجیر بالله جسارتی نشود.

همان تعبیر رسول اکرم فرمود:

«مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِك‏»

خدایا آن گونه که شایسته بودی نتوانستیم تو را عبادت کنیم همین که اظهار عجز می کند از عبادت زیبنده و شایسته خدا این را احساس گناه می کند.

ولذا می بینیم ائمه (علیهم السلام) این ها را می خوانند گریه می کنند، ضجه می زنند چه بسا از شدت گریه می افتند غش می کنند. پس مشخص است این ها نمایش نیست واقعاً دارند با خدای عالم راز و نیاز می کنند.

خودشان را در برابر عظمت خدای عالم خیلی کوچک و ناچیز می بینند چون خدا را می شناسند می دانند چه است؟ صدیقه طاهره وقتی نماز می خواند نفس فاطمه زهرا به شمارش می افتد می داند با چه کسی دارد حرف می زند!

رسول اکرم با خدای عالم راز و نیاز می کند نماز می خواند «لَهُ عزیزٌ» سینه حضرت همانند آب جوش دیگ بر روی آتش شعله قُل قُل ور می کرد.

رنگ امام صادق (سلام الله علیه) در نماز تغییر می کرد گاه سرخ و گاه زرد می شد و چه بسا به قدری (مَالِكِ يوْمِ الدِّينِ) را تکرار می کرد غش می کرد. پس همه این ها نشان می دهد بر این که نمایش نیست. از طرفی دیگر به ما یاد می دهند تعبیر «امام (رضوان الله تعالی علیه)» این هست یکی از اهداف ائمه (علیهم السلام) از این مناجات این که به ما راه حرف زدن با خدا را به ما یاد بدهند.

«إِنِّي أَسَأْتُ وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي» خدایا بر خودم ظلم و ستم کردم «وَ اعْتَرَفْتُ بِذُنُوبِي» به گناهم اعتراف می کنم.

در ادامه امیر المؤمنین می گوید «فَهَا أَنَا وَاقِفٌ بَيْنَ يَدَيْكَ» همان تعبیری که امام سجاد در دعای شانزده داشت. ائمه در مناجات شعبانیه داشتند. امیر المؤمنین در قنوت نمازش داشت. «أَنَا وَاقِفٌ بَيْنَ يَدَيْكَ»خدایا در برابر عظمت تو ایستاده ام با تمام وجودم در برابر تو هستم.

امیر المؤمنین جمله ای دارد حتی بعضی وقت این جمله را تلفظ می کنم برایم قابل هضم نیست حتی خواندنش هم برای ما قابل هضم نیست. «فَخُذْ لِنَفْسِكَ رِضَاهَا مِنْ نَفْسِي» این اوج تسلیم علی در برابر خدا است. اوج عاشقانه یا جانبازی یا عشق بازی علی با خدا است.

خدایا منِ علی در برابر تو ایستادم بالاترین سرمایه ام جان و روحم هستم هر آن چه می خواهی در برابر کوتاهی هایم از جان و نفسم بگیر تا از من راضی باشی. می خواهی به بلا گرفتارم کنی، به قضا امتحانم کنی هر چه می خواهی این من و این سرمایه و جانم هست هر چه می خواهی از جانم بستان تا از من راضی باشی.

عرض کردم فقط خواندنش هم برای ماها سخت است بعد می گوید «لَكَ الْعُتْبَى لَا أَعُودُ» خدایا از تو پوزش می طلبم دیگر به گناهم بر نمی گردم و تکرارش نمی کنم جمله خیلی زیبایی دارد این فراتر از عشق بازی است می گوید «فَإِنْ عُدْتُ فَعُدْ عَلَيَّ بِالْمَغْفِرَةِ وَ الْعَفْوِ» خدایا اگر دوباره به گناه بر گشتم تو آقا و کریم هستی تو هم به مغفرت و بخششت بر گرد.

این را راه حرف زدن با خدا می گوید، خدایا معذرت می خواهم، قول می دهم و تعهد می کنم به گناه بر نگردم ولی اگر باز اتفاقی افتاد به گناه بر گشتم خدایا تو کریمی تو هم به بخششت بر گرد. چقدر زیبا و عالی است.

خیلی عجیب است «فَإِنْ عُدْتُ فَعُدْ عَلَيَّ بِالْمَغْفِرَةِ وَ الْعَفْوِ» در این جا چند واژه را امیر المؤمنین به کار می برد

یک: «وَ قَنِّعْنِي بِحَلَالِكَ عَنْ حَرَامِكَ» خدایا به من قناعت روزی بده به حلال کمت قانع باشم دست به حرام دراز نکنم.

دو: «وَ أَعِذْنِي مِنَ الْفَقْرِ» خدایا من را از تلخی فقر نجاتم بده

سه: «إِنِّي أَسَأْتُ وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ اعْتَرَفْتُ بِذُنُوبِي» به شکست نفس اعتراف صادقانه می کند در برابر خدای عالم، علی خودش را ذلیل می کند می گوید خدایا بد کردم به خودم ظلم کردم خودم دارم اعتراف می کنم که بد هستم.

«فَهَا أَنَا وَاقِفٌ بَيْنَ يَدَيْكَ» اگر کوتاهی کردم در برابر تو ایستادم خدایا هر کاری می خواهی بکن ولی از من راضی شو به آتشم بسوزانی بسوزان به فقرم گرفتار کنم به هر چه می خواهی انجام بده ولی خدایا از من راضی باش.

خیلی معرفت می خواهد آدم همچنین حرفی بزند بعد می گوید «لَكَ الْعُتْبَى لَا أَعُودُ» توبه می کنم، تعهد می دهم بر نگردم و اگر بر گشتم خدایا «فَإِنْ عُدْتُ فَعُدْ عَلَيَّ» تو هم به رحمت و مغفرتت بر گرد.

در این جا چند نکته هست تمام دعاهای ائمه را ببینید مانند «صحیفه سجادیه» و دعاهای دیگر را ببینید همه با صلوات شروع می شود. حتی رسول اکرم هم می خواهد دعا کند با صلوات شروع می کند.

در روایت مفصل معراج اگر فرصتی بشود باید یک شب از اول تا آخر حدیث را که در «کافی شریف» چهار، پنج صفحه هست بیاوریم. وقتی رسول اکرم به معراج می رود و به هر آسمانی می رود ملائکه ها می آیند نور رسول اکرم را می بینند جا می خورند می گویند

«الهی لا یشبه نور هذا بنورک»

نور این شبیه نور تو نیست او چه کسی است؟ خطاب می آید پیغمبر من رسول اکرم هست می آیند سلام می دهند اول چیزی که ملائکه در هر آسمان سوال می کنند می گویند یا رسول الله حال علی چطور است از علی چه خبر؟

روایت صد در صد صحیح است مرحوم «علامه مجلسی» در «مرآة العقول» می آورد می گوید این روایت کافی حسن است ولی «شیخ صدوق» در «علل الشرایع» با چهار،‌ پنج سند معتبره صحیحه اعلایی نقل کرده است.

می گوید از علی چه خبر؟ رسول اکرم می گوید مگر علی را می شناسید؟ گفت روزی که خدای عالم ما را ‌آفرید اعتراف به رسالت تو و ولایت علی را از ما گرفته است خدا بر عشق علی از ما پیمان گرفته است. در آسمان های بعدی همین طور به آن جایی که جبرئیل می ایستد رسول اکرم می گوید جبرئیل چرا ایستادی؟ گفت یا رسول الله این جا ورود ممنوع است

«لَوْ دَنَوْتُ أَنْمُلَةً لَاحْتَرَقَت‏»

مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)؛ نویسنده: ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، محقق / مصحح: ندارد ناشر: علامه، ج‏1، ص179

اگر یک بند انگشت جلو بیایم می سوزم این جا، جای من و انبیاء نیست فقط جای توست در آن جا رسول اکرم بحث نماز و ... را مطرح می کند خدای عالم خطاب می کند:

«صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَى آلِك‏»

بر خودت و اهلت صلوات بفرست یعنی اصل صلوات به امر خدا بر نبی مکرم که بر خودت و اهل بیتت صلوات بفرست.

ولذا رسول اکرم در مناجات هایش همه اش «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد» در «کافی شریف»، جلد 2، صفحه 293 داریم:

«كُلُّ دُعَاءٍ مَحْجُوبٌ عَنِ اللَّهِ حَتَّى يُصَلَّى عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص293

تمام دعاها در حجاب است مگر این که بر محمد و آل محمد کسی صلوات بفرستد از حجاب بیرون بیاورد. دعاها همه در یک قالبی ریخته شده است دعا بالا نمی رود مگر با درود بر رسول اکرم و آلش آخر دعا هم می گویند درود بفرستید.

خدای عالم درود بر پیغمبرش را قطعاً قبول می کند نمی شود خدا اول دعا و آخر دعا را قبول کند وسط دعا را رد کند اصلاً امکان پذیر نیست.

ولذا دوستان عزیز، ائمه (علیهم السلام) بر صلوات خیلی توصیه دارند آن قدری که صلوات بر محمد و آل محمد تأکید هست بر هیچ چیز تأکید نیست. نه بر نماز زیاد، نه روزه زیاد، نه بر صدقه زیاد، نه بر حج زیاد و نه بر جهاد زیاد.

در روایت دارد کسانی که نماز زیاد خواندند نتیجه نماز را می بینند خیلی فضیلت دارد می گویند ای کاش چند رکعت زیاد نماز می خواندم.

دفعات زیادی به حج رفت نتیجه را می بیند می گوید کاش ده مرتبه بیشتر می رفتم. هر عملی می بیند آرزو می کند ای کاش بیشتر انجام می داد ولی ثواب صلوات را به او می دهند به قدری زیاد هست چشمِ دلش سیر می شود. نمی گوید ای کاش یک صلوات دیگر می فرستادم چون جا ندارد هر چه امکان پذیر بود خدا به او داده است.

ولذا دوستان عزیز تلاش کنید لب ها به ذکر صلوات شبانه روز عادت کند. حتی نماز واجب می خوانید یک کلمه حرف بیخود بزنید نمازتان باطل است اگر دیدی کسی کنارت نام رسول اکرم را برد می گوید همان جا (اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ) گفتی

(اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ)

ما را به راه راست هدايت کن...

سوره فاتحه (1): آیه 6

اسم محمد شنیدی بگو «اللهم صل علی محمد و آل محمد»، بعد ادامه بده (صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيهِمْ) حتی در دستشویی هستی در دستشویی قرآن خواندن مکروه است در سجده قرآن خواندن مکروه است روایات متعدد داریم. «صاحب جواهر» هم مفصل آورده است ولی اگر نام رسول اکرم را در سجده شنیدی باید صلواتت را بدهی.

معذرت می خواهم در دستشویی نام رسول اکرم را شنیدی صلوات بفرست یعنی این قدر اهمیت دارد. خدای عالم خط قرمزی بر صلواتش نگذاشته است.

(إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يصَلُّونَ عَلَى النَّبِي يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا)

خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود می ‌فرستد؛ ای کسانی که ايمان آورده ‌ايد، بر او درود فرستيد و سلام گوييد و کاملا تسليم (فرمان او) باشيد.

سوره احزاب (33): آیه 56

تنها چیزی که خدا در قرآن خیلی شفاف بیان کرد خدا و ملائکه بر رسول اکرم صلوات می فرستند آی مؤمنین شما هم صلوات بفرستید امر الهی است.

لذا می بینیم بر این که هر دعایی حتی رسول اکرم هم دارد با صلوات شروع می شود. امیر المؤمنین با صلوات، صدیقه طاهره با صلوات، ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) با صلوات.

نکته دیگر این که در آخر زیارت جامعه کبیره می خوانیم:

«اللَّهُمَّ إِنِّي لَوْ وَجَدْتُ شُفَعَاءَ أَقْرَبَ إِلَيْكَ مِنْ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الْأَخْيَارِ- الْأَئِمَّةِ الْأَبْرَار لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعَائِي فَبِحَقِّهِمُ الَّذِي أَوْجَبْتَ لَهُمْ عَلَيْكَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُدْخِلَنِي فِي جُمْلَةِ الْعَارِفِينَ بِهِمْ وَ بِحَقِّهِمْ وَ فِي زُمْرَةِ الْمَرْحُومِينَ بِشَفَاعَتِهِمْ إِنَّكَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً كَثِيراً وَ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ.»

من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج2، ص617

خدایا اگر شفیعانی نزدیک تر از محمد و آل محمد پیدا می کردم « لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعَائِي» آن ها را پیش درگاهت می آوردم ولی به نزدیک تر از محمد و آل محمد، نزد تو کسی نیست بعد می گوید «فَبِحَقِّهِمُ الَّذِي أَوْجَبْتَ لَهُمْ عَلَيْكَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُدْخِلَنِي فِي جُمْلَةِ الْعَارِفِينَ بِهِمْ» خدایا به حقی که نسبت به محمد و آل محمد بر خودت واجب کردی «فَبِحَقِّهِمُ الَّذِي أَوْجَبْتَ لَهُمْ عَلَيْكَ» آن حقی که نسبت به محمد و آل محمد بر خودت واجب کردی، خیلی بالا است واقعاً اعتراف می کنیم نمی فهمم چه است؟

خدایا حقی که بر محمد نسبت به خودت واجب کردی چه کار کن؟ من را جزء عارفین به حق محمد و آل محمد قرار بده

مجری:

هم قسم خیلی بالاست هم خواسته خیلی بالاست.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، در دعای روز عید فطر می گوییم

«اللَّهُمَّ أَدْخِلْنِي فِي كُلِّ خَيْرٍ أَدْخَلْتَ فِيهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ أَخْرِجْنِي مِنْ كُلِّ سُوءٍ أَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص529

تصور می کردم این دعا فقط در قنوت نماز عید فطر و قربان است، دنبال یک موضوعی می گشتم می دیدم این عبارت را ائمه در جای جای دعاهای شان از خدا می خواهند. امام سجاد، امام باقر، امام صادق (سلام الله علیه) و دیگران یکی از تکیه گاهایی که از خدا می خواهند به ما هم یاد می دهند انجام بدهیم واژه «أَدْخِلْنِي فِي كُلِّ خَيْرٍ أَدْخَلْتَ فِيهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ أَخْرِجْنِي مِنْ كُلِّ سُوءٍ أَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد»

این عبارت عجیب است در دعای ائمه (علیهم السلام) خواستم یادداشتی در بیاورم دیدم یکی، دو تا نیست.

ولذا دوستان این هم یکی از چیزهایی است که در قنوت و سجده نمازمان داشته باشیم نمازمان تمام می شود می خواهیم دعا کنیم جامع ترین دعا است بالاتر از این نمی شود از خدا چیزی خواست.

خدایا من را داخل کن در هر خیری که محمد و آل محمد را داخل کردی محبوب تر از این ها پیش خدا کسی نیست خدا هم هر چه دارد به این ها داد «وَ أَخْرِجْنِي مِنْ كُلِّ سُوءٍ أَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد» خدایا هر بدی که از محمد و آل محمد دور کردی از من هم دور کن.

یعنی این جامع حوائج دنیا و آخرت، کامل ترین و جامع ترین حاجت از خدای عالم است؛ چون محبوب تر از این ها پیش خدا نیست خدا هر چه خوبی ها بود به این ها داد هر چه بدی بود از وجود این ها دور کرد ما هم همان را از خدا بخواهیم.

ولذا این را ان شاء الله تلاش کنیم در نمازهایمان، در عبادت ها و دعاهایمان بگوییم. می خواهیم بخوابیم و صبح از خواب بلند می شویم این واژه را به کار ببریم.

جمله دیگر «وَ قَنِّعْنِي بِحَلَالِكَ عَنْ حَرَامِكَ» خدایا به من آن چنان آرامش دل بده، قناعت در زندگی بده به حلالی که به من دادی اکتفا کنم سراغ حرام نروم. در روایت داریم برای بنده آن چه که مقدر هست می رسد اگر مقدر هست برای یک بنده مثلاً ثروت پنج میلیاردی داشته باشد تمام دنیا بخواهد دست به دست هم بدهد چهار میلیارد و نهصد و نود و نُه میلیون تومان بکند نمی تواند.

تمام انبیاء دست به دست هم بدهند پنج میلیارد و یک تومان هم بکنند نمی توانند بکنند. چون روز اول «جُف القلم» هر چه بود نوشته شده است.

نکته ای در روایت داریم می گوید اگر کسی از حرام چیزی کسب کند به همان اندازه از روزی حلالش کسر خواهد شد. ولذا باید دقت کنیم کلمه «لا حول ولا قوة الا بالله» را زیاد تکرار کنیم، فقط لقلقه زبان نباشد با تمام وجود بگوییم.

«وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ مَا شَاءَ اللَّهُ كَانَ وَ مَا لَمْ يَشَأْ لَمْ يَكُنْ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج83، ص298

«وَلَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ» هیچ حول و قوه ای نیست جز خدای متعال، «مَا شَاءَ اللَّهُ كَانَ وَ مَا لَمْ يَشَأْ لَمْ يَكُنْ»؛ هرچه خدا بخواهد انجام می شود، خدا نخواهد انجام نمی شود.

خدای عالم یک چیزی را هم به عهده ما گذاشته است.

(وَمَنْ يتَّقِ اللَّهَ يجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا، وَيرْزُقْهُ مِنْ حَيثُ لَا يحْتَسِبُ وَمَنْ يتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ)

و هر کس تقواي الهي پيشه کند، خداوند راه نجاتي براي او فراهم مي‌کند، و او را از جايي که گمان ندارد روزي مي‌دهد؛ و هر کس بر خدا توکل کند، کفايت امرش را مي‌کند؛

سوره طلاق (65): آیات 2 و 3

خدای عالم بنا است برای من یک ثروت پنج میلیاردی بدهد، (به نام پنج تن چون کلمه پنج به زبانم آمد) یک مرتبه می روم گناه می کنم عاق والدین می شوم دیگران را تحقیر می کنم از پنج میلیارد من کسر می شود چهار میلیارد می شود. گناه بعدی انجام می دهد چهار میلیاردم سه میلیارد می شود. همین طور گناه باعث می شود مرتب از ثروتم کم شود.

مجری:

اثر وضعی دارد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، روایات متعدد داریم. آیه قرآن هم است:

(وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمَى)

و هر کس از ياد من روي گردان شود، زندگي (سخت) و تنگي خواهد داشت؛ و روز قيامت، او را نابينا محشور مي‌کنيم!»

سوره طه (20): آیه 124

کسانی که گناه می کنند زندگی سخت دارند، خدا درهای روزی را برای شان می بندد.

از آن طرف می روم صله رحم می کنم، خدای عالم سه میلیاردم را چهار میلیارد می کند، به زن و بچه مان گشایش می دهیم چهار میلیاردم چهار میلیارد و پانصد می شود. تا به آن مرز می رسد. از مرز بالاتر دیگر نمی رود.

مجری:

همان چیزی که مقدر است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله. ولی نه این که ما از خدا بخواهیم خدا به ما نمی دهد، می گویم خدایا به من ده میلیارد ثروت بده، ولی مقدرمان پنج میلیارد است خدای عالم به جای پنج میلیارد دیگر نعمت‌های دیگری به ما می دهد.

توفیق در عبادت و گریه در عبادت می دهد، خدمات دیگری به ما می دهد یا نگه می دارد، در قیامت پاداش می دهد. چون در دنیا نهایتا هشتاد، نود تا صد سال زندگی می کنیم آن‌جا زندگی ابد در پیش داریم و خدای عالم جبران می کند. یعنی دعا بی اثر نیست چون خدا قول داده رد خور ندارد.

(ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ(

مرا بخوانيد تا (دعاي) شما را بپذيرم!

سوره غافر (40): آیه 60

«وَ لَيْسَ مِنْ صِفَاتك يَا سَيِّدِي أَنْ تَأْمُرَ بِالسُّؤَالِ وَ تَمْنَعَ الْعَطِيَّة»

خدایا از صفات تو این نیست که دستور بدی دعا کنیم ولی درهای اجابت را به روی ما ببندی!

مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، محقق/ مصحح: ندارد، ناشر: مؤسسة فقه الشيعة، ج2، ص583

ولی متأسفانه چشم ما حقایق را نمی بیند، اگر حقایق را ببینیم متوجه می شویم دعاهای ما اثر گذار است، در دنیا و یا در آخرت اثراتی دارد.

دوستان عزیز! تلاش کنیم یک مقدار کارها را راست و درست انجام بدهیم، با تکیه بر کرم و عفو خدا هرگناه و معصیتی را انجام ندهیم. امام صادق (سلام الله علیه) فرمود چه بسا بنده گناه می کند خدای عالم می گوید:

«فبعزتي و جلالي لن اغفرلک ابداً»

به عزت و جلالم قسم دیگر تو را نمی بخشم!

خیلی باید مراقب باشیم، به تعبیر علامه طباطبایی "ابدیت در پیش داریم" این طور نباشد که گناه کنیم و بگوییم خدا می بخشد، خدا کریم است ان شاء الله درست می شود.

می گویند لقمان نوکر و خدمتکار یک فرد سرمایه دار بود، این سرمایه دار کشاورزی داشت. (این حضرات در جوانی شان یا چوپان بودند و یا برای دیگران کار می کردند این طور نبود که تاجر زاده باشند.) ارباب لقمان هر گناهی انجام می داد می گفت ان شاء الله خدای عالم ما را بهشت می برد.

هرچه لقمان می گفت چرا این همه ظلم، گناه و معصیت می کنی؟ می گفت مشکل نیست خدا کریم است ان شاء الله بهشت می برد. یک سال صاحب کار گفت لقمان می خواهم امسال برایم گندم بکاری و آب بدی گندم عالی و مشت درو کنی. حضرت لقمان رفت به جای گندم جو کاشت، صاحب کارش منتظر بود گندم درو کند بعد دید لقمان جو کاشته است!

از لقمان پرسید چرا گندم نکاشتی؟ لقمان گفت من جو کاشتم ولی گفتم ان شاء الله گندم در میاد، ان شاء الله خدا این جو را تبدیل به گندم می کند. گفت مگر می شود جو هم گندم بشود؟ گفت ارباب تو هر گناه و معصیت انجام می دهی می گویی خدا فردا ما را بهشت می برد، خدایی که به خاطر گناه بهشت می برد این خدا قدرت ندارد جو را گندم کند؟!

عملا برای صاحب کارش ثابت کرد این کارت که هرگناه انجام می دهی می گویی ان شاء الله خدا درست می کند، خدا کریم است درست نیست. دوستان عزیز نسبت به حلال خواری و حرام خواری یک مقدار دقت کنیم.

مجری:

استاد عزیز استفاده کردیم، نکات خیلی خوبی را فرمودید از شما تشکر می کنم واقعا از خود اهل بیت یاد بگیریم چگونه دعا کنیم، خیلی نکته مهمی است. البته این سیره ای است که خداوند متعال بنا نهاد بارها از شما شنیدیم

(فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ)

سپس آدم از پروردگارش کلماتي دريافت داشت؛ (و با آنها توبه کرد.) و خداوند توبه او را پذيرفت؛ چرا که خداوند توبه‌پذير و مهربان است.

سوره بقره (2): آیه 37

حضرت آدم که به اصطلاح آن گناه ظاهری را انجام داده است خودش از خدا یاد گرفت که چگونه توبه کند و به اهل بیت توسل کند. بارها شما فرمودید این کلمات همان نور مقدس اهل بیت هستند و حضرت آدم به آن‌ها توسل کرد و چقدر صحبت‌های شما منطبق به آیه ای که خدمت تان خواندم.

حضرت استاد! با اجازه تان یک فاصله ای بگیریم و بر گردیم و ان شاء الله در ادامه برنامه خدمت شما باشیم. این عشقبازی و محبتی که اهل بیت داشته واقعا عجیب است و برای ما به این سادگی‌ها قابل درک و فهم نیست شما فرمودید که چگونه این ها عاشق خدا بودند و خداوند متعال را دوست دارند.

(میان برنامه)

مجری:

صلی الله علیک یا مولای یا صاحب العصر والزمان؛ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم! همچنان با برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) در خدمت شما هستیم و از محضر استاد گرانقدرمان آیت الله دکتر حسینی قزوینی در دقایقی که پیش رو داریم استفاده می کنیم.

ان شاء الله بتوانیم تماس های شما عزیزان را هم داشته باشیم و به سوالات شما هم پاسخ بدهیم. استاد خیلی متشکرم از مباحثی که ارائه می فرمایید فکر می کنم بینندگان هم فرازهای که فرمودید خیلی برای شان جالب و قابل استفاده بود.

بالاخره راهی که می خواهیم به سمت خدا برویم و این عشقبازی که اهل بیت به خدا دارند نیاز دارد یک کسانی مثل حضرتعالی و یا دیگر اساتید بزرگوار که مقداری از راه را پیموده اند و در این راه تحقیق و بررسی کرده اند برای ما و جوان‌ها و کسانی که در این راه جاهل هستیم تبیین کنند و راهنمای ما باشند و این افتخار امشب نصیب بنده شد که در خدمت شما باشم و عشقبازی اهل بیت را بیشتر بشنوم و یاد بگیرم که چگونه با خدا حرف می زنند و از خدا می خواهند.

از جمله مباحثی که حضرتعالی در همین فاصله ای که در خدمت شما بودیم به ما یاد دادید یک سری از فرازها است که اهل بیت عاشقانه با خدا صحبت می کند نمونه اش مناجات‌های است که حضرت امام سجاد (علیه السلام) سحرهای ماه مبارک رمضان داشت این فرازها برای ما خیلی جالب است حضرت می فرماید: «إِلَهِي لَوْ قَرَنْتَنِي بِالْأَصْفَاد» بعد می فرماید: «وَ أَمَرْتَ بِي إِلَى النَّار» یعنی اگر دستور به آتش هم بدهی «لَا خَرَجَ حُبُّكَ مِنْ قَلْبِي‏» این چه مقام و چه جایگاهی است که اهل بیت دارند و چگونه با خدا دارند این طور صحبت می کنند؟ از حضرتعالی بیشتر در خصوص این فرازها بشنویم، ماه مبارک رمضان و سحرهای آن است اگر توضیح بفرمایید ممنون می شویم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

این فرمایش اقا امام سجاد (سلام الله علیه):

«إِلَهِي لَوْ قَرَنْتَنِي بِالْأَصْفَادِ وَ مَنَعْتَنِي سَيْبَكَ مِنْ بَيْنِ الْأَشْهَادِ وَ دَلَلْتَ عَلَى فَضَائِحِي عُيُونَ الْعِبَادِ وَ أَمَرْتَ بِي إِلَى النَّارِ وَ حُلْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَ الْأَبْرَارِ مَا قَطَعْتُ رَجَائِي مِنْكَ وَ مَا صَرَفْتُ تَأْمِيلِي لِلْعَفْوِ عَنْكَ وَ لَا خَرَجَ حُبُّكَ مِنْ قَلْبِي‏»

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد؛ طوسى، محمد بن الحسن‏؛ ناشر: مؤسسة فقه الشيعة ، ج‏2، ص 590

خدایا اگر من را به زنجیر ببندی، رسوایم کنی، وارد آتشم کنی، بین من و دوستانت فاصله بیندازی هرگز امیدم از تو قطع نمی شود، محبت تو از قلبم بیرون نمی رود!

این در حقیقت ادامه همان فرمایش امیر المؤمنین است که عرضه می دارد، خدایا:

«فَخُذْ لِنَفْسِكَ رِضَاهَا مِنْ نَفْسِي لَك‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج82، ص261

خدایا من هرچه دارم از تو دارم، این نفسم که بالاترین سرمایه است این هم از خودم نیست برای تو است! تو صاحب اختیار و مالک الملوک هستی، هرکاری می خواهی بکنی انجام بده، عزت می خواهی بدهی بده، ذلت می خواهی بدهی بده، بلا می خواهی بدهی بده، سلامتی بده، بیماری بده!

«جابر ابن عبدالله انصاری» خدمت امام باقر (سلام الله علیه) می آید امام می فرماید جابر در چه حالی؟ می گوید آقا جان! من پیر شدم بیماری را بهتر از سلامتی دوست دارم، گرفتاری را بهتر از راحتی دوست دارم. حضرت فرمود ما این طوری نیستیم هرچه خداوند دوست داشته باشد همان را هم ما دوست داریم.

به قول شاعر می گوید:

یکی درد و یکی درمان پسندد * یکی وصل و یکی هجران پسندد

من از درمان درد وصل هجران * پسندم آن چه را جانان پسندد!

خدایا این من و جان من است هرچه تو دوست داری من رضایت تو را می خواهم، لذا در آیه 207 سوره بقره می بینیم یک تعبیر قشنگی دارد:

(وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ)

بعضي از مردم (با ايمان و فداکار، همچون علي (ع) در «ليلة المبيت» به هنگام خفتن در جايگاه پيغمبر ص)، جان خود را به خاطر خشنودي خدا مي‌فروشند؛ و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.

سوره بقره (2): آیه 207

این آیه مربوط به لیلة المبیت است که امیر المؤمنین به جای پیامبر می‌خوابد. ظاهرش است بعضی از مردم جان شان را در برابر رضایت و خشنودی خدا می فروشند، ولی مقداری با تعبیری که حضرت امیر دارد «فَخُذْ لِنَفْسِكَ رِضَاهَا مِنْ نَفْسِي لَك‏»، کاملاً روشن می کند در لیلة المبیت امیر المؤمنین در حقیقت جانش را دارد به خدا می دهد.

حضرت می گوید خدایا اگر رضایت تو این است منِ علی به دست مشرکین قطعه قطعه بشوم راضی هستم، ولی پیغمبرت سالم بماند. دارد بر این که به قدری به حضرت امیر آن شب تا صبح سنگ زدند که امیر المؤمنین در اثر برخورد سنگ ضجه می زد؛ حتی مشرکین تعجب کردند گفتند به پیغمبر سنگ می زدیم این طور ضجه نمی زد گفت سنگ می خورد درد دارد، تمام این ها را امیر المؤمنین تحمل می کند.

یعنی خدایا من تسلیم هستم از عمر من بکاه بر عمر رسولت بیافزا، رضایت تو این است من حاضر هستم این را بنده می گویند.

«فَخُذْ لِنَفْسِكَ رِضَاهَا مِنْ نَفْسِي لَك‏»، خدایا هر چه از من می خواهی بگیری، بگیر رضایت تو برایم مهم است. در آخر سوره فجر می خوانیم:

(يا أَيتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيةً مَرْضِيةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي)

تو ای روح آرام ‌يافته! به سوی پروردگارت باز گرد در حالی که هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است، پس در سلک بندگانم در آی، و در بهشتم وارد شو!

سوره فجر (89): آیات 27- 28- 29 و 30

آی کسی که به اطمینان رسیدی یعنی هر چه داشتی دادی، هیچ توقعی هم نداری نه توقع بهشت، نه توقع نرفتن جهنم حالا که تو این چنین کردی (ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيةً مَرْضِيةً) همه چه را به من دادی، من هم بهشتم را به تو می دهم. (وَادْخُلِي جَنَّتِي) کلمه جنت فقط این جا به خدا اضافه شده است. مضافٌ إلیه خدا، جنت خداست. بهشتِ من، نمی گوید (جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ)

(قُلْ أَذَلِكَ خَيرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كَانَتْ لَهُمْ جَزَاءً وَمَصِيرًا)

(اي پيامبر!) بگو: «آيا اين بهتر است يا بهشت جاويداني که به پرهيزگاران وعده داده شده؟! بهشتي که پاداش اعمال آنها، و قرارگاه شان است.»

سوره فرقان (25): آیه 15

بهشتی که متقین، اصحاب الیقین و بندگان می روند نه بهشتِ من؛ مخصوص است بهشت لقاء است در آن جا در محضر خدا بودن، با خدا دو به دو حرف زدن وقتی خدا در کوه طور با حضرت موسی حرف می زند می گوید:

(وَمَا تِلْكَ بِيمِينِكَ يا مُوسَى * قَالَ هِي عَصَاي أَتَوَكَّأُ عَلَيهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِي وَلِي فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَى)

و آن چيست در دست راست تو، ای موسی؟! گفت: اين عصای من است؛ بر آن تکيه می ‌کنم، برگ درختان را با آن برای گوسفندانم فرو می ‌ريزم؛ و مرا با آن کارها و نيازهای ديگری است.

سوره طه (20): آیات 17 و 18

در دستت چه است؟ گفت عصا حضرت موسی دارد با خدا حرف می زند انسان وقتی با معشوقش حرف می زند مدام می خواهد پر حرفی کند و معشوق حرفش را بشنود. (قَالَ هِي عَصَاي أَتَوَكَّأُ عَلَيهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِي وَلِي فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَى) بر او تکیه می کنم گوسفندانم را با آن هُش هُش می کنم. مدام حضرت موسی دارد پر حرفی می کند چون حرف زدن با خدا عشق است.

مؤمنین در (وَادْخُلِي جَنَّتِي) یعنی رفتن در جنت لقاء حق با بهشت متقین، حور، قصور و تیور ارزش ندارد.

(وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ)

و آخرين سخن شان اين است که: «حمد، مخصوص پروردگار عالميان است!»

سوره یونس (10):‌ آیه 10

ولذا وقتی که عبد همه هستیش را به خدا داد خدا هم همه هستی خودش را به او می دهد. در «کربلاء» سید الشهداء هر چه دارد به خدا می دهد. «فَخُذْ لِنَفْسِكَ رِضَاهَا» یکی از نمونه بارزش امام حسین است.

مجری:

حضرت آن جا به ظهور رسید

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله،‌ در روایت داریم «امام» هم در یکی از صحبت هایشان داشتند عاشوراء هر چه مصیبت سخت تر می شد سید الشهداء بشاش تر می شد. چون هر چه سخت تر رضایت خدا بیشتر

لذا بعضی از بزرگان دارند «رَضُیتُ بِرضاک» اشتباه است راضی به رضای تو هستم این نیست «رِضاکَ رِضای» خیلی فرق است بین «رَضُیتُ بِرضاک» یا «رَضِیتُ بِقَضائِک» یا نه «رِضاکَ رِضای»

خدایا رضایت تو، رضایت من است هر چه سخت تر می شود احساس می کند به خدا نزدیک تر است احساس می کند رضایت و خشنودی خدا بیشتر است. تأثیر گذاری این مصائب در حفظ شریعت خدا بیشتر است ولذا سید الشهداء هر چه مصائب سنگین تر است بشاش تر و خوشحال تر است.

مجری:

این درس هم برای ما هست هر چه مصیبت بیشتر بود خوشحال تر باشیم رضای خدا هست.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

لذا نمی آید بگوید خدایا من فرزند پیغمبر و حجت تو هستم چرا این طوری شد؟ یعنی خدا را به هیچ وجه بدهکار خودش نمی داند بعضی از ماها چهار روز نماز می خوانم اتفاقی می افتد از خدا گلایه می کنیم خدایا این همه نماز می خوانم چرا این همه بلا؟

کسی برای امام حسین عزاداری، هزینه و ... می کند اتفاق ناگواری می افتد می گوید یا حسین همچنین توقعی از تو نداشتم! خاک بر سر تو با این عبادت ها و عزاداری هایت تو انتظار داری مثلاً اگر عزاداری کرد نعمت و توفیق این عزاداری را او به تو داده است آن یک بحث جدایی است شما باید سراپا شکر و سجده کنی که همچنین توفیقی در میان میلیاردها انسان به تو داد برای امام حسین عزاداری و گریه کردی نه این که چون برای امام حسین گریه، عزاداری و هزینه کردی طلب داری برای این که امام حسین مشکلاتت را بر طرف کند.

معامله دنیوی با امام حسین کردی با امام حسین داری تجارت می کنی این عزاداری برای امام حسین نیست عزاداری برای خودت است.

مجری:

دو جور خسران می شود.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، ولذا باید خیلی حواس مان باشد چه بسا بعضی وقت ها گرفتاری های که بعد از عبادت ها و عزاداری ها می آید نشانه قبولی است. در روایت داریم البته خودم ندیدم از یکی از بزرگان در نماز جمعه شنیدم در ذهنم نیست مال آیت الله العظمی «اراکی» یا شخص دیگری بود در «مسجد امام» شنیدم.

گفت یکی از نشانه های حج این است که انسان با مصائب و گرفتاری های مواجه می شود این گرفتاری های حج نشانه قبولی حج است.

در خانه مجنون همه صف کشیده بودند شیر بخرند مجنون هم در وسط بود مردم او را مذمت می کردند آقای مجنون تو که این همه عاشق لیلی هستی همه در صف هستند تو هم در صف هستی این چه عشق و عاشقی است؟

لیلی از خانه بیرون آمد دید مجنون وسط صف است جامی هم در دستش بود آن را به زمین کوبید مردم گفتند مشخص است عشقت یک طرفه است بعد مجنون جمله ای دارد می گوید:

اگر با دیگرانش بود میلی * چرا ظرف مرا بشکست لیلی!

شکستن ظرف هم نشانه عشق و صفا است.

لذا باید طوری کنیم چه در بلا، چه در غیر بلا، صحت، عافیت و بیماری همه به یاد او باشیم همه را از عنایت او ببینیم.

به همین اندازه اکتفا می کنم و وارد بحث بعدی نمی شوم ان شاء‌ الله در جلسات دیگر در رابطه با این فرمایش حضرت خیلی غوغا است از آن هایی است که فقط می توانیم بخوانیم مثل بچه ای که مقاله ای دستش می دهند در برابر بزرگی بخواند خودش هم نمی داند چه است حفظ کرده و طوطی وار از روی مقاله می خواند به هیچ وجه از معنای مقاله سر در نمی آورد.

این جملات امام سجاد را وقتی می خوانیم خدایا اگر به زنجیرم بکشی و نعمت هایت را از من سلب کنی در میان همه خلایق مفتضحم کنی دستور بدهی من را به آتش جهنم ببرند بین من و اولیائت فاصله بیاندازی

«مَا قَطَعْتُ رَجَائِي مِنْك‏»

امیدم را از تو کم نمی کنم

«وَ لَا خَرَجَ حُبُّكَ مِنْ قَلْبِي‏»

محبت تو هرگز از قلب من بیرون نمی رود.

بعد می گوید:

«أَنَا لا أَنْسَى أَيَادِيَكَ عِنْدِي»

خدایا نعمت هایت را فراموش نمی کنم این همه خوبی به من کردی اگر یک جا هم بیماری به من دادی، گرفتاری دادی در برابر این نعمت ها و عافیتی که در طول عمر به من دادی این ها نا چیز است.

«وَ سِتْرَكَ عَلَيَّ فِي دَارِ الدُّنْيَا»

این همه پرده پوشی من را کردی!

مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، محقق/ مصحح: ندارد، ناشر: مؤسسة فقه الشيعة، ج2، ص591

این ها تعابیر خیلی عجیبی است که ان شاء الله در جلسه بعد تلاش می کنیم به این فرمایش حضرت امام سجاد (سلام الله علیه) را در دعای سحر ماه رمضان بیشتر توضیح بدهیم.

مجری:

ان شاء الله توفیق داشته باشیم در خدمت شما باشیم همچنین توفیقی برای ما و همه بینندگان باشد از سحرهای ماه مبارک رمضان بهرمند بشویم با توسل به آقا امام عصر و صلوات های که فرمودید ذکر صلوات بر محمد و آل محمد از اسبابی است که ما را به خدا نزدیک تر می کند.

در این برنامه با سیره حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آشنا می شویم با مباحثی که آیت الله دکتر حسینی قزوینی از سیره و اخلاق اهل بیت بخصوص اخلاق امیر المؤمنین (علیه السلام) به ما می دهند و ان شاء‌ الله بتوانیم با یادگیری و آموختن این مباحث آن ها را در زندگی خودمان به کار ببریم با اخلاق، رفتار و کردارمان بتوانیم به آقا امام عصر نزدیک و نزدیک تر بشویم.

خیلی متشکرم جناب استاد از مباحثی که فرمودید با اجازه شما به تماس‌های بینندگان عزیز بپردازیم، سوال اگر داشتند مطرح بشود و باز اگر فرصت بود در خدمت شما و بینندگان عزیز هستیم.

اولین تماس آقای «بهادری» از «کرج» سلام بر شما بفرمایید.

(تماس بینندگان برنامه)

بیننده: (آقای بهادری از کرج – شیعه)

سلام عرض می کنم خدمت شما جناب اقای حسینی قزوینی و جناب اقای قضبانی، ان شاءالله طاعات و عبادات شما عزیزان مورد قبول حضرت حق قرار گرفته باشد. حضرت آقا، روایاتی در «صحاح سته» عزیزان اهل سنت از رسول مکرم اسلام هست ایشان فرمودند:

«لا تسبوا أصحابي فمن سبهم فعليه لعنة الله»

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج1، ص54

«عن بن عباس قال رسول الله صلى الله عليه وسلم لا تسبوا أصحابي فمن سبهم فعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين»

الكامل في ضعفاء الرجال؛ اسم المؤلف: عبدالله بن عدي بن عبدالله بن محمد أبو أحمد الجرجاني الوفاة: 365، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1409 - 1988، الطبعة: الثالثة، تحقيق: يحيى مختار غزاوي، ج3، ص238

رسول خدا فرمودند خدا لعنت کند و ملائکه او را لعنت می کند و همه مردم باید او را لعنت کنند کسی که سب صحابه کند. حالا سوالی که از فقهای عامه و علمای شان داریم این است که آقایان می گویند کسی اصحاب کند ملعون است و باید او را لعنت کرد؛ چون خدا او را لعنت می کند آیا با وجود این روایات تعارضی بین این طائفه و روایات ایجاد نمی شود که در مورد صحابه آمده است.

آن چه که مسلم بوده این است که در میان صحابه کسانی بودند که سب یکدیگر را آغاز کردند، مثلا معاویه ابن ابی سفیان نبود که سب علی ابن ابی طالب را نزدیک به هشتاد سال در منابر تمام بلاد اسلامی دستور داد آقا امیر المؤمنین را سب کردند. حتی در مدینه و در حضور اهل بیت آن حضرت و حتی در محضر امام حسن مجتبی خطیب منبر می رفت و علی ابن ابی طالب را لعن و سب می کرد آیا این بوده یا نبوده است چرا آقایان در این باره پنهان کاری می کنند؟

مثلا «صحیح مسلم» در جلد 4 نقل می کند معاویه وقتی به مدینه آمد دستور داد سب اقا امیر المؤمنین را آغاز کنند. «سعد ابی وقاص» حاضر نشد که سب و فحاشی امام را بکند، معاویه از او سوال کرد

«ما مَنَعَكَ ان تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ فقال أَمَّا ما ذَكَرْتُ ثَلَاثًا قَالَهُنَّ له رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَلَنْ اسبه لان تَكُونَ لي وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ الي من حُمْرِ النَّعَمِ سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يقول له خَلَّفَهُ في بَعْضِ مَغَازِيهِ فقال له عَلِيٌّ يا رَسُولَ اللَّهِ خَلَّفْتَنِي مع النِّسَاءِ وَالصِّبْيَانِ فقال له رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم أَمَا تَرْضَى ان تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَى الا انه لَا نُبُوَّةَ بَعْدِي وَسَمِعْتُهُ يقول يوم خَيْبَرَ لَأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ رَجُلًا يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيُحِبُّهُ الله وَرَسُولُهُ قال فَتَطَاوَلْنَا لها فقال ادْعُوا لي عَلِيًّا فَأُتِيَ بِهِ ارمد فَبَصَقَ في عَيْنِهِ وَدَفَعَ الرَّايَةَ إليه فَفَتَحَ الله عليه وَلَمَّا نَزَلَتْ هذه الْآيَةُ ) فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ ( دَعَا رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم عَلِيًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَيْنًا فقال اللهم هَؤُلَاءِ أَهْلِي»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج4، ص1871، ح2404

چرا ابو تراب را سب نمی کنی، سعد ابی وقاص را توبیخ کرد. ابن ماجه در سنن خودش نقل می کند:

«عن سَعْدِ بن أبي وَقَّاصٍ قال قَدِمَ مُعَاوِيَةُ في بَعْضِ حَجَّاتِهِ فَدَخَلَ عليه سَعْدٌ فَذَكَرُوا عَلِيًّا فَنَالَ منه فَغَضِبَ سَعْدٌ وقال تَقُولُ هذا لِرَجُلٍ سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يقول من كنت مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ وَسَمِعْتُهُ يقول أنت مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَى إلا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي وَسَمِعْتُهُ يقول لَأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ الْيَوْمَ رَجُلًا يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ»

سنن ابن ماجه؛ اسم المؤلف: محمد بن يزيد أبو عبدالله القزويني الوفاة: 275، دار النشر: دار الفكر - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج1، ص45

در بعضی از سفرهای حج معاویه به مدینه آمد سعد ابی وقاص بر او وارد شد سخن از امام به میان آمد معاویه امام علی را سب کرد، سعد ابی وقاص غضبناک شد به معاویه خطاب کرد و گفت تو کسی را داری فحش می دهی که رسول خدا در باره او فرمودند این را من خودم با دو گوش خودم از رسول خدا شنیدم فرموند: «من كنت مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ» من خودم شنیدم که پیامبر فرمود «أنت مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَى» من از دو لب رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) شنیدم که فرمودند در روز خیبر فردا پرچم را به دست کسی می دهم که او خدا و پیغمبر را دوست دارد و خدا و پیغمبر هم او را دوست دارند.

مسلم هم در کتاب صحیح خودش از سهل ابن سعد ساعدی نقل می کند کسی از آل مروان وارد مدینه شد یعنی مروان ابن حکم ابن عاص سهل را خواست دستور داد که علی ابن ابی طالب را دشنام دهد، سهل قبول نکرد مروان گفت چرا نمی خواهی او را لعن کنی اقلا به لقب ابو تراب لعن کن؟ سهل گفت هیچ لقبی نزد علی ابن ابی طالب مثل ابوتراب عزیزتر نبود وقتی او را با کنیه ابو تراب صدا می زدند او خوشحال می شد حالا تو می گویی من او را با این لقب لعن کنم!

حالا علمای اقایان می خواهند پرده پوشی کنند و بگویند در زمان معاویه چنین چیزی نبوده است، مسلما چنین چیزی حتما بوده است متنها سوالی که داریم این است اگر سب کننده به قول شما ملعون است آیا ما مجاز هستیم معاویه و مروان ابن حکم و دیگران را که دشمن اهل بیت بودند را سب کنیم یا مجاز نیستیم؟

اگر واقعا مجاز هستیم که به حکم ارتداد و کفر این ها این ها را کفر و لعن کنیم آقایان چطور اجازه نمی دهند می گویند هرکس اصحاب را لعن کند ملعون است آیا باید سب و لعن معاویه، مروان ابن حکم و غیر ذلک را بپذیرند، آن‌های که سب می کردند را چه باید بگوییم؟

مثلا عبدالرحمن می گوید من به پدرم گفتم اگر یک مردی را بیاورند که به اصحاب فحش داده چه می کنی؟ مثلا یسب ابو بکر، پدرم گفت گردنش را می زنیم و بعد گفتم و قلت عمر، گفت اضرب عنقه.

اوزاعی که از فقهای عامه است قبل از ابو حنیفه بوده او همچنین فتوا می دهد. ابن عیاش سفیان ابن عیننه بر همین فتوا می دهند هرکسی سب صحابه کند او واجب القتل و کافر است بعد کسانی مثل امام عمر ابن عبدالعزیز، امام مالک و نووی در شرح مسلم می گوید قتل او واجب نیست و کافر هم نمی شود.

سوال این است که حضرت آقا آیا علی ابن ابی طالب از صحابه بود یا نبود؟ هیچ فضیتلی و هیچ منفعت دیگری برای امیر المؤمنین نمی خواهیم این داستانی که الان می خواهم نقل کنم حاکم نیشابوری در کتاب مستدرک نقل کرده است شخصی به نام ابی عبدالله جذری نقل می کند ایشان می گوید من کم سن و سال بودم بعد از اعمال حج رفتم دیدم یک جا صف کشیده اند من رفتم داخل صف وارد شدم دیدم منزل حضرت ام سلمه (سلام الله علیها) همسر رسول خدا است و مردم کنار خانه حضرت جمع شدند بعد شخصی به نام شبث ربعی را حضرت ام سلمه صدا زد، شبث ابن ربعی گفت بله مادر، گفت کسی در جمع شما به پیامبر سب می کند؟ گفت نه مادر کجا چنین چیزی بوده است؟ ام سلمه فرمود به علی سب می کنید و دشنام می دهید، این شخص گفت مادر یک چیزهای به خاطر منافع دنیایی می گوییم، ما به خاطر مقام و منفعت دنیا علی را فحش می دهیم.

حضرت ام سلمه فرمودند من خودم از رسول خدا شنیدم که هرکس سب علی کند من را سب کرده است، کسی که من را دشنام دهد خدای متعال را دشنام داده است. حضرت اقا این روایت چطور مورد غفلت واقع شده است چرا اقایان جواب نمی دهند؟ ببخشید مصدع اوقات شدم شما اگر توضیح دارید بفرمایید استفاده می کنیم، از شما سپاسگزاریم خدا نگهدار!

مجری:

خیلی ممنون و متشکریم جناب اقای بهادری از تماسی گرفتید و نکته ای که فرمودید، جناب استاد در خصوص صحبت اقای بهادری اگر نکته ای است بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ایشان خیلی توضیح کافی دادند. یکی از بدترین و ناجوانمردانه ترین کاری که معاویه انجام داد بحث سب و شتم علی ابن ابی طالب (سلام الله علیه) بود. به طوری که زمخشری در ربیع الابرار دارد بر این که در بالای هفتاد هزار منبر در طول هشتاد سال امیر المؤمنین را سب و شتم می کردند.

تا این که عمر ابن عبدالعزیز آمد یک کارهای انجام داد گرچه باز نگاه نکردند، و کار به جای می رسد که تا سال 241 که احمد ابن حنبل از دنیا رفته است اصلا تا آن زمان علی را خلیفه نمی دانستند. ایشان گفت: «من لم يربع بعلي فى الخلافة فهو أضل من حمار أهله»

«قال أحمد من لم يربع بعلي فى الخلافة فهو أضل من حمار أهله ونهى عن مناكحته وهو متفق عليه بين الفقهاء وعلماء السنة وأهل المعرفة والتصوف وهو مذهب العامة»

كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيمية؛ اسم المؤلف: أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي، ج 35، ص 18

«وقال أحمد بن حنبل من لم يثبت الإمام لعلي رض فهو أضل من حمار أهله»

التمهيد والبيان في مقتل الشهيد عثمان؛ اسم المؤلف: محمد بن يحيى بن أبي بكر المالقي الأندلسي الوفاة: 741، دار النشر: دار الثقافة - الدوحة - قطر - 1405، الطبعة: الأولى، تحقيق : د. محمود يوسف زايد، ج1، ص176

هرکس علی را خلیفه چهارم نداند، از الاغ طویله اش هم گمراهتر است.

مجری:

استاد واقعا مصیبت است!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، نمی دانم چه بگوییم.

مجری:

خانم «حقیقتجو از کرمان» یک پیامک داده اند گفتند که حضرت امام راحل فرمودند پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد، این نعمتی که الان داریم از آن مغفولیم، کاش در این خصوص مقداری صحبت کنید تا قلب‌های جریحه دار ما مرحمی پیدا کند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

این عزیزمان اگر بتوانند بحث خارج فقه مقارنی را که در حوزه علمیه داریم ملاحظه کنند به پاسخ سوال شان می رسند، دو سال است که بحث روی ولایت فقیه است. البته این موضوع را با یک رویکرد جدیدی بحث می کنیم. معمولا صوت و متن درس را دوستان روی سایت می گذارند.

مهم‌ترین چیزی که می توانیم در رابطه با ولایت فقیه خدمت شما عرض کنیم همین جمله حضرت ولی عصر (سلام الله علیه) است می‌فرماید: «فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِم‏»

«وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِم‏»

كمال الدين و تمام النعمة؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفاری، علی اكبر، ناشر: اسلاميه، ج1، ص484

ولی فقیه حجت من بر همه شما است و من حجت خدا بر این‌ها هستم همین کفایت می کند، بیش از این نیاز نداریم.

آدرس: کتاب «کمال الدین» جلد 2، صفحه 484؛ «غیبت شیخ طوسی»، صفحه 291 است.

یا فرمایشی که از امام صادق (سلام الله علیه) است:

«قَالَ انْظُرُوا إِلَى مَنْ كَانَ مِنْكُمْ قَدْ رَوَى حَدِيثَنَا وَ نَظَرَ فِي حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْكَامَنَا فَارْضَوْا بِهِ حَكَماً فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِماً فَإِذَا حَكَمَ بِحُكْمِنَا فَلَمْ يَقْبَلْهُ مِنْهُ فَإِنَّمَا بِحُكْمِ اللَّهِ قَدِ اسْتَخَفَّ وَ عَلَيْنَا رَدَّ وَ الرَّادُّ عَلَيْنَا الرَّادُّ عَلَى اللَّهِ وَ هُوَ عَلَى حَدِّ الشِّرْكِ بِاللَّهِ»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج7، ص412‏، ح5

«وَ عَلَيْنَا رَدَّ وَ الرَّادُّ عَلَيْنَا الرَّادُّ عَلَى اللَّهِ وَ هُوَ عَلَى حَدِّ الشِّرْكِ بِاللَّهِ»؛ هرکس حرف ولی فقیه را نپذیرد عَلَيْنَا رَدَّ، حرف ما را رد کرده است. و هرکس حرف ما را رد کند، حرف خدا را رد کرده است «وَ هُوَ عَلَى حَدِّ الشِّرْكِ بِاللَّهِ»

همان طوری که امام (رضوان الله تعالی علیه) فرمود پشتیبان ولایت فقیه باشید... در همین قضایای اخیر سال اخیر کاملا روشن شد، همه دنیا فهمیدند بر این که استقلال کشور و آبروی نظام، آبرو و استقلال مردم زیر بار بندگی آمریکا نرفتن مرهون قاطعیت شخص مقام معظم رهبری است.

مجری:

همچنین شجاعت ایشان

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، شجاعت ایشان. اگر نه آقایان وطن فروشی که همواره دنبال کد خدا بودند که گفت برویم با کد خدا بسازیم، ده سال مردم را معطل کردند آخرش بنا بود برجام شان گلابی بده، به جای گلابی زهر مار داد که این همه تلخی‌ها، سختی‌ها را بر کشور تحمیل کرد و همه به خاطر بی تدبیری آقایان بود که انجام دادند و مردم دارند تاوان بی تدبیری آقایان را پرداخت می کنند.

در این قضایای اخیر با این که شهادت بعضی از عزیزان مان خیلی درد آور بود، حتی بعضی از مسئولین رده بالا می گفتند ما خودمان را گم کرده بودیم، گفتیم تمام شد ولی این سید اولاد پیغمبر با قاطعیت بحران را مانند عمه جانش حضرت زینب کبری که در عاشورا پس از شهادت امام حسین مدیریت کرد و سربلندی برای اهل بیت و ذلت و افتضاح برای دودمان بنی امیه این شجره ملعونه در قرآن بود ایشان هم بحران را بسیار عالی مدیریت کرد.

ملاحظه بفرمایید مدیریت بحران مسئله کوچکی نیست، امشب دیدم خبرنگاری از اقای پوتین در رابطه با تهدید شدن مقام معظم رهبری سوال کرد و پرسید نظر شما چه است؟ گفت اصلا در این زمینه حاضر نیستم فکر کنم، نه تنها جواب نمی دهد می گوید حتی در این زمینه فکر هم نمی کنم.

ملاحظه بفرمایید یک کسی که به ظاهر سوسیالیست و کمونیست است این طور رهبری را شناخته است!

یا تشکیلاتی که ترامپ به این جا آورده و همه لشکریان کفرش داشته و نداشته اش را رو کرده و در منطقه آورده است، از آن طرف مقام معظم رهبری فرمود این ناوهای آن چنانی هرچه قوی باشد قدرتی که این ها را به ته دریا می کشد هم وجود دارد.

و یک جمله ای هم این سید اولاد پیغمبر گفت ان شاء الله من یقین دارم قطعا خدای عالم و حضرت ولی عصر به ایشان القا کردند و ایشان بیان کرد، گفت این دفعه اگر جنگی در بگیرد جنگ منطقه ای خواهد بود. با این جمله اش کمر دشمن را شکست، جمله ایشان حتی رؤسای کشورهای منطقه را لرزاند.

بعد ترامپ گفته بود من تعجب می کنم این همه ما لشکر کشی کردیم، این ها اصلا نترسیدند. آقای ترامپ بنا نیست کسی بترسد!

در قضیه جنگ احد وقتی مشرکین گفتند برگردیم چند نفر مسلمانانی که مانده به همراه پیامبر بکشیم و قضیه تمام بشود.

(الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ؛ فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ يمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ)

اينها کساني بودند که (بعضي از) مردم، به آنان گفتند: «مردم [= لشکر دشمن ] براي (حمله به) شما اجتماع کرده‌اند؛ از آنها بترسيد!» اما اين سخن، بر ايمانشان افزود؛ و گفتند: «خدا ما را کافي است؛ و او بهترين حامي ماست.» به همين جهت، آنها (از اين ميدان،) با نعمت و فضل پروردگارشان، بازگشتند؛ در حالي که هيچ ناراحتي به آنان نرسيد؛ و از رضاي خدا، پيروي کردند؛ و خداوند داراي فضل و بخشش بزرگي است.

سوره آل عمران (3): آیات 173 و 174

مجری:

خیلی متشکرم جناب اقای دکتر، بالاخره آن فیل‌ها با آن پرنده‌های کوچک مثل کاه شدند که اصلا انگار در زمین نبودند. حضرت استاد از این که تشریف آوردید و این مباحث را ارائه فرمودید واقعا تشکر می کنم و خدا را شاکرم که این توفیق را داشتم بعد از مدت‌ها در خدمت شما باشم.

عزیزان بیننده از شما هم تشکر می کنم که برنامه خودتان را دنبال کردید تا فرصت دیگر از همه شما التماس دعا داریم و آخر دعای ما در هر برنامه ای «اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ» است تا دیدار دیگر خدا نگهدار!


Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها