(جلسه چهلم 16 . 09 . 1404)
موضوع: برخی ابعاد شخصیتی عائشه _ سه آیه مهم قرآن در اثبات ولایت حضرت امیر المومنین علیه السلام
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصير
اذیت و اهانت عائشه به پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله
از مجموع قرائن میتوان به راحتی فهمید که عایشه و حفصه پیامبر اسلام را بسیار اذیت کردند و روایتهای این باب همگی مؤید همدیگر هستند. از همان روزهای اولی که عایشه به خانه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) آمد این مسائل را پیش آورد. این امر صریح قرآن است در سوره تحریم که می فرماید:
{فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا} [التحريم: 4]
یعنی ایمان به پیامبراسلام نیاورده بودند. ابن عباس از عمر بن الخطاب نقل می کند و می گوید:
عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ: لَمْ أَزَلْ حَرِيصًا عَلَى أَنْ أَسْأَلَ عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ عَنِ المَرْأَتَيْنِ مِنْ أَزْوَاجِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ اللَّتَيْنِ قَالَ اللَّهُ لَهُمَا: {إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا} [التحريم: 4] فَحَجَجْتُ مَعَهُ، فَعَدَلَ وَعَدَلْتُ مَعَهُ بِالْإِدَاوَةِ، فَتَبَرَّزَ حَتَّى جَاءَ، فَسَكَبْتُ عَلَى يَدَيْهِ مِنَ الْإِدَاوَةِ فَتَوَضَّأَ، فَقُلْتُ: يَا أَمِيرَ المُؤْمِنِينَ، مَنِ المَرْأَتَانِ مِنْ أَزْوَاجِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ اللَّتَانِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ لَهُمَا: {إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا} [التحريم: 4]؟ فَقَالَ: وَاعَجَبِي لَكَ يَا ابْنَ عَبَّاسٍ، عَائِشَةُ وَحَفْصَةُ
از عبدالله بن عباس، رضی الله عنهما، روایت شده است که گفت: من همیشه مشتاق بودم از عمر، رضی الله عنه، درباره دو همسر پیامبر، که خداوند به آنها فرموده است: {اگر شما دو نفر به سوی خدا توبه کنید، دلهایتان منحرف شده است} [تحریم: ۴]، بپرسم. پس با او حج کردم و او به دستشویی رفت و من با مشک آب با او به دستشویی رفتم و او برای قضای حاجت رفت تا اینکه برگشت و من آب را روی دستانش ریختم. او از ظرف آب برداشت و وضو گرفت. گفتم: ای امیر مؤمنان، دو همسر پیامبر، که خداوند عزوجل به آنها فرموده است: {اگر شما دو نفر به سوی خدا توبه کنید، دلهایتان منحرف شده است} [تحریم: ۴]، چه کسانی هستند؟ او پاسخ داد: «چقدر عجیب است، ابن عباس! عایشه و حفصه».
صحيح البخاري ، ج3، ص133، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر / الناشر: دار طوق النجاة
آیه: {قَالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ} [التحريم: 3]
که مربوط به این دو نفر است دلالت بر این دارد که آن دو هنوز اعتقاد نداشتند که پیامبر، رسول الله است و به او وحی می شود.
ابویعلی می نویسد:
عَنْ عَائِشَةَ أَنَّهَا قَالَتْ: " وَكَانَ مَتَاعِي فِيهِ خَفٌّ، وَكَانَ عَلَى جَمَلٍ نَاجٍ، وَكَانَ مَتَاعُ صَفِيَّةَ فِيهِ ثِقَلٌ، وَكَانَ عَلَى جَمَلٍ ثَقَالٍ بَطِيءٍ يَتَبَطَّأُ بِالرَّكْبِ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «حَوِّلُوا مَتَاعَ عَائِشَةَ عَلَى جَمَلِ صَفِيَّةَ، وَحَوِّلُوا مَتَاعَ صَفِيَّةَ عَلَى جَمَلِ عَائِشَةَ حَتَّى يَمْضِيَ الرَّكْبُ». قَالَتْ عَائِشَةُ: فَلَمَّا رَأَيْتُ ذَلِكَ قُلْتُ: يَا لَعِبَادِ اللَّهِ غَلَبَتْنَا هَذِهِ الْيَهُودِيَّةُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ. قَالَتْ: فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «يَا أُمَّ عَبْدِ اللَّهِ إِنَّ مَتَاعَكِ كَانَ فِيهِ خَفٌّ وَكَانَ مَتَاعُ صَفِيَّةَ فِيهِ ثِقَلٌ، فَأَبْطَأَ بِالرَّكْبِ فَحَوَّلْنَا مَتَاعَهَا عَلَى بَعِيرِكِ، وَحَوَّلْنَا مَتَاعَكِ عَلَى بَعِيرِهَا». قَالَتْ: فَقُلْتُ: أَلَسْتَ تَزْعُمُ أَنَّكَ رَسُولُ اللَّهِ؟ قَالَتْ: فَتَبَسَّمَ. قَالَ: أَوَ فِي شَكٍّ أَنْتِ يَا أُمَّ عَبْدِ اللَّهِ؟ " قَالَتْ: قُلْتُ: أَلَسْتَ تَزْعُمُ أَنَّكَ رَسُولُ اللَّهِ؟ أَفَلَا عَدَلْتَ؟ وَسَمِعَنِي أَبُو بَكْرٍ وَكَانَ فِيهِ غَرْبٌ - أَيْ حِدَّةٌ - فَأَقْبَلَ عَلَيَّ فَلَطَمَ وَجْهِي فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «مَهْلًا يَا أَبَا بَكْرٍ» فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ أَمَا سَمِعْتَ مَا قَالَتْ؟ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «إِنَّ الْغَيْرَى لَا تُبْصِرُ أَسْفَلَ الْوَادِي مِنْ أَعْلَاهُ».
از عایشه روایت شده که گفت: «وسایل من سبک بود و بر شتری تندرو سوار بود. وسایل صفیه سنگین بود و بر شتری کندرو و سنگین که از کاروان عقب مانده بود. پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «وسایل عایشه را بر شتر صفیه سوار کنید و وسایل صفیه را بر شتر عایشه سوار کنید تا کاروان عبور کند.» عایشه گفت: وقتی این را دیدم، گفتم: «ای بندگان خدا، این زن یهودی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله غلبه کرده است!» او گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «ای ام عبدالله، وسایل تو سبک بود، در حالی که وسایل صفیه سنگین بود و کاروان را کند میکرد. پس وسایل او را بر شتر تو و وسایل تو را بر شتر من سوار کردیم.» گفت: «پس گفتم: آیا گمان می کنی که رسول خدا هستی؟!» گفت: «پس او لبخند زد. گفت: «ای ام عبدالله، آیا شک داری؟» گفت: «گفتم: آیا گمان می کنی که رسول خدا هستی؟! پس چرا عادل نبودی؟!» ابوبکر حرف مرا شنید و تندخو شد، پس به سمت من آمد و به صورتم سیلی زد. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «آرام باش، ابوبکر.» گفت: «ای رسول خدا، مگر نشنیدی که او چه گفت؟» رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «زن حسود نمیتواند از بالای دره، پایین آن را ببیند»
مسند أبي يعلى ، أبو يعلى الموصلي، ج8، ص129،الناشر: دار المأمون للتراث، دمشق
این اهانت عایشه به پیامبر که در برخی نقل ها است که گفت «أَ تَزعُمُ أنّکَ رسول الله؟!» (آیا تو خیال می کنی رسول خدا هستی ؟) سخنی بسیار سنگین است!
عدم حضور عایشه در مراسم غسل و کفن پیامبراسلام
مسئله مهم دیگر این است که وقتی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) از دنیا رفتند، عایشه در خانه پیغمبر نبود.
عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: " مَا عَلِمْنَا بِدَفْنِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ حَتَّى سَمِعْنَا صَوْتَ الْمَسَاحِي مِنْ آخِرِ اللَّيْلِ، لَيْلَةِ الْأَرْبِعَاءِ
از عایشه روایت شده است: «ما از دفن رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مطلع نشدیم تا اینکه صدای بیلها را در اواخر شب چهارشنبه شنیدیم.»
مسند الإمام أحمد بن حنبل ج40 ص391 و ج43 ص172 و ج43 ص370 المؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني (المتوفى: 241هـ)، المحقق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون، إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن التركي، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م.
آیا برای یک زن بعد از وفات همسرش، کاری مهمتر از تجهیز و کفن کردن همسرش وجود دارد؟ اگر بخواهیم دقیق بررسی کنیم، حدود پنجاه مورد در رابطه با عایشه وجود دارد که اهل سنت حاضر نیستند به آنها پاسخ بدهند و حتی آنها را توجیه هم نمیکنند؛ بلکه تنها میگویند: «صحیح است».
پشتیبانی عایشه و حفصه از توطئه قبلی در سقیفه
آقای «محمود ابو ریّه» از علمای اهل سنت مصر به نقل از مستشرق لامنس در این زمینه می گوید:
إن الحزب القرشي الذي يرأسه أبوبكر و عمر و أبو عبيدة لم يكن وضعا حاضرا و لا وليد مفاجأة أو إرتجال و إنما كان وليد مؤامرات سرية مبرمة حيكت أصولها و ربت أطرافها بكل عناية و إحكام و ان أبطال هذه المؤامرة: أبو بكر، عمر بن الخطاب، أبو عبيدة بن الجراح و من أنصار هذا الحزب: عائشة و حفصة
اين قضيه، اتفاقي و ناگهاني نبود كه أبو بكر يكدفعه خليفه شود. اين يك توطئهاي بود در زمان پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم) و تمام زمينهسازيها فراهم شد و تمام مقدماتش چيده شد و نتيجه گرفته شد. اينها قهرمانان اين توطئه بودند: أبو بكر و عمر بن خطاب و أبو عبيده جراح. كساني كه اينها را پشتيباني و كمك ميكردند، عايشه و حفصه بودند.
من حياة الخليفة عمر بن الخطاب لعبد الرحمن أحمد البكري، ص 181 به نقل از كتاب: علي و ما لقيه من صحابة رسول الله لمحمود أبو ريه، ص 373
حياة الإمام الحسن بن علي عليهما السلام دراسة وتحليل / باقر شريف القرشي ، ج1، 131، الناشر دار البلاغة
مع رجال الفكر في القاهرة المؤلف : الرضوي، مرتضى الجزء : 2 صفحة 106
نباید کسی تصور کند که قضیه سقیفه یک مسئله اتفاقی یا ناگهانی (مفاجاتی) بوده است. بلکه در حقیقت، این رویداد نتیجه توطئهای سری و محکم بوده است. تمامی ریشههای این توطئه را محکم کرده بودند و تمام جوانب قضیه را از قبل دیده بودند (رُبِّطَت أطرَافُها). تمام این مقدمات قبل از رحلت پیامبر انجام شده بود و مقدمات فراهم شده بود. به عبارت دیگر، بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله)، آنها آمدند و بر سر سفرهای نشستند که قبلاً برای آن برنامه ریزی کرده بودند.
میان ابوبکر، عمر و ابوعبیده، توطئهای برای منصرف کردن خلافت از اهل بیت وجود داشت. پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، آنها در مدینه منتشر کردند که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) ابتدا حضرت علی ( علیه السلام) را خلیفه کرده بود، ولی سپس او را عزل نمود. این در میان مردم منتشر شد و صحابه را غافلگیر کرد.
نظام احسن الهی و اتمام حجت
اگر کسی بگوید آیا پیامبر از این توطئه ها اطلاع نداشت؟ باید بگوییم که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) وظیفهاش «اتمام حجت» بود. باید پرسید چرا خدا که از این کارها اطلاع داشت، کاری نکرد (مثلاً عزرائیل را بفرستد و آنها را قبض روح کند). اما باید در نظر داشت که نظام احسن، مقتضیاتی دارد که این اتفاقات باید بیفتد تا بهشتیان راه بهشت را بگیرند و جهنمیان هم راه جهنم را و همه این ها با اختیار خود انسان ها است.
امام صادق ( علیه السلام) فرمودند که تمام این مصائبی که پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله) رخ داد، در حقیقت یک امتحانی بود که خداوند ایجاد کرد. برای آن بود که فردای قیامت اگر خداوند عدهای را به جهنم برد، اعتراض نکنند و اگر عدهای به بهشت رفتند، دیگران فضولی نکنند. بنا نیست که با علم غیب و علم لَدُنّی و ولایت تکوینی، مردم را مسلمان کنند. بلکه بناست اتمام حجتی صورت گیرد و ابلاغی انجام شود تا مشخص شود بهشتیان با اختیار خودشان راه بهشت را انتخاب کردهاند و جهنمیان نیز با انتخاب خود راه جهنم را.
سه آیه مهم قرآن در اثبات ولایت حضرت امیرالمؤمنین ( علیه السلام)
بحث ما در رابطه با آیه «اولی الامر» (نساء/۵۹) بود که عدهای از آن ولایت ائمه و ولایت فقیه را استفاده کردهاند. یکی از روایات مهمی که در کافی نیز آمده است، و شاید قویترین روایت باشد، از امام باقر ( علیه السلام) است که به سه آیه قرآن استناد میکند: آیه ۵۵ سوره مائده، آیه ۶۷ سوره مائده و آیه ۳ سوره مائده. این سه آیه، شاخصترین آیات برای اثبات ولایت حضرت امیرالمؤمنین ( علیه السلام) هستند.
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ وَ بُكَيْرِ بْنِ أَعْيَنَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ وَ أَبِي الْجَارُودِ جَمِيعاً عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ رَسُولَهُ بِوَلَايَةِ عَلِيٍّ وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ- إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ فَرَضَ وَلَايَةَ أُولِي الْأَمْرِ فَلَمْ يَدْرُوا مَا هِيَ فَأَمَرَ اللَّهُ مُحَمَّداً ص أَنْ يُفَسِّرَ لَهُمُ الْوَلَايَةَ كَمَا فَسَّرَ لَهُمُ الصَّلَاةَ وَ الزَّكَاةَ وَ الصَّوْمَ وَ الْحَجَّ فَلَمَّا أَتَاهُ ذَلِكَ مِنَ اللَّهِ ضَاقَ بِذَلِكَ صَدْرُ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ تَخَوَّفَ أَنْ يَرْتَدُّوا عَنْ دِينِهِمْ وَ أَنْ يُكَذِّبُوهُ فَضَاقَ صَدْرُهُ وَ رَاجَعَ رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ- يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ فَصَدَعَ بِأَمْرِ اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ فَقَامَ بِوَلَايَةِ عَلِيٍّ ع يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ فَنَادَى الصَّلَاةَ جَامِعَة وَ أَمَرَ النَّاسَ أَنْ يُبَلِّغَ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ قَالَ عُمَرُ بْنُ أُذَيْنَةَ قَالُوا جَمِيعاً غَيْرَ أَبِي الْجَارُودِ وَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع وَ كَانَتِ الْفَرِيضَةُ تَنْزِلُ بَعْدَ الْفَرِيضَةِ الْأُخْرَى وَ كَانَتِ الْوَلَايَةُ آخِرَ الْفَرَائِضِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَا أُنْزِلُ عَلَيْكُمْ بَعْدَ هَذِهِ فَرِيضَةً قَدْ أَكْمَلْتُ لَكُمُ الْفَرَائِضَ.
از ابوجعفر علیه السلام روایت شده است که فرمود: خداوند تبارک و تعالی به پیامبرش دستور داد ولایت علی را تثبیت کند و به او وحی فرمود: «همانا اولیای شما خدا و رسولش و کسانی هستند که ایمان آوردهاند - کسانی که نماز را برپا میدارند و زکات میدهند.» او ولایت صاحبان امر را مقرر کرد، اما آنها معنای آن را نفهمیدند. پس خداوند به محمد صلی الله علیه و آله دستور داد تا ولایت را برای آنها بیان کند، همانطور که نماز، زکات، روزه و حج را بیان کرده بود. وقتی این از جانب خداوند به او رسید، ناراحت شد. رسول خدا صلی الله علیه و آله از این امر ناراحت شد و ترسید که از دین خود مرتد شوند و او را تکذیب کنند. قلبش سنگین شد و به سوی پروردگارش، عز و جل، روی آورد. خداوند عز و جل به او وحی فرمود: «ای پیامبر، آنچه را که از جانب پروردگارت به تو نازل شده است، ابلاغ کن. اگر این کار را نکنی، رسالت او را ابلاغ نکردهای. و خداوند تو را از مردم حفظ میکند.» پس او فرمان خدای تعالی را ابلاغ کرد و ولایت علی علیه السلام را در روز... در غدیر خم اقامه نمود و به حاضران دستور داد تا به غایبان اطلاع دهند. عمر بن اذینه گفت: همه این را گفتند جز ابوالجارود. ابوجعفر گفت: واجبات یکی پس از دیگری نازل شدند و امر جانشینی آخرین واجبات بود. سپس خداوند عز و جل نازل فرمود: «امروز دین شما را برای شما کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم.» ابوجعفر گفت: خداوند متعال میفرماید: بعد از این هیچ واجبی بر شما نازل نخواهم کرد. واجبات را برای شما کامل کردم.
الكافي- ط الاسلامية الشيخ الكليني ، ج1، ص289، الناشر: دار الكتب الإسلامية
آقایان اهل سنت هم با سند صحیح آوردهاند که این سه آیه در رابطه با حضرت امیر (علیه السلام) نازل شدهاند.
تفسیر طبری:
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ [المائدة: 55] قُلْنَا: مَنِ الَّذِينَ آمَنُوا؟ قَالَ: الَّذِينَ آمَنُوا. قلْنَا: بَلَغَنَا أَنَّهَا نَزَلَتْ فِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ , قَالَ: عَلِيٌّ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا "
تفسير الطبري (جامع البيان) - ط هجر الطبري، أبو جعفر ، ج8، ص531، الناشر: دار هجر للطباعة والنشر والتوزيع والإعلان
تفسیر ابن ابی حاتم رازی:
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا} [المائدة: 55] قُلْتُ: نَزَلَتْ فِي عَلِيٍّ
تفسير ابن أبي حاتم، الأصيل - مخرجا / الرازي، ابن أبي حاتم، جلد 4، صفحه 1162، الناشر: مكتبة نزار مصطفى الباز - المملكة العربية السعودية
آلوسی:
وغالب الأخباريين على أنها نزلت في علي كرم الله تعالى وجهه
تفسير الألوسي (روح المعاني) الآلوسي، شهاب الدين ، جلد3، صفحه 334 ، الناشر: دار الكتب العلمية - بيروت
والآية عند معظم المحدثين نزلت في عليّ كرم الله تعالى وجهه
تفسير الألوسي (روح المعاني) الآلوسي، شهاب الدين ، جلد 3، صفحه ، 352 ، الناشر: دار الكتب العلمية - بيروت
این سه روایت از دیدگاه اهل سنت نیز صحیح هستند، نه فقط حَسَن. در اینجا خداوند عالم ولایت «اولی الامر» را واجب کرد. مسلمانان نمیدانستند که «اولی الامر» کیست. پس خداوند دستور داد پیغمبر (صلی الله علیه و آله) ولایت را برای آنها تفسیر کند، همانطور که نماز، زکات، روزه و حج را تفسیر نمود.
در آیه ابلاغ یعنی مائده آیه۶۷ آمده است: ترس پیامبر هنگامی بود که می خواست بحث ولایت حضرت امیرالمؤمنین ( علیه السلام) مطرح کند. سینه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) تنگ آمد و ترسید که اینها با معرفی حضرت امیرالمؤمنین ( علیه السلام) از دینشان برگردند و پیغمبر را تکذیب کنند (فَضاقَ صَدرُهُ). روایات متعدد شیعه و سنی وجود دارد که وقتی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) میخواست حضرت علی ( علیه السلام) را معرفی کند، بعضیها برگشتند و گفتند: «پیغمبر دستور داد نماز بخوانیم و خواندیم، زکات بدهیم و دادیم؛ حالا دارد پسر عمویش را بر ما مسلط میکند»! از طرفی، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) میدانستند که به دلیل کشتار افراد قریش در جنگها، بغض حضرت علی (علیه السلام) در سینه آنها وجود دارد و زیر بار ولایت او نمیروند. خدا به پیامبر وحی فرمود: «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْكَ مِن رَّبِّكَ».
این آیه، تندترین آیه نسبت به نبی مکرم اسلام است. پیامبر (صلی الله علیه و آله) از این میترسید که آنها تکذیب کنند و خدا آنها را عذاب کند. خدای متعال وعده داد که او را حفظ میکند. ترس ایشان فقط از جان خودش نبود، بلکه از برگرداندن مردم از دین بود.
علامه طباطبایی میگوید: آیه ابلاغ دو مرتبه نازل شده است؛ یک بار در «مِنا» و یک بار در «حجة الوداع». در منا، حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) به جبرئیل فرمود که ترس این را دارم که اگر حضرت علی ( علیه السلام) را در جمع صد هزار نفری معرفی کنم، آشوب کنند یا حضرت علی ( علیه السلام) را بکشند. در غدیر، پیغمبر (صلی الله علیه و آله) دست حضرت علی ( علیه السلام) را گرفت و بلند کرد. عمر بن خطاب گفت «بَخٍّ بَخٍ لَكَ یا بن اَبَی طَالِب أَصبَحتَ مَولَای وَ مَولَا کُلِّ مُسلِم» مبارک باشد، مبارک باشد بر تو ای پسر ابوطالب! مولا و ولیّ هر مسلمانی شدی.
يوم غدير خم ، لما أخذ النبي (صلی الله علیه و آله) بيد علي بن أبي طالب ، فقال : ألست ولي المؤمنين؟ قالوا: بلى يا رسول الله! قال : من كنت مولاه فعلي مولاه. فقال عمر بن الخطاب : بخ بخ لك يا بن أبي طالب أصبحت مولاي ومولى كل مسلم ، فأنزل الله : {الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ}.
خطیب البغدادي، ابوبكر أحمد بن علی (متوفاى463هـ)، تاريخ بغداد، ج8، ص284، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، چاپ اول، 1417 - 1997 م.
اما اینکه چرا در منا نفرمود؟ باید ببینیم که آیا مردم تاب شنیدن اعلام خلافت حضرت امیرالمومنین علیه السلام را داشتند؟
شما ببینید وقتی در منی و حجة الوداع پیامبر خواست بفرماید خلفای بعد از من 12 نفر هستند چه غوغایی به پا کردند؟!
ابن کثیر دمشقی (شاگرد ابن تیمیه) میگوید: عمر گفت: «أصبَحتَ وَلِیَّ کُلِّ مُؤمِن» (ولیّ هر مؤمنی شدی)، نه مولا. ابوبکر پس از وفات پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفت: «أنا وَلِیُّ رَسُولِ اللهِ» و عمر نیز پس از ابوبکر همین کلمه ولیّ را استفاده کرد. نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) در امر امامت حضرت امیر ( علیه السلام) کوتاهی نکرد، بلکه بیشتر از وظیفه خود عمل کرد تا جایی برای گریز باقی نماند.
آیه اکمال دین سوره مائده آیه ۳
امام باقر ( علیه السلام) فرمودند که خداوند عز و جل به ولایت حضرت علی ( علیه السلام) امر کرد و آیات ولایت نازل شد. ولایت آخرین فریضه بود، پس از آن خداوند عز و جل آیه «اَلیَومَ أَکمَلتُ لَکُم دِینَکُم وَ أَتمَمتُ عَلَیکُم نِعمَتِی» را نازل فرمود.
حدیث خلفای دوازدهگانه و حدیث قرطاس
در صحیح بخاری و صحیح مسلم ذکر شده است که وقتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) حدیث «خلفاء اثنا عشر» (دوازده خلیفه) را بیان فرمودند، مردم سروصدا کردند. در مسند احمد آمده است:
حدثنا عبد الله حدثني أبي ثنا يونس بن محمد ثنا حماد يعنى بن زيد ثنا مجالد عن الشعبي عن جابر بن سمرة قال خطبنا رسول الله صلى الله عليه و سلم بعرفات فقال : لا يزال هذا الأمر عزيزا منيعا ظاهرا على من ناوأه حتى يملك اثنا عشر كلهم قال فلم أفهم ما بعد قال فقلت لأبي ما قال بعد ما قال كلهم قال كلهم من قريش.
الشيباني، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج5، ص93، ناشر: دار صادر - بيروت.
(دین عزیز و قوی باقی میماند تا دوازده خلیفه). سپس مردم سر و صدا کردند. در روایت بعدی، مردم تکبیر گفتند و داد و بیداد راه انداختند. کلمه «لَغَط» به کار رفته است، به معنای حرفهای بیهوده و ناپسند، همانطور که در حدیث قرطاس نیز کلمه لغط آمده است. راوی میگوید: سر و صدا که میکردند نگاه کردم، دیدم عمر بن خطاب است. این سر و صداها برای آن بود که نگذارند پیغمبر به صراحت اسامی دوازده نفر را بیان کند.
صحیح مسلم:
عَنْ جَابِرِ بْنِ سَمُرَةَ، قَالَ: دَخَلْتُ مَعَ أَبِي عَلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ: «إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَا يَنْقَضِي حَتَّى يَمْضِيَ فِيهِمِ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً»، قَالَ: ثُمَّ تَكَلَّمَ بِكَلَامٍ خَفِيَ عَلَيَّ، قَالَ: فَقُلْتُ لِأَبِي: مَا قَالَ؟ قَالَ: «كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ»
صحيح مسلم جلد 3، صفحه 1452، الناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت
احمد بن حنبل می نویسد:
سِمَاكٌ، قَالَ: سَمِعْتُ جَابِرَ بْنَ سَمُرَةَ، يَقُولُ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: " لَا يَزَالُ الْإِسْلَامُ عَزِيزًا إِلَى اثْنَيْ عَشَرَ خَلِيفَةً " فَقَالَ كَلِمَةً خَفِيَّةً لَمْ أَفْهَمْهَا، قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي: مَا قَالَ؟ قَالَ: قَالَ: " كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ "
مسند أحمد بن حنبل ، جلد 34، صفحه 427، الناشر: مؤسسة الرسالة
ابن حجر عسقلانی برای درست کردن این دوازده نفر، خود را به مشقت انداخته است. او چهار خلیفه اول و امام حسن ( علیه السلام) که پنج ماه خلافت کردند را میشمارد. اما سپس معاویه و یزید را میآورد! در حالی که یکی از ویژگیهای این خلفاء دوازدهگانه آن است که «کلُّهم مِن قُریش» و «لا یَزالُ الأَمرُ عَزِیزًا» باشد. در زمان یزید نه تنها عزتی نیامد، بلکه ذلت مسلمین و کشته شدن فرزند پیغمبر(صلی الله علیه و آله) را شاهد بودیم.
لَا يَزَالُ هَذَا الدِّينُ عَزِيزًا إِلَى اثَّنَى عَشَرَ خَلِيفَةً قَالَ فَكَبَّرَ النَّاسُ وَضَجُّوا فَقَالَ كَلِمَةً خَفِيَّةً
سپس می نویسد:
وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمُرَادِ نَبِيِّهِ
ما نتوانستیم [مراد پیامبر را] بفهمیم و خدا آگاه است!
فتح الباري العسقلاني، ابن حجر ، ج13، ص211، الناشر: دار المعرفة – بيروت
اجازه ندادند صدای پیامبر به مردم برسد!
بزرگان اهل سنت از جمله ابن حجر قسطلانی و بدرالدین عینی به صراحت آوردهاند که مراد رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در حدیث قرطاس آیه «اکتُب لَکُم کِتَابًا لَن تَضِلّوا بَعدَهُ») بیان اسامی ائمه و خلفای بعد از خودش بوده است. اینها حجت است، اما آیا آقایان اهل سنت اینها را نمیبینند؟!!
أَنه أَرَادَ أَن ينص على الْإِمَامَة بعده فترتفع تِلْكَ الْفِتَن الْعَظِيمَة...
وَقَالَ سُفْيَان بن عُيَيْنَة: أَرَادَ أَن ينص على أسامي الْخُلَفَاء بعده حَتَّى لَا يَقع مِنْهُم الِاخْتِلَاف
عمدة القاري شرح صحيح البخاري، العيني، بدر الدين، ج2، ص 171، الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت
فتح الباري العسقلاني، ابن حجر ج1، ص209، الناشر: دار المعرفة – بيروت
«قد أراد الرسول فی مرضه الذی مات فیه أن یعین من یلی الأمر من بعده»
یوم الاسلام ، احمد امین مصری، ص 41
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) تمام آنچه را که برایشان امکان داشت انجام دهند، انجام دادند. فردای قیامت در محکمه عدل الهی، محکمه حضرت امیرالمؤمنین ( علیه السلام)، و وضعیت کسانی که به آن حضرت ظلم کردند، تماشایی خواهد بود. همانطور که حضرت امیر ( علیه السلام) فرمودند:
«صَبَرتُ وَ فِی العَینِ قَذیً وَ فِی الحَلقِ شَجاً»
صبر کردم در حالی که در چشمم خار بود و در گلویم استخوان.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته



ارسال خبر به دیگران
ارسال با پيامک
ارسال با واتس آپ
ارسال از طريق لاين