نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
مراتب و مراحل اخلاص ( دعا و بندگی در مناجات شعبانیه)
کد مطلب: 16503 تاریخ انتشار: 04 اسفند 1404 - 09:51 تعداد بازدید: 129
سخنراني ها » اخلاق علوی
مراتب و مراحل اخلاص ( دعا و بندگی در مناجات شعبانیه)

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی – 23 11 1404 (قسمت 140)

لينک دانلود
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی – 23 11 1404 (قسمت 140)

عنوان برنامه: مراتب و مراحل اخلاص ( دعا و بندگی در مناجات شعبانیه)

کلیدواژه:

اخلاق علوی سیره مهدوی؛ مهدویت؛ اخلاص؛ مناجات شعبانیه؛ صلوات؛ مخلصین؛ عبادت؛ ماه شعبان؛ استغفار؛ خاطرات علما؛ زیارت جامعه کبیره؛ معرفت؛ زیارت؛ توسل؛ اخلاق نیکو

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: حجت الاسلام والمسلمین مرعشی

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، الْحَمْدُلِلَّه رَبّ العَالَمِینْ، وَصَلی الله عَلیٰ مُحَمّدٍ وَآلِه الطَاهِرین؛

عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان «شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)»

الحمد لله این توفیق را داریم در خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند با برنامه «اخلاق علوی و سیره مهدوی» هستیم. برنامه ای که الحمدلله این توقیق را داریم در شب‌های جمعه سید اللیالی، محضر همه شما گرامیان تقدیم کنیم.

همان طور که مطلع هستید، در این برنامه از محضر آیت الله دکتر حسینی قزوینی استفاده می کنیم، ان شاء الله امشب هم بتوانیم نهایت بهره و استفاده را از محضر شان ببریم.

آماده هستیم تا ان شاء الله جلسه را با شنیدن جریانات و چه بسا مصائب و چیزی که دل ما را متصل به ساحت مقدسه بی بی حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) کند آغاز کنیم. ان شاء الله که روشنی بخش مجلس، محفل و دل های ما باشد، حضرت استاد سلام عرض می کنم در خدمت شما هستیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم، موفقیت روز افزون برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم!

مطابق برنامه همیشگی مان طلیعه عرائض مان را با یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز می کنیم، باشد که این بی بی دو سرا، سیدة النساء اهل الجنة اجمعین، گوشه چشمی هم به ما نگاه کند.

ز دست مردم یثرب چه آمد بر سرت مادر * که مرگ خویش را کردی طلب از داورت مادر

از این پهلو به آن پهلو مپیچ ای غمگسار من * مبادا صدمه بیند زخمه های پیکرت مادر

تو بین دشمنان کردی حمایت از علی، من هم * جدا یک دم نگردم از کنار بسترت مادر

تو کردی پاک از چشم علی اشک غم و من هم * بگیرم اشک مظلومی ز چشمان ترت مادر

نه تنها من، در و دیوار این غم خانه می گرید * گهی بر تو، گهی بر غصه های رهبرت مادر

خدا را گر به سر عمر شریفت آمده اول * دعا کن تا بمیرد دختر غم پرورت مادر!

(وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)

مجری:

طیب الله، متشکر، الحمد لله توفیق عظیمی است، به همین مقدار هم ان شاء الله اگر مداومت داشته باشیم و بتوانیم هفته ای برای خودمان برنامه بچینیم، این اتصال را ترک نکنیم قطعا ان شاء الله پر برکت و جاودانه و مایه شفاعت خواهد بود!

حضرت استاد الحمد لله توفیق داشتیم از محضر تان استفاده می کردیم چه در برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی و یا برنامه های دیگر، خیلی وقت ها این فراز هایی از مناجات شعبانیه را می شنیدیم به مناسبت های مختلف تکه هایی از این مناجات عظیم الشأن و عظیم القدر بیان می شد، امشب آخرین شب جمعه ماه مبارک شعبان است، اگر لطف بفرمایید یک مقداری بیشتر اختصاصی نسبت به این مناجات از حضرتعالی بیاناتی بشنویم ان شاء الله استفاده خواهیم کرد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

عزیزان! در رابطه با مناجات شعبانیه مستحضر هستند، یکی از مناجاتی که همه ائمه (علیهم السلام) با آن راز و نیاز می کردند با خداوند عالم مناجات و درد دل می کردند، عبارت از همین مناجات شعبانیه است.

به ظاهر این مناجات از حضرت امیر (علیه السلام) است، ولی امام مجتبی، امام حسین (علیهما السلام)، تا حضرت ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) این مناجات را می خواندند.

من در میان ادعیه ندیدم آمده باشد که همه ائمه این دعا را ملتزم و مقید بودند که قرائت کنند. فراز هایی در این دعا است که در دعا های دیگر این فراز ها نیست.

مقام معظم رهبری می گوید از حضرت امام سوال کردم شما با کدام یک از این دعا ها بیشتر حال می کنید؟ امام فرمود مناجات شعبانیه و دعای کمیل!

دوستان عزیز، عزیز مان هم سوال طرح کردند، من خیلی دنبال یک فرصتی می گشتم تا یک مناسبتی پیش بیاید که بتوانیم بعضی از فراز های مناجات شعبانیه را عرض کنیم. بعضی از تحلیل ها و پیام های این فراز ها را هم داشته باشیم.

همان طور که عزیزمان اشاره کردند آخرین جمعه ماه شعبان است، اگر این را شروع کنیم و توفیق داشته باشیم در طول ماه رمضان هم یک بحثی از مناجات شعبانیه و دعای ابو حمزه ومالی داشته باشیم خوب است. خیلی از مطالب مناجات شعبانیه و دعای ابو حمزه ثمالی با هم ارتباط و رفت و برگشت دارد.

اگر هم توفیق داشته باشیم در بعضی از فراز ها به قرآن هم سر بزنیم عبارت هایی که معصومین (علیهم السلام) داشتند، این ها چه ارتباطی با آیات قرآنی دارد؟ مثلا بعضی از عبارت ها در این جا است که در جا های دیگر ندیدم، نمی گویم نیست.

مثلا دارد من به سوی تو فرار کردم:

«وَ قَدْ فَرَرْتُ إِلَيْكَ بِنَفْسِي‏»

الصحيفة السجادية؛ على بن الحسين عليه السلام، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: دفتر نشر الهادى - قم، 1376ش. ص242

این تعبیر ظاهرا برای ما نا مأنوس است، و شاید هم برای بعضی ها یک مقداری قابل هضم نباشد؛ ولی وقتی این را به قرآن عرضه می کنیم، می بینیم قضیه کاملا واضح و روشن است، در آیات قرآن (فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ) داریم.

(فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ)

پس به سوي خدا بگريزيد، که من از سوي او براي شما بيم‌دهنده‌اي آشکارم!

سوره ذاریات (51): آیه 50

بیاییم بینیم که این فرازها با آیات قرآن چه ارتباطی دارد به نظرم چیز خوبی می شود.

مناجات شعبانیه را «اقبال الاعمال - سید ابن طاووس» در حقیقت به عنوان قدیمی ترین کتاب آورده است. ایشان نقل می کند:

«إنها مناجاة أمير المؤمنين علي بن أبي طالب (علیه السلام) و الأئمة من ولده (علیهم السلام) كانوا يدعون بها في شهر شعبان‏‏»

إقبال الأعمال (ط - القديمة)؛ ابن طاووس، على بن موسى، محقق/ مصحح: ندارد ناشر: دار الكتب الإسلاميه، ج2، ص685

ائمه این مناجات را در ماه شعبان قرائت می کردند. این که در ماه شعبان است و حتما باید فقط در ماه شعبان باشد نه، ما وقتی راه و رسم حرف زدن با خدا را یاد گرفتیم در طول سال این ها را زمزمه می کنیم.

همین طور عبارت های ابو حمزه ثمالی یا عبارت های آقا امام حسین در روز عرفه، خیلی مضامین والایی دارد، یک دنیا توحید در آن خوابیده است و همین طور دعای کمیل که معارف والایی دارد.

بعضی از فرازها هر کس با یک بخشی انس دارد و حال می کند. دعای کمیل را که آدم می خواند ببیند کدام قسمتش است وقتی آدم می خواند رگ های بدن آدم به لرزه در می آید، آن را یاد داشت کند در طول هفته، در طول ماه در قنوت نمازش، در سجده نمازش تکرار کند.

به خاطر ارتباطی که روح انسان با بعضی از فرازها می گیرد مشخص است از روز اول یک سنخیتی میان روح انسان با این فراز داشته است. در این جا ابتدا امیرالمؤمنین دعا را با صلوات شروع می کند، بعد می گوید:

«وَ اسْمَعْ‏ دُعَائِي‏ إِذَا دَعْوَتُك»

خدایا دعای من را بشنو، وقتی دعایت می کنم!

ان شاء الله اگر عزیز مان سوالی هم در این زمینه داشته باشند که چرا امیرالمؤمنین واستجب دعائی نمی گوید، وَ اسْمَعْ‏ دُعَائِي می گوید‏؟ یک لطافتی در آن خوابیده است، می گوید خدایا دعایم را بشنو، وقتی دعایت می کنم!

«وَ اسْمَعْ نِدَائِي‏»

فریادم را بشنو وقتی فریاد می کنم

«وَ أَقْبِلْ عَلَيَّ إِذَا نَاجَيْتُك‏»

خدایا به من رو بیاور، به من توجه کن، به من نگاه کن، وقتی مناجات می کنم!

«فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْك‏»

(این خیلی عجیب است) خدایا من به سوی تو فرار کردم.

این که فرار کردم چه است، ان شاء الله ذیل آیه قرآن که آمده است (فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ) توضیح خواهم داد.

«وَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْك»

خدایا در برابر تو ایستاده ام، نه ایستادن طلبکار ایستادن:

«مُسْتَكِيناً [مسكيناً] لَك‏»

همانند یک گدایی که می آید درب خانه بزرگی می ایستد!

«مُتَضَرِّعاً إِلَيْك‏»

نمی گویم خدایا من آمدم درب خانه ات به من عطا کن بده بروم، نه، بلکه با تضرع:

«رَاجِياً لِمَا لَدَيْكَ ثَوَابِي‏»

خدایا! با یک امیدی به در خانه ات آمده ام، امیدم را نا امید نکن

«وَ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي»

خدایا می دانی به چه نیتی آمدم، با چه بار سنگینی آمدم

«وَ تَخْبُرُ حَاجَتِي‏»

حاجتم را می دانی قبل از این که من بگویم تو می دانی چه حاجتی دارم.

«وَ تَعْرِفُ ضَمِيرِي‏»

از باطن من هم خبر داری!

تعابیر خیلی عجیبی است.

«وَ لَا يَخْفَى عَلَيْكَ أَمْرُ مُنْقَلَبِي وَ مَثْوَاي»

خدایا می دانی عاقبت امر چه است.

خدایا می‌دانی کجا می میرم، چطور می میرم، چطور تشیع جنازه ام می کنند، کجا دفنم می کنند، سوال قبرم چه است، فشار قبرم چه است، برزخم چه است، قیامتم و عبورم از پل صراط چه است. خدایا همه این ها را می دانی!

«وَ مَا أُرِيدُ أَنْ أَبْدَأَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِي»

خدایا اگر بخواهم با تو حرف بزنم قبل از این که لب هایم باز بشود و زبانم به گفتن گشوده بشود تو همه را می دانی.

«أَرْجُوهُ لِعَاقِبَةِ أَمْرِي وَ قَدْ جَرَتْ مَقَادِيرُكَ عَلَيَّ يَا سَيِّدِي فِيمَا يَكُونُ مِنِّي إِلَى آخِرِ عُمُرِي مِنْ سَرِيرَتِي وَ عَلَانِيَتِي»

(خیلی تعبیر عجیبی است) خدایا مقدرات را از روز اول برای من نوشتی تا آخر عمرم، آنچه که اسرار من اقتضاء می کند، علانیت من اقتضاء می کند!

«وَ بِيَدِكَ لَا بِيَدِ غَيْرِكَ زِيَادَتِي وَ نَقْصِي‏»

خدیا اگر چیزی بخواهد بر مقدرات من اضافه بشود یا کم بشود همه دست تو است.

«وَ نَفْعِي وَ ضُرِّي»

منفعت و ضرر من همه دست تو است.

بنده باید این طوری باشد، ما اگر خودمان را صاحب نفوذ و صاحب اثر بدانیم به اولین پله شرک گرفتار شدیم.

(وَمَا يؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ)

و بيشتر آنها که مدعي ايمان به خدا هستند، مشرکند!

سوره یوسف (12): آیه 106

بعد می گوید خدایا اگر من را محروم کنی، چه کسی من را مورد عنایت قرار بدهد، اگر من را ذلیل کنی چه کسی یاریم می کند؟ البته عبارت های زیادی دارد، ان شاء الله به تدریج خدا اگر به ما توفیق بدهد این ها را در طول این مدت بحول و قوة الهی بیان می کنیم، اوج فرمایش امیرالمؤمنین این جا است:

«إِلَهِي‏ هَبْ‏ لِي‏ كَمَالَ‏ الِانْقِطَاعِ‏ إِلَيْك‏»

إقبال الأعمال (ط - القديمة)؛ ابن طاووس، على بن موسى، محقق/ مصحح: ندارد ناشر: دار الكتب الإسلاميه، ج2، ص687

این فقره را حفظ کنید در قنوت نماز تان، در آخرین سجده نماز تان، دعای کمیل می خوانید آخرین حاجت تان این باشد، دعای ابو حمزه ثمالی می خوانید این باشد، نماز می خوانید، یکی از تعقیبات نماز تان این باشد، هر چیزی که شما بخواهید در این فراز است، إِلَهِي‏ هَبْ‏ لِي‏ كَمَالَ‏ الِانْقِطَاعِ‏ إِلَيْك‏، خدایا به من عنایت کن، هبه کن از همه کس ببرم و فقط چشمم به تو باشد!

همچنان که در اوصاف یاران حضرت مهدی (ارواحنا فداه) خواندیم:

«وحّدوا اللّه تعالى حقّ توحيده‏‏»

إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب عجّل الله تعالى فرجه الشريف؛ ‏نويسنده: يزدى حايرى، على‏ (تاريخ وفات مؤلف: 1323 ق‏)، محقق / مصحح: عاشور، على‏، ناشر: مؤسسة الأعلمى‏، لبنان بیروت: 1422ق، ج2، ص165

«رِجَالٌ مُؤْمِنُونَ عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِه‏ وَ هُمْ أَنْصَارُ الْمَهْدِيِّ آخِرَ الزَّمَان‏»‏

الفتوح؛ نويسنده: أحمد بن أعثم الكوفي (وفات: 314)، تحقيق: علي شيري ( ماجستر في التاريخ الإسلامي)، ناشر: دار الأضواء للطباعة والنشر والتوزيع، 1411ق، ج2، ص320

این بالاترین مرتبه توحید است،‌ خدایا کمال انقطاع به خودت را به من هبه کن!

«وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا»

خدایا چشم قلبم را روشن کن که به تو نگاه کنم!

در روایت داریم:

«فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ هَلْ رَأَيْتَ رَبَّكَ قَالَ وَيْلَكَ يَا ذِعْلِبُ مَا كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ كَيْفَ رَأَيْتَهُ قَالَ وَيْلَكَ يَا ذِعْلِبُ لَمْ تَرَهُ الْعُيُونُ بِمُشَاهَدَةِ الْأَبْصَارِ وَ لَكِنْ رَأَتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِيمَان‏»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص138، بَابُ جَوَامِعِ التَّوْحِيد‏، ح4

از امیرالمؤمنین سوال کردند«هَلْ رَأَيْتَ رَبَّكَ»، خدایت را دیده ای؟ فرمود: «وَيْلَكَ يَا ذِعْلِبُ مَا كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ»، چطور عبادت کنم خدایی را که ندیده ام.

بعد فرمود خدا با چشم سر دیده نمی شود با چشم قلب دیده می شود، دوستان من بارها مثال زدم، شما خواب هستید به کربلا و مکه و نجف و مشهد می روید، این طرف و آن طرف می روید آن جا را می بینید و هر صدایی را می شنوید، چشم شما در رخت خواب است، گوش شما این جا است، دل شما اینجا است، در خواب با چه چیزی می بینید؟ با همان چشم و گوش دل می بینید و می شنوید.

امیرالمؤمنین و ائمه می گویند خدایا چشم دل ما را باز کن که تو را ببینیم خدا دیدنی است نه با چشم سر.

(لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يدْرِكُ الْأَبْصَارَ)

چشمها او را نمي‌بينند؛ ولي او همه چشمها را مي‌بيند

سوره انعام (6): آیه 103

چشم ها خدا را نمی بیند، خدا همه را می بیند، بعد می گوید:

«حَتَّى تَخِرَقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّور»

(این دیگر غوغا است) خدایا به من توفیق بده چشمان قلبم پرده های نورانی را پاره کند.

ما در پرده های ظلمانی گرفتاریم، ظلمت غیبت، ظلمت دروغ، ظلمت بهتان، ظلمت سوء ظن و غیره، این جا می گوید خدایا چشم دل من را باز کن تو را ببینم، وقتی می بینم تازه به حجاب های نوری می رسم، خدای عالم هزار و یک اسم دارد، یکی که مخصوص خودش است و به آن کاری نداریم، هزار اسم، هر کدام از ‌آن ها پرده ای میان عبد و خدا است.

وقتی رحمن می گوییم یعنی آن خدایی که بخشنده است، وجود را به عالم هستی داده است، رحیم کمال وجود را داده است، ولی وقتی می آییم به کمال وجود می رسیم، از اصل آن خدای عالم غافل هستیم. رحمانیت خدا، کریمیت خدا، رأفت و غفران خدا، ولی اگر این پرده ها پاره شد به آن بالا رسیدیم.

«فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَة»

به معدن عظمت برسیم.

یک مثالی بزنم، اولین باری است که این مثال را می زنم، شب به آسمان نگاه می کنید ستاره هایی می بینید، آن هایی که ستاره شناس هستند می دانند که ستاره مشتری و غیره را می شناسند، ولی در روز هرچه نگاه می کنید ستاره ای نمی بینید، ولی به خدا قسم ستاره هست، شما نمی بینید، چرا؟ چون نور خورشید به قدری قوی است که تمام آن ستاره ها به محاق رفته است.

اگر ما به عظمت الهی رسیدیم «فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِك‏»، دیگر این هزار اسمی که ما با آن ها خدا را می خوانیم دیگر همه این ها به محاق می رود، آن جا دیگر آن قدرت فوق اطلاقی را می بینیم.

آن خدایی که تمام این اسماء در آن ذات نورانی اش مضمحل یا به تعبیر عرفاء مندک می بینیم، البته این جا حرف خیلی زیاد است و بیش از این نمی توانم توضیح بدهم.

اما این که دارد «حَتَّى تَخِرَقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّور» خدایا به چشمان قلب من توفیق بده که حجاب های نورانی را پاره کند. مراد از حجاب های نورانی همان اسماء جمال و جلال حق است.

ابتداء باید اسماء جلال را یکی پس از دیگری پاره کنید بعد به اسماء جمال می رسید، وقتی اسماء جمال حق کنار رفت به تعبیر حضرت امیر به کمیل:

«ادفع النور قد طلع الشمس»

دیگر این چراغ ها را خاموش کن آفتاب در ‌آمد، (آفتاب آمد دلیل آفتاب) ما در خدمت شما هستیم!

مجری:

بسیار عالی! ما مشتاقانه دوست داریم نسبت به این دعا آن نکاتی که برجسته هستند و حتما بینندگان عزیز هم که برنامه را مشاهده می کردند و آن دقت های حضرتعالی را دیدند در احادیث و آیات مختلف وقتی که وارد می شدیم هر دو سبکی که حضرتعالی به تبیین و تشریح این نوع روایات و آیات و یا مناجات هایی مثل این می پرداختید را دیدیم، هم شیوه ساندویچی و کپسولی دارد و هم شیوه ای که خیلی مفصل تبیین می فرمایید.

ما می خواهیم بخصوص مناجات شعبانیه را که بنا است آغاز کنیم و از حضرتعالی بشنویم می خواهیم با همان دقت ها، یعنی هیچ نقطه ای جا نماند، بالاخره از خودتان آموختیم به این دقت ها التفات داشته باشیم.

استاد! وقتی از همان اول دعا بخواهیم آغاز کنیم، بسم الله الرحمن الرحیم، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّد، که ظاهرا یک صلوات است در ابتدای این مناجات شریف، اول به همین بپردازیم، حضرت با صلوات شروع کردند، سِرْ و فلسفه این چه است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در این جا حضرت با صلوات شروع می کند یعنی انسان نمی تواند به ساحت قدسی الهی بدون واسطه فیض برسد، محمد و آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) این ها واسطه فیض هستند، هر آنچه که از خدا به ما می رسد و هر آنچه از طرف ما به طرف عرش می رود این ها واسطه هستند.

اول می خواهد این واسطه فیض را در این جا کاملا میخش را بکوبد و به ما بفهماند که راه خدا از کوچه ولی خدا می رود، کسی بخواهد به خدا برسد از کوچه ولی خدا باید عبور کند نه از جای دیگر.

در حقیقت صلوات خود محوری را کنار می زند و اعتراف به راهنمایی معصوم و دستگیری معصوم را برای ما اثبات می کند و به ما می فهماند دعا بدون اتصال به ولایت ناقص است و به جایی نمی رسد، دعا بدون ولایت حرف است، سلوک نیست، در حقیقت می خواهد بگوید رسیدن به الله مسیری دارد از مسیر باید رفت، قرآن هم دارد:

(إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يصَلُّونَ عَلَى النَّبِي يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا(

خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مي‌فرستد؛ اي کساني که ايمان آورده‌ايد، بر او درود فرستيد و سلام گوييد و کاملا تسليم (فرمان او) باشيد.

سوره احزاب (33): آیه 56

خدا و ملائکه بر پیامبر صلوات می فرستند.

روایتی در «کافی شریف» جلد 2، صفحه 494 از امام صادق (علیه السلام) است:

«عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ رِجَالِهِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) مَنْ كَانَتْ لَهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَاجَةٌ فَلْيَبْدَأْ بِالصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ثُمَّ يَسْأَلُ حَاجَتَهُ ثُمَّ يَخْتِمُ بِالصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يَقْبَلَ الطَّرَفَيْنِ وَ يَدَعَ الْوَسَطَ إِذَا كَانَتِ الصَّلَاةُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَا تُحْجَبُ عَنْه‏»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص494

«مَنْ كَانَتْ لَهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَاجَةٌ فَلْيَبْدَأْ بِالصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ»، هر کس از خدا می خواهد حاجتی بگیرد اول بر محمد و آل محمد صلوات بفرستد.

«ثُمَّ يَسْأَلُ حَاجَتَهُ ثُمَّ يَخْتِمُ بِالصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»، اول حاجت صلوات و آخر حاجت هم صلوات. بعد امام صادق فرمود: «فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يَقْبَلَ الطَّرَفَيْنِ وَ يَدَعَ الْوَسَطَ»، چقدر استدلال زیبایی است!

شما برای محمد و آل محمد صلوات بفرستید قطعا این صلوات پذیرفته است‌، خداوند خودش فرمود (صَلُّوا عَلَيهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا) خدا کریم تر از این است که اول دعای شما را قبول کند، آخر دعای شما را هم قبول کند وسط را قبول نکند؟

لذا می فرماید: «إِذَا كَانَتِ الصَّلَاةُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَا تُحْجَبُ عَنْه‏» وقتی شما قبل از حاجت تان و بعد از حاجت تان که صلوات فرستادید این در حقیقت اول و آخر حاجت تان قبول است وسط را هم بین دو حاجت قبول قرار دادیم.

لذا ما باید یک مقداری دقت کنیم همین روشی که امیرالمؤمنین در این جا دارند و در جا های دیگر هم هست، ولی این کلام علی (علیه السلام) کلام امام مجتبی، امام حسین و کلام حضرت مهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) است، با صلوات دارد شروع می کند و به ما هم یاد می دهد اگر می خواهید دعایی را شروع کنید بدون صلوات شروع نکنید، آخرش را هم با صلوات است. ما در خدمت شما هستیم.

مجری:

بسیار عالی، با این وجهی که الان در شب جمعه هستیم و شب صلوات است و فردا هم روز جمعه روز صلوات است غنیمت بشماریم این صحبت هایی که می شود و الحمد لله این توفیق را داریم که می شنویم این کلمات را، ضمیمه کنیم، بالاخره راه استجابت دعا را هم آموختیم، صحبت از استجابت شد، یک شنیدن داریم، یک استجابت داریم، در این کلمه بعدی که حضرت به کار می برند وَ اسْمَعْ‏ دُعَائِي، نسبت به وَ اسْمَعْ‏ دُعَائِي و تفاوتش با استجابت ما وقتی می خواهیم چیزی مستجاب بشود مستقیم بگوییم خدایا به استجابت برسان استجب دعائی همان طوری که فرمودید، اما تعبیر وَ اسْمَعْ‏ دُعَائِي مثل این که تفاوت می کند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اولا «وَ اسْمَعْ‏ دُعَائِي‏ إِذَا دَعْوَتُك وَ اسْمَعْ نِدَائِي اذا نادیتك»، خدایا دعایم را بشنو، فریادم را هم بشنو، این در حقیقت یک ادبی در برابر خدای عالم است. می گوید خدایا می خواهی به اجابت برسانی یا نرسانی کار ندارم، می خواهم صدایم به تو برسد، صدایم را بشنوی و این جا در حقیقت امام می خواهد بگوید هر صدا قابل شنیدن نیست، هر ندا قابل شنیدن نیست، خیلی از افراد است با این که خدای عالم می فرماید:

(وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ)

و هنگامي که بندگان من، از تو در باره من سؤال کنند، (بگو:) من نزديکم! دعاي دعا کننده را، به هنگامي که مرا مي‌خواند، پاسخ مي‌گويم!

سوره بقره (2): آیه 186

بنده ام که از من سوال می کند من قریب و نزدیک هستم که دعای دعا کنندگان را به اجابت برسانم ولی در جای دیگر هم می گوید برای شنیدن دعا شرایطی هست

(إِنَّمَا يتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ)

خدا، تنها از پرهيزگاران مي‌پذيرد

سوره مائده (5): آیه 27

خدا دعای متقین را می شنود نه هر کسی را و کسی که با زبان بگوید و قلبش جای دیگر باشد این دعا شنیدنی نیست، قابل شنیدن نیست که امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید:

«لَا يَقْبَلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ دُعَاءَ قَلْبٍ لَاه‏‏»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص473

خدای عالم دعای آن قلبی که توجه و حضور ندارد، دعای می کند ولی فکرش جای دیگر است خداوند آن دعا را نمی شنود.

«لَا يَقْبَلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ دُعَاءَ قَلْبٍ لَاه‏‏»، دعا را با چشم می بیند، به زبان هم می آورد ولی قلب جای دیگری است.

«إِنَّ اللَّهَ لَا يَنْظُرُ إِلَى صُوَرِكُمْ وَ أَمْوَالِكُمْ وَ لَكِنْ يَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِكُمْ وَ أَعْمَالِكُم‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج74، ص88

خدا به قلب و نیت شما نگاه می کند به صورت و اموال شما نگاه نمی کند.

«الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْكِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَيْرَ اللَّهِ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج67، ص25

قلب حرم خدا است، با خدا قلب را پیوند بده نه زبان خالی را.

از امام باقر (علیه السلام) هم روایت آمده است عزیزان این را از من یادگاری داشته باشند، آخرین جمعه ماه شعبان است و داریم وارد ماه رمضان می شویم، نه تنها باید قلبا دعا کنیم بلکه در بعضی جا ها یک نکته ای است که امام باقر قسم می خورد می گوید:

«وَ اللَّهِ‏ لَا يُلِحُ‏ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ عَلَى اللَّهِ فِي حَاجَةٍ إِلَّا قَضَاهَا لَه‏»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص475

ما وقتی می رویم به کسی اصرار می کنیم، فلانی به من کمک کن، از ما رنجیده می شود و اصرار ما باعث رنجش قلبش می شود اگر هم بر فرض تمایل داشت اصرار ما نظرش را بر می گرداند.

ولی خدای عالم:

«إنَّ اللّه‏ يُحِبُّ إلْحَاحَ الْمُلِحّينَ»

یا در روایت دارد که خدا الحاح و اصرار بندگان را دوست ندارد ولی دوست دارد بنده پیش خودش برود اصرار کند، بگوید خدایا بده، تا ندهی رهایت نمی کنم.

می گوید والله هیچ بنده ای نیست که با اصرار از خدا حاجت بخواهد و خدا حاجتش را ندهد خدا دوست دارد بنده اش درب خانه اش برود اصرار کند. مثل بچه ای که یک چیزی از مادر می خواهد مادر هم نمی خواهد بدهد ولی این بچه اصرار می کند، دست مادر را می بوسد دامن مادر را می بوسد پاهایش را می بوسد، می بیند گوش نمی دهد می خوابد این طرف و آن طرف غلط می زند خلاصه با اصرار او قلب مادر به رحم می آید می گوید باشد پسرم دخترم چشم!

خدای عالم هم دوست دارد بنده اش اصرار کند.

همچنین روایت در کافی جلد 2، صفحه 474 است:

«إِنَ‏ الْعَبْدَ إِذَا دَعَا لَمْ‏ يَزَلِ‏ اللَّهُ‏ تَبَارَكَ‏ وَ تَعَالَى فِي حَاجَتِهِ مَا لَمْ يَسْتَعْجِلْ»

وقتی بنده خیلی عادی دعا می کند خدایا فلان مشکل من را حل کن و فلان حاجت من را بده، خدا می گوید باشد می دهم، ولی اگر عجله کرد و گفت خدایا زود بده! در بعضی از جا ها داریم که می گوید خدایا حاجت من را بده عاجلا غیر آجل، فوری بده حاجت من را به تأخیر نینداز.

در عبارت های دعا این واژه زیاد است، عاجل یعنی سریع، آجل یعنی تأخیر، می گوید خدایا حاجت من را زود بده!

باز در روایت کافی جلد 2، صفحه 474، می گوید:

«إِنَ‏ الْعَبْدَ إِذَا عَجَّلَ‏ فَقَامَ‏ لِحَاجَتِه‏»

وقتی عبد عجله دارد و مشکلی دارد و می خواهد مشکلش فوری حل بشود، بچه اش مریض است و می خواهد زود شفاء پیدا کند، گرفتار است و می خواهد گرفتاریش زود برطرف بشود، سریع می رود درب خانه خدا می گوید خدایا بده، اصرار می کند خدای عالم به ملائکه اش می گوید:

«أَ مَا يَعْلَمُ عَبْدِي أَنِّي أَنَا اللَّهُ الَّذِي أَقْضِي الْحَوَائِجَ»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص474

این بنده ام چشم امید به من دارد، به من دارد اصرار می کند دوست دارد حاجتش را زود بدهم، فلذا حاجتش زود تر برآورده می شود.

شما بار ها در فیلم ها و کلیپ ها دیدید که عرب ها می آیند حرم قمر بنی هاشم، نمونه اش در تاریخ زیاد است که می گوید یا ابافاضل بچه ام مریض است شفاء بده می خواهم ببرمش،‌ می گویند بچه همان جا یک دفعه بلند می شود، بار ها بوده است که این عرب ها حرم حضرت اباالفضل (علیه السلام) آمدند مریض شان شَلْ و فلج بوده است گفته یا ابافاضل بچه ام فلج و نابینا است شفا بده ببرم؛ یعنی یک اعتقاد خاصی دارد.

یکی از مراجع الان اسمش دقیق یادم نیست مرحوم «سید بحر العلوم» یا یکی از دیگر از بزرگان است می گوید در حرم حضرت اباالفضل بودم، دیدم یک عربی آمد و بچه اش در دستش بود نمی توانست راه برود آن جا گذاشت و ضریح اباالفضل (علیه السلام) را گرفت و گفت ابافاضل بچه ام را این جا آورده ام سریع شفا بده کار دارم می خواهم بروم. می گوید دیدم همان جا بچه بلند شد و دستش را گرفت و برد.

گفت من خیلی منقلب شدم گفتم یا قمر بنی هاشم ما شیعه تو هستیم بارها آمدیم از شما خواستیم ولی به ما نظر نکردید، ولی این عرب آمد بچه اش را این جا انداخت سریع شفا دادید، گفت در عالم رؤیا قمر بنی هاشم را در خواب دیدم، فرمود «سید بحر العلوم» اگر حاجت این مرد عرب را ندهیم می رود و دیگر درب خانه ما نمی آید؛ ولی شما اگر حاجت تان را ندهیم می آیید، تأخیر هم بشود می آیید یا اصلا حاجت هم ندهیم درب خانه ما را شما ترک نمی کنید.

لذا باید این واژه را خیلی دقت کنیم.

همچنین:

«وَ اسْمَعْ نِدَائِي اذا نادیتك»

خدایا فریادم را بشنو. در فراز قبلی گفت «وَ اسْمَعْ‏ دُعَائِي‏ إِذَا دَعْوَتُك» خدایا دعایم را بشنو، دعا خواستن است ندا فریاد است.

دعا به زبان گفتن است‌ ولی ندا با قلب ضجه زدن است آن حالت اضطرار را ندا می گویند.

(أَمَّنْ يجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيكْشِفُ السُّوءَ وَيجْعَلُكُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِيلًا مَا تَذَكَّرُونَ)

يا کسي که دعاي مضطر را اجابت مي‌کند و گرفتاري را برطرف مي‌سازد، و شما را خلفاي زمين قرارمي‌دهد؛ آيا معبودي با خداست؟! کمتر متذکر مي‌شويد!

سوره نمل (27): آیه 62

وقتی انسان دلش می شکند و به بن بست می رسد تمام درب ها را بسته می بیند به درب خانه خدا می آید، آن حالت انقطاع الی الله آن حالت اضطرار باعث می شود درب گشوده شود.

در روایتی از امام باقر (سلام الله علیه) است که می فرماید:

«الدعاء عند الاضطرار لا یرد»

اگر کسی با حالت اضطرار دعا کند دعای اضطرار رد شدنی نیست.

دوستان می توانند به کتاب بحار الانوار، جلد 93، صفحه 331 مراجعه کنند.

اما این که عزیز مان سوال کردند چرا حضرت «واسمع» می گوید «واستجب» نمی گوید می گوید خدایا صدایم را بشنو نمی گوید قبولم کن، می گوید حاجتم را بشنو نمی گوید حاجت بده؟

این جا می خواهم یک گریزی به دعای ابو حمزه ثمالی بزنم. یکی از حساس ترین فراز های دعای ابو حمزه ثمالی است، این را داریم از زبان همه مان می گوییم، یعنی (جانا سخن از زبان ما می گویی) امام سجاد (سلام الله علیه) دارد از زبان ما با خدا حرف می زند، ما می خواهیم نماز بخوانیم حال نداریم، حضور قلب نداریم فکر مان صد جا می رود، می خواهیم دعا بخوانیم فکر مان صد جا می رود چرا؟ علتش چیست؟

امام سجاد یکی یکی این درد ها را می گوید:

«اللَّهُمَّ إِنِّي كُلَّمَا قُلْتُ قَدْ تَهَيَّأْتُ وَ تَعَبَّأْتُ وَ قُمْتُ لِلصَّلَاةِ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ نَاجَيْتُكَ»

خدیا هر بار که می خواهم آماده بشوم در برابر تو بایستم نماز بخوانم و با تو مناجات کنم ناگهان خواب سنگینی بر من می افکنی

«أَلْقَيْتَ عَلَيَّ نُعَاساً»

این بی حالی برای من نیست بی حالی را در اثر گناهی که کردم او داده است.

«إِذَا أَنَا صَلَّيْتُ وَ سَلَبْتَنِي مُنَاجَاتِكَ إِذَا أَنَا نَاجَيْتُ»

خدایا وقتی می خواهم به نماز بایستم بی حالم و حال حرف زدن ندارم، این بی حالی را تو بر من مسلط کردی، شیرینی مناجاتت را از من گرفتی وقتی می می خواهم با تو مناجات کنم،

«مَا لِي»

خدایا من را چه شده است؟! می خواهم نماز بخوانم حال ندارم، می خواهم مناجات کنم لذت مناجاتت را نمی چشم و رها می کنم، «ما لي» خدایا من را چه شده است؟

«كُلَّمَا قُلْتُ قَدْ صَلَحَتْ سَرِيرَتِي»

هر وقت می گویم درونم پاک شده است.

«وَ قَرُبَ مِنْ مَجَالِسِ التَّوَّابِينَ مَجْلِسِي»

جایگاهم به مجلس توابین نزدیک شده، دارم ادای توابین را در می آورم ولی:

«عَرَضَتْ لِي بَلِيَّةٌ أَزَالَتْ قَدَمِي»

ناگهان یک امتحان سختی پیش می آید و پایم می لرزد!

«وَ حَالَتْ بَيْنِي وَ بَيْنَ خِدْمَتِكَ»

خدایا میان من و خدمت تو این بلیه و گرفتاری فاصله می شود. یک دفعه می افتم پایم می شکند سرما می خورم سر درد می گیرم، سرما می خورم کمر درد می گیرم، بچه مریض می شود، پدر مریض می شود یک گرفتاری می آید دیگر آن حال دعا و مناجات از من گرفته می شود.

«سَيِّدِي»

این جا اوج مناجات عاشقانه و ذلیلانه و تضرعانه امام صادق است.

«سَيِّدِي لَعَلَّكَ عَنْ بَابِكَ طَرَدْتَنِي»

خدایا هرچه می خواهم با حضور با تو حرف بزنم مناجات کنم لذت را از من می گیری گرفتار شدم، شاید از درگهت و در خانه ات من را رانده ای

«وَ عَنْ خِدْمَتِكَ نَحَّيْتَنِي»

از بندگیت من را محروم کردی و من را کنار گذاشتی و گفتی این بنده به درد من نمی خورد.

«أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي مُسْتَخِفّاً بِحَقِّكَ فَأَقْصَيْتَنِي»

یا شاید دیدی که حق تو را سبک شمردم من را از درگهت دور کردی

«أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي مُعْرِضاً عَنْكَ فَقَلَيْتَنِي»

خدایا دیدی که از تو روی گردانم از من دلسرد شدی!

ببینید چقدر زیبا حرف می زند، آدم احساس می کند که امام صادق از زبان ما دارد با خدا حرف می زند، به ما می گوید می خواهی با خدا حرف بزنی این طوری حرف بزن.

«أَوْ لَعَلَّكَ وَجَدْتَنِي فِي مَقَامِ الْكَاذِبِينَ فَرَفَضْتَنِي»

یا دیدی من دارم به تو دروغ می گویم، می گویم الله اکبر خدا از هر چیزی بزرگ تر است، ولی از آن طرف افراد دیگری هم در کنار تو قرار داده ام، دهیار، بخشدار، فرماندار و استاندار را هم دارم بزرگ می بینم.

می گویم (إِياكَ نَعْبُدُ) فقط تو را عبادت می کنم و حال آن که در دلم چیز های دیگری می گذرد، می گویم (وَإِياكَ نَسْتَعِينُ) فقط از تو استعانت می جویم ولی از پول و زن و بچه هم استعانت می گیرم.

این ها همه در حقیقت یک نوع دروغ گفتن است، می گویند مرحوم بهلول جمکران بود، نماز خواند بیرون آمد یکی گفت آقای بهلول چه کار می کردی؟ گفت رفته بودم آن جا دویست تا دورغ گفتم برگشتم که در نماز امام زمان در هر رکعت صد مرتبه (إِياكَ نَعْبُدُ وَإِياكَ نَسْتَعِينُ) داریم، گفت دویست تا دروغ گفتم برگشتم.

می گوید خدایا من را در جایگاه دروغ گویان قرار دادی و رهایم کردی

«أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي غَيْرَ شَاكِرٍ لِنَعْمَائِكَ فَحَرَمْتَنِي»

خدایا دیدی شکرانه نعمت تو را به جا نمی آورم من را از نعمت ها محروم کردی.

«أَوْ لَعَلَّكَ فَقَدْتَنِي مِنْ مَجَالِسِ الْعُلَمَاءِ فَخَذَلْتَنِي»

خدایا من را در حلقه اهل علم نیافتی از اهل علم دور شدم، فلذا من را به خودم واگذاشتی!

«أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي فِي الْغَافِلِينَ فَمِنْ رَحْمَتِكَ آيَسْتَنِي»

دیدی من غافلم و اصلا به یاد تو نیستم همه اش مشغول کار و زندگی و غیره هستم، نماز هم که می خواهم بخوانم در نماز هم فکرم جای دیگری است.

دارد که ملائکه چند جا به حال بنده خنده می کنند، آن وقتی که بنده برای نماز می ایستد فکرش جای دیگری است، ملائکه می گویند این بنده از اول صبح بلند شده است این طرف و آن طرف بوده است حالا که پنج دقیقه می خواهد نماز بخواند باز فکرش جای دیگری است.

یعنی نماز ما باعث می شود که ملائکه به ما بخندند و مسخره مان کنند.

«أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي آلِفَ مَجَالِسِ الْبَطَّالِينَ فَبَيْنِي وَ بَيْنَهُمْ خَلَّيْتَنِي»

تا می رسیم و شاهد مثال ما این جا است، امام سجاد (سلام الله علیه) می فرماید:

«وَ اسْمَعْ دُعَائِي إِذَا دَعْوَتُكَ وَ اسْمَعْ نِدَائِي إِذَا نَادَيْتُك»

‏خدایا صدایم را بشنو ناله ام را بشنو، بعد این جا امام سجاد بعد از این همه گناهان می گوید:

«أَوْ لَعَلَّكَ لَمْ تُحِبَّ أَنْ تَسْمَعَ دُعَائِي فَبَاعَدْتَنِي»

خدایا شاید دوست نداری صدایم را بشنوی این همه محرومیت و گرفتاری، می خواهم نماز بخوانم حال ندارم، دعا بخوانم لذت نمی برم هر کاری می کنم می بینم فکرم جای دیگری است.

«لَعَلَّكَ لَمْ تُحِبَّ أَنْ تَسْمَعَ دُعَائِي» این جمله خیلی عجیب است، خدایا شاید دوست نداری صدایم را بشنوی! انسان از کسی که خوشش نمی آید تلفن می زند تلفن را قطع می کند، می خواهد بیاید حرف بزند می گوید نمی خواهم صدایت را بشنوم، از تو بدم می آ‌ید از صدایت بدم می آید، چقدر زشت است یعنی بالاترین مرتبه انزجار انسان از یک کسی است که به او بگوید نمی خواهم صدایت را بشنوم، نمی خواهم قیافه ات را ببینم!

این جا امام سجاد عرض می کند خدایا «لَعَلَّكَ لَمْ تُحِبَّ أَنْ تَسْمَعَ دُعَائِي» خدایا شاید دوست نداری صدایم را بشنوی، به قدری با این صدایم گناه و معصیت کردم و آلوده کردم دیگر لیاقت این که با این زبانم صدایت می کنم، صدایم را نمی شنوی ولذا من را از خودت دور کردی.

«أَوْ لَعَلَّكَ بِجُرْمِي وَ جَرِيرَتِي كَافَيْتَنِي»

خدایا شاید به کیفر گناهم تقصیر هایم با من داری این طوری رفتار می کنی.

«أَوْ لَعَلَّكَ بِقِلَّةِ حَيَائِي مِنْكَ جَازَيْتَنِي»

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد؛ طوسى، محمد بن الحسن‏، ناشر: مؤسسة فقه الشيعة، ج‏2، ص 588

خدایا این که از تو دور شدم به یاد تو نیستم لذت مناجات تو را نمی برم حضور قلب در نماز ندارم به خاطر کمی حیاء ام است که داری من را مجازات می کنی.

لذا امیرالمؤمنین (علیه السلام) و ائمه در مناجات شعبانیه تعبیر شان این است وَ اسْمَعْ‏ دُعَائِي‏ إِذَا دَعْوَتُك خدایا دعایم را بشنو وَ اسْمَعْ نِدَائِي اذا نادیتك قبل از این که به اجابت برسد این است که دعا باید شنیده بشود وقتی یک کسی از تو بدش می آید و نمی خواهد صدایت را بشنود قطعا حاجتت را هم نمی دهد و مشکلت را هم حل نمی کند، اصلا توجه نمی کند.

اجابت ها نتیجه شنیدن ها است، وقتی کسی دوست ندارد صدای من را بشنود اصلا توجه ندارد که من از او چه می خواهم، هر گز حاضر نیست خواسته من را برآورده کند ولذا حضرت نمی گوید واستجب دعائی، خدایا دعایم را به اجابت برسان، می گوید خدایا دعایم را بشنو، ناله هایم را بشنو اگر ناله ام را شنیدی یقین دارم اجابت هم است یقین دارم برآورده شدن حاجت هم است، فلذا امیرالمؤمنین و ائمه (علیهم السلام) با این روش با خدا حرف می زنند. من در خدمت حضرتعالی هستم.

مجری:

بسیار عالی و زیبا، ان شاء‌ الله بتوانیم استفاده کنیم، عزیزان بیننده با خودمان قرار بگذاریم امشب آخرین شب جمعه ماه شعبان است تلاش کنیم ان شاء‌ الله امشب تا جایی که امکان دارد بخوانیم اصلش که خیلی طول نمی کشد ده دقیقه یک ربع بتوانیم مناجات شعبانیه را بخوانیم اگر هم حالی دست داد چه بسا در همین صلوات اول در همین وَ اسْمَعْ‏ دُعَائِي‏ بمانیم این قدر این گره را محکم کنیم شاید تا صبح برسد هم انسان بتواند این گره را محکم تر و محکم تر کند خوشا به سعادت و به حال آن انسان ها.

اما قرار بگذاریم به یُمْن شنیدن این کلمات شکر این ها را با خواندن این دعا با مناجات کردن با خود صاحب این دعا و افرادی که این دعا را خواندند آن ذوات مقدسه ان شاء الله بتوانیم کلام مان را با کلام آن ها گره بزنیم و بگوییم همان دعایی که از حنجره مولای ما خارج شد ما هم همان دعا را از حنجره مان خارج کردیم که ان شاء الله خودش مایه شفاعت مان بشود!

برویم یک فاصله بگیریم بر می گردیم و در خدمت تان هستیم.

(میان برنامه)

مجری:

عرض سلام مجدد خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)؛

الحمدلله این توفیق را داریم همچنان با برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی در خدمت تان هستیم، ان شاء الله امیدواریم بتوانیم در این ایام و در این لیالی اخلاق مان را به اخلاق آقا حضرت امیرالمؤمنین نزدیک کنیم.

بالاخره اخلاق یک نکته و یک سیرتی است که نمی توانیم این کار را انجام بدهیم الان یکی از آن آموزه ها را آموختیم که حد اقل کلام و مناجات خود مان را مانند مناجات ائمه معصومین (علیهم السلام) قرار بدهیم. یکی از آن ها خواندن همین مناجات شعبانیه است که حضرت استاد تفصیلش را فرمودند هیچ امامی نداشتیم که این مناجات را نخوانده باشد.

شما بینندگان عزیز و ارجمند همچنان این فرصت را دارید با شبکه خودتان برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی تماس بگیرید ان شاءالله پاسخگوی سوالات شما خواهیم بود. آقای «محمدی از اصفهان» پشت خط هستند آقای محمدی در خدمت تان هستیم بفرمایید.

تماس بینندگان برنامه

بیننده: (آقای محمدی از اصفهان – شیعه)

عرض سلام خدمت مجری محترم و سلام عرض می کنم خدمت استاد محترم جناب آقای قزوینی، شب تان بخیر و خدا قوت.

استاد گاهی سوال ها آخر برنامه بوده است و به علت این که طولانی بوده است قسمت هایی از آن ها مانده است، اما چون ارزشمند بوده است یادداشت کردم که بپرسم.

آیه 123 سوره توبه را یکی از شنوندگان عزیز شما گفتند که مصداقش منافقین است که اطراف پیامبر اکرم بودند آن آیه ای که گفتند:

(يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِينَ يلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَلْيجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ)

اي کساني که ايمان آورده‌ايد! با کافراني که به شما نزديکترند، پيکار کنيد! (و دشمن دورتر، شما را از دشمنان نزديک غافل نکند!) آنها بايد در شما شدت و خشونت (و قدرت) احساس کنند؛ و بدانيد خداوند با پرهيزگاران است!

سوره توبه (9): آیه 123

سوالم راجع به این کلمه یلون است، در بعضی از ترجمه ها نوشته است نزدیک شما هستند، و این سوال کننده محترم این را از هر جا که خوانده بود یا فکر خودش بود، فکر می کرد که این کفار منافقینی باشند که بعدا در تاریخ اسلام دردسر ساز شدند. اما یک ترجمه ای نوشته بود نزدیک می شوند، حالا می خواستم با توجه به آن آیه 57 سوره انفال:

(فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يذَّكَّرُونَ)

اگر آنها را در (ميدان) جنگ بيابي، آنچنان به آنها حمله کن که جمعيتهايي که پشت سر آنها هستند، پراکنده شوند؛ شايد متذکر گردند (و عبرت گيرند)!

سوره انفال (8): آیه 57

توضیح بفرمایید که آیا منظور منافقین بودند یا آن کفاری که از دور نزدیک می شدند؟

مجری:

سلامت باشید آقای محمدی از اصفهان، تشکر می کنیم. بیننده بعدی آقای «امین از تهران» پشت خط هستند، آقای امین در خدمت تان هستیم بفرمایید.

بیننده: (آقا امین از تهران – شیعه)

سلام عرض می کنم خدمت شما و استاد قزوینی، من یک سوال داشتم، ما کربلا رفتیم، می آییم قم برای زیارت، ولی این زیارت ها که زیارت های واقعی نیست، من بعید می دانم که این ها باعث دستگیری یا نجات ما بشود و حقیقتش این است که من دیگر خیلی انگیزه ای برای این که بخواهم به کربلا بروم یا بخواهم قم بیایم ندارم چون این زیارت ها با معرفت نیست.

خواستم حاج آقا در این زمینه یک توضیحی بدهند، چون خودم به این نتیجه رسیدم که این زیارت کردن های ما خیلی به درد بخور نیست انجام دادن و رفتنش چون با معرفت و حضور قلب نیست، حالا می خواستم در این زمینه حاج آقا یک صحبتی برای ما داشته باشند، خیلی متشکر خدانگهدار!

مجری:

خدانگهدار شما. تا تماس های بعدی ان شاء الله ما پاسخ استاد را بشنویم، در خدمت شما هستیم استاد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با این آیه شریفه اولا آیه 57 سوره انفال، یک مقداری دقت کنید آقای محمدی قبلش آیه 55 می فرماید:

(إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لَا يؤْمِنُونَ)

به يقين، بدترين جنبندگان نزد خدا، کساني هستند که کافر شدند و ايمان نمي‌آورند.

سوره انفال (8): آیه 55

شرور ترین جنبنده ها در نزد خدا آن هایی هستند که کافرند و ایمان نمی آورند بعد بلافاصله می گوید:

(الَّذِينَ عَاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ ينْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لَا يتَّقُونَ)

همان کساني که با آنها پيمان بستي؛ سپس هر بار عهد و پيمان خود را مي‌شکنند؛ و (از پيمان شکني و خيانت،) پرهيز ندارند.

سوره انفال (8): آیه 56

آن هایی که با شما پیمان بستند، هر وقت عهد بستند عهد شکنی کردند و این ها تقوا ندارند، در این جا می فرماید (فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يذَّكَّرُونَ) می گوید این ها را اگر در میدان جنگ یافتید آنچنان به این ها حمله کن و این ها را تار و مار کن که پشت سر این ها متذکر شوند و عبرت بگیرند.

یعنی یک درس عبرتی باشد برای آن هایی که بعدا می آیند و پشت سر هستند، مثلا در جنگ «خیبر» این ها «مرحب یهودی» را جلو آوردند که می گویند به اندازه سیصد نفر حریف بود.

خلیفه دوم نقل می کند می گوید ما یک روزی داشتیم می رفتیم صد و پنجاه دویست نفر دزد به ما حمله کرد این به تنهایی همه را تار و مار کرد!

وقتی حضرت امیر (علیه السلام) به مبارزه با او آمد، او پرسید شما چه کسی هستی؟ حضرت فرمود:

«أَنَا الَّذِي سَمَّتْنِي أُمِّي حَيْدَرَة»

من آن کسی هستم که مادرم من را حیدر نام گذاری کرده است.

وقعة صفين؛ نویسنده: نصر بن مزاحم، محقق / مصحح: هارون، عبد السلام محمد، ناشر: مكتبة آية الله المرعشي النجفي ص390

حضرت در آن جا یک شمشیری به او زد که از وسط به دو نیم شد، همین باعث شد که همه سپاه پراکنده شدند، دیدند که وقتی امیرالمؤمنینن این را نفله و داغون کرد، کسی که برابر سیصد نفر بود حتی بعضی جا ها داریم تا هزار نفر، ظاهرا عبارت خلیفه دوم هزار نفر است، گفتند وقتی امیرالمؤمنین این شخص را کشت دیگر تکلیف ما روشن است.

لذا این که (فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يذَّكَّرُونَ) این کاملا نشان می دهد که قضیه چه است.

اما این که حضرتعالی در رابطه با آیه شریفه (يلُونَكُمْ) آوردید، این را هم یک مقداری دقت کنیم با توجه به سیاق سوره توبه، که اول سوره با برائت شروع می شود.

(بَرَاءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ)

(اين، اعلام) بيزاري از سوي خدا و پيامبر او، به کساني از مشرکان است که با آنها عهد بسته‌ايد!

سوره توبه (9): آیه 1

تنها سوره ای هم که بسم الله ندارد این سوره است، یعنی آیه عذاب است، که خود خلیفه دوم می گوید سوره توبه که نازل می شد ما بر این عقیده بودیم همه ما را خدای عالم اسرار مان را بر ملا می کند و ما جزء دسته های منافقین هستیم خودش هم از محرم اسرار رسول اکرم می پرسید:

«أ أنا من المنافقین؟»

صحابه تا این سوره توبه به پایان نرسیده بود همه به وحشت افتاده بودند، می ترسیدند بر این که این سوره این ها را هم جزء منافقین بیاورد. فلذا شما در این جا کلمه یلونکم را در نظر بگیر، بعد بیایید در یک آیه دیگر از همین سوره توبه که می فرماید:

(وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَينِ ثُمَّ يرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ)

و از (ميان) اعراب باديه‌نشين که اطراف شما هستند، جمعي منافقند؛ و از اهل مدينه (نيز)، گروهي سخت به نفاق پاي بندند. تو آنها را نمي‌شناسي، ولي ما آنها را مي شناسيم. بزودي آنها را دو بار مجازات مي‌کنيم (:مجازاتي با رسوايي در دنيا، و مجازاتي به هنگام مرگ)؛ سپس بسوي مجازات بزرگي (در قيامت)فرستاده مي‌شوند.

سوره توبه (9): آیه 101

یلونکم را با آیه کنار هم بگذار آقای محمدی عزیز، می گوید پیامبر شما نمی دانید، این ها را نمی شناسید، ما می شناسیم، (سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَينِ) هم در دنیا این ها را عذاب می کنیم که آبرو و حیثیت شان خواهد رفت، (ثُمَّ يرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ) در خدمت شما هستیم.

مجری:

خیلی ممنون، این پاسخ آقای محمدی بود، آقای «مهدی از خمین» هم پشت خط هستند، آقای «امین از تهران» هم نسبت به زیارت واقعی سوالی داشتند که ان شاء الله در خدمت تان خواهیم بود و مطرح خواهیم کرد، آقا مهدی در خدمت تان هستیم بفرمایید.

بیننده: (آقا مهدی از تهران – شیعه)

سلام، از استاد یک سوالی داشتم و این است که آیه 33 سوره مائده، این که در برابر زندانیانی که باید پای چپ شان قطع بشود می شود یک توضیحی بفرمایید.

مجری:

آیه 33 سوره مائده آن افرادی که افساد فی الارض می کنند چرا حکم شان قطع شدن دست و پای مخالف است؟

سوال آقا «امین از تهران» این بود که نسبت به همین مطالب هم در این جلسه هم صحبت هایی شد اما می گویند ما احساس می کنیم زیارتی که انجام می دهیم زیارت واقعی نیست، ذکر کردند که قم می آییم، کربلا می رویم احساس می کنیم که این زیارت با معرفت نیست پس هیچ فایده ای ندارد و همین باعث شده است که دلسرد بشویم و دیگر به این زیارت ها نرویم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

معرفت ها تفاوت دارد، یک دفعه این است که کسی ائمه را قبول ندارد، می خواهد برود زیارت کند، به این می گویند زیارت کسی که معرفت ندارد، کسی که همین اندازه معتقد است که این امام معصوم است حضرت معصومه دختر امام، خواهر امام، عمه امام است و نزد خدا آبرو دارد، همین اندازه معرفت کفایت می کند.

همین اندازه که این ها از طرف خدای عالم آقا امام حسین، امیرالمؤمنین، امام رضا حجت خدا برای ما هستند، همین اندازه کفایت می کند.

یک جمله ای را بگویم، من این کلیپ آقای ناصری را بار ها گفتیم که می گوید از خدمت آیت الله العظمی بهجت سوال کردم از فرج چه خبر؟ ایشان فرمود من یک دوستی دارم خدمت حضرت ولی عصر می رسد از او سوال کردم از همین کسی که خدمت حضرت می رسد نقل می کند یک روزی خدمت حضرت ولی عصر عرض کردم بعضی ها یک سوالاتی از ما می کنند به قدری این سوالات بی ربط است که اعصاب ما خرد می شود.

می گوید حضرت به من نگاه کرد گفت سوالاتی که شما خودتان از من می کنید با توجه به جایگاه من سوالات شما چطور؟ می گفت من دیگر از خجالت عرق کردم و سرم را پایین انداختم و دیگر حرفی نزدم، حضرت فرمود هر کسی به اندازه درک خودش می آید سوال می کند چرا ناراحت می شوید اگر این طور باشد درک شما هم نسبت به جایگاه ما خیلی تفاوت دارد و ما اصلا نباید شما را هم قبول کنیم. این کسی است که ملازم حضرت است!

فلذا اگر ما بخواهیم مثل سلمان منا اهل البیت باشیم آقا «امین» خیلی فاصله داریم، اصلا نباید نماز هم بخوانیم، ولی خدای عالم فردای قیامت هر کسی را به اندازه معرفتی که به او داده است محاکمه می کند.

لذا اگر مشرف می شوید به حرم ائمه از من به شما یک توصیه، اگر زیارت جامعه کبیره را بتوانید بخوانید هر روز یا هفته ای یک بار که آیت الله العظمی مرعشی نجفی به خود من فرمود فلانی کسی که ملتزم به زیارت جامعه کبیره باشد بی دین از دنیا نمی رود، بدون ایمان از دنیا نمی رود.

اگر توانستید هر روز بخوانید قطعا معرفت تان بالا می رود فراز هایی در جامعه کبیره است که در جا های دیگر نیست، در رابطه با معرفت امام، و اگر حوصله ندارید که بخوانید در آخر زیارت جامعه کبیره دو سطرش را این را بنویس در موبایلت داشته باش هر کجا به زیارت ائمه رسیدی یا دیگران این را بخوان می گوید:

«اللَّهُمَ‏ إِنِّي‏ لَوْ وَجَدْتُ‏ شُفَعَاءَ أَقْرَبَ إِلَيْكَ مِنْ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الْأَخْيَارِ- الْأَئِمَّةِ الْأَبْرَارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعَائِي‏ فَبِحَقِّهِمُ الَّذِي أَوْجَبْتَ لَهُمْ عَلَيْكَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُدْخِلَنِي فِي جُمْلَةِ الْعَارِفِينَ بِهِمْ وَ بِحَقِّهِمْ وَ فِي زُمْرَةِ الْمَرْحُومِينَ بِشَفَاعَتِهِم‏»

می گوید خدایا اگر من از محمد و آل محمد نزدیک تر به تو مقرب تر به تو کسی را پیدا کرده بودم آن را واسطه خودم قرار می دادم.

فراز دوم، حالا که نزدیک ترین فرد به تو محمد و آل محمد است، «فَبِحَقِّهِمُ الَّذِي أَوْجَبْتَ لَهُمْ عَلَيْكَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُدْخِلَنِي فِي جُمْلَةِ الْعَارِفِينَ بِهِمْ» به حق این ها که بر خودت واجب کردی خدایا من را در جمله عارفین بر محمد و آل محمد قرار بده، معرفت این ها را به من بده، «وَ فِي زُمْرَةِ الْمَرْحُومِينَ بِشَفَاعَتِهِم‏» اگر معرفت این ها را دادی قطعا شفاعت شان هم شامل حال من خواهد شد. ان شاء الله حال پیدا کردید آقا امین ما را هم دعا کنید.

مجری:

خوشا به سعادت این آقا امین که پیگیر این است که این معرفت را به دست بیاورد، قطعا خودش مراتبی از معرفت را خواهند داشت ان شاء الله در این مشاهد مشرفه ان شاء الله ما را هم از دعای خیر تان بی نسیب نگذارید. آقای مهدی از خمین نسبت به آیه 33 سوره مائده که حکم محارب و مفسد فی الارض چرا این قدر شدید بیان شده است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

جامعه اسلامی امنیتش در نزد خدا خیلی عزیز است، اگر در یک جامعه امنیت نباشد هیچی در آن جامعه نیست، مردم دیگر نه حوصله نماز و روزه و زکات را دارند یعنی تمام اعمال مرهون امنیت جامعه است، امنیت جامعه نباشد زن و بچه شما امنیت ندارد، امنیت نباشد شما نمی توانید زن و بچه ات را در خانه بگذاری و سر کار بروی.

امنیت نباشد نمی توانیم زن و بچه مان را رها کنیم و به مسافرت برویم، امنیت نباشد شب چهار تا دزد می ریزند خانه دار و ندار مان را می برند. امنیت اساسی ترین مسئله در جامعه است، کسی بخواهد امنیت جامعه ما را بر هم بزند یعنی در حقیقت شاهرگ جامعه را دارد قطع می کند.

لذا شارع مقدس آمده است آن هایی که امنیت جامعه را بهم می زنند می گوید این ها در حقیقت دارند با خدا محاربه می کنند جنگ با خدا جنگ با پیامبر است، و این ها دنبال این هستند که در جامعه فساد و بی بند و باری و کشت و کشتار و دزدی و چپاول و تجاوز را رواج بدهند، برای این ها خداوند سه دستور داده است:

(إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يقَتَّلُوا أَوْ يصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ ينْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْي فِي الدُّنْيا وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ)

کيفر آنها که با خدا و پيامبرش به جنگ برمي‌خيزند، و اقدام به فساد در روي زمين مي‌کنند، (و با تهديد اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله مي‌برند،) فقط اين است که اعدام شوند؛ يا به دار آويخته گردند؛ يا (چهار انگشت از) دست (راست) و پاي (چپ) آنها، بعکس يکديگر، بريده شود؛ و يا از سرزمين خود تبعيد گردند. اين رسوايي آنها در دنياست؛ و در آخرت، مجازات عظيمي دارند.

سوره مائده (5): آیه 33

(يقَتَّلُوا أَوْ يصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ ينْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ) اول این است که (يقَتَّلُوا) این ها را اعدام کنید، سر شان را ببرید، (أَوْ يصَلَّبُوا) یا به دار آویزان کنید. (أَوْ تُقَطَّعَ أَيدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ) یا این که نه دست و پای شان را قطع کنید، دست راست پای چپ، یا دست چپ پای راست. (أَوْ ينْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ) و یا نه این ها را تبعید کنید.

چند تا دستور داده است؛ قتل، اعدام یعنی آویختن به دار، قطع دست و پا، نفی بلد، خدا این چهار حکم را برای این ها داده است، این دست حاکم شرع است که متناسب با مقدار نا امنی که ایجاد کرده است نگاه می کند، فسادش در چه حدی بوده است که با کشتن این شخص امنیت به جامعه بر می گردد، با آویختن این شخص به دار امنیت به جامعه بر می گردد یا دست و پایش را قطع کنند و در جامعه با این وضع زندگی کند یا اصلا او را نفی بلد کند، فرض کنید این آقا در قم دار و دسته دارد و این طور نا امنی می کند، اگر این را مثلا ببرند به تبریز و مشهد و اصفهان و زاهدان این چنین کاری نمی تواند انجام بدهد، ولذا با نفی بلد و تبعید این را مجازات می کنند!

مجری:

بسیار ممنون و متشکر، لطف فرمودید و استفاده کردیم از محضر تان همچنین تشکر می کنم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا انتهای برنامه امشب هم همراه ما بودید، ما را از دعای خیر تان بی نسیب نگذارید ان شاء الله که در این واپسین ایام و لیالی ایام مبارک شعبان ان شاء الله غفران الهی را بطلبیم و مشمول این بخشش بی کران الهی به شفاعت اهل بیت (علیهم السلام) بشویم. موفق، مؤید و منصور باشید تا دیدار آینده خدانگهدار!



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :