نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
کتابشناسی بحث ولایت فقیه
کد مطلب: 16405 تاریخ انتشار: 23 دي 1404 - 11:40 تعداد بازدید: 118
خارج فقه الحکومه » فقه
کتابشناسی بحث ولایت فقیه

(جلسه اول 01 07 1404)

درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و دوم

(جلسه اول 01 07 1404)

موضوع: کتابشناسی بحث ولایت فقیه

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير

"الحمد لله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله."

خداوند را بر تمام نعمت‌هایش، به‌ویژه نعمت ولایت، سپاس می‌گوییم و شاکریم که توفیق داد سال تحصیلی امسال را نیز در جوار بارگاه ملکوتی کریمه اهل بیت، حضرت معصومه (سلام الله علیها) آغاز کنیم. از خداوند توفیق می‌خواهیم که تمام حرکات و سکنات ما، همگی "لله" باشد و مصداق آیه شریفه "إِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ" باشیم.

از همه عزیزان، به‌ویژه بزرگوارانی که در ایام تابستان به تبلیغ رفته بودند یا به عتبات عالیات مشرف بودند، تشکر می‌کنیم و ان‌شاءالله اعمال همگی مورد قبول درگاه حق قرار بگیرد.

طرح بحث: ولایت فقیه، شبهات و پاسخ‌ها

بحث امسال ما، ان‌شاءالله، طرح کلی مبحث ولایت فقیه با رویکرد بررسی و پاسخ به شبهات است. در ابتدا، توضیح مختصری درباره بعضی از کتاب‌هایی که پیرامون ولایت فقیه نوشته شده و دوستان می‌توانند مطالعه کنند، ارائه می‌دهم. فایل PDF این کتاب‌ها را در کانال درس قرار خواهم داد تا عزیزان برای تهیه آن‌ها به زحمت نیفتند. همچنین، برخی از کتاب‌هایی که معاندین یا بعضی از خودی‌ها در نقد بحث ولایت فقیه نوشته‌اند و ممکن است مورد بحث ما قرار گیرند را نیز در گروه به اشتراک می‌گذارم.

نقطه آغاز بحث: آیا انبیاء و ائمه وظیفه تشکیل حکومت داشته‌اند؟

بحث را به این شکل آغاز خواهیم کرد که برخی از بزرگان برای ورود به بحث ولایت فقیه، ابتدا موضوع حکومت اسلامی را مطرح کرده‌اند؛ یعنی آیا اساساً نبی مکرم و ائمه (سلام الله علیهم اجمعین) وظیفه‌شان تشکیل حکومت بوده یا وظیفه آن‌ها فقط ابلاغ رسالت بوده است؟

سال گذشته ما به تفصیل سخنان آقای احمد الکاتب را بررسی کردیم که مدعی است نبی مکرم و ائمه حق تشکیل حکومت نداشتند و به تبع آن، فقها هم حق تشکیل حکومت ندارند. او معتقد است بحث ولایت فقیه در قرن چهارم و پنجم توسط شیخ مفید و شاگردانشان برای تأمین بودجه مالی حوزه‌های علمیه تأسیس شد.

البته غیر از ایشان، افراد دیگری مثل آقای حائری یزدی (فرزند مؤسس حوزه علمیه) و عبدالکریم سروش نیز آثاری دارند مبنی بر اینکه فقیه حق تشکیل حکومت ندارد. عمدتاً کسانی که بحث انکار ولایت فقیه و تشکیل حکومت توسط فقیه را مطرح می‌کنند، به سراغ وجود مقدس حضرت ولیعصر (ارواحنا فداه) می‌روند؛ بعضی مانند احمد الکاتب اساساً منکر وجود ایشان هستند و برخی دیگر می‌گویند اصلاً خود ائمه و نبی مکرم هم حق تشکیل حکومت نداشتند.

ما دو یا سه سال قبل مفصل بحث کردیم که آیا نبی مکرم حق تشکیل حکومت دارد یا ندارد و طبق آیات قرآن، روایات و سیره، ثابت کردیم که ایشان حکومت تشکیل دادند، ارتش، دیوان محاسبات و محکمه داشتند، اجرای حدود می‌کردند و خاطی را زندانی می‌کردند که همگی از نشانه‌های تشکیل حکومت است. همین‌طور امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) و حتی آن سه خلیفه دیگر نیز ویژگی‌های یک حکومت را رعایت می‌کردند. پس از آن نیز بنی‌امیه و بنی‌عباس حکومت اسلامی را به حکومت سلطنتی مبدل کردند، در حالی که مدعی بودند حکومتشان همان حکومت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است.

مروری بر آثار و ادله ولایت فقیه

در رابطه با بحث ولایت فقیه، بنده مشاهده کردم که نزدیک به ۱۵۰-۱۶۰ کتاب توسط حوزویان ما تألیف شده است. از این تعداد، حدود هفت، هشت یا ده کتاب واقعاً قابل استفاده است و مابقی عمدتاً تکرار مکررات است. این هفت هشت کتاب قابل استفاده را اعاظم نوشته‌اند.

اولین کتابی که بحث ولایت فقیه را به صورت مشروح و مفصل مطرح کرده، کتاب "عوائد الأیام" مرحوم نراقی است. قبل از او، بزرگانی چون مرحوم محقق کرکی، شیخ طوسی و شیخ مفید نیز در رابطه با شئون فقیه مباحثی را مطرح کرده بودند، ولی عمدتاً ناظر به اجرای حدود، اخذ وجوهات شرعیه و امثال آن بود. انگیزه مرحوم نراقی برای نگارش این کتاب آن بود که تعدادی از آخوندهای درباری، کتاب‌هایی در مدح سلاطین قاجار و صفویه نوشتند و آن‌ها را "اولی‌الأمر"، "قائم‌مقام نبی" و "امیرالمؤمنین" معرفی کردند و خزعبلاتی را به آن‌ها نسبت دادند. در نتیجه، غیرت شیعی مرحوم نراقی به جوش آمد و کتاب "عوائد الأیام" را نوشت و ۱۹ دلیل و روایت برای اثبات ولایت فقیه اقامه کرد.

بعد از او بزرگان دیگر وارد این میدان شدند. مجموعاً در آن هفت هشت کتاب مرجع، حدود ۳۵ روایت برای ولایت فقیه مورد استفاده قرار گرفته است که از این ۳۵ روایت، حداکثر ۴ روایت قابل اعتماد است.

برخی از اعاظم مانند آیت‌الله مؤمن (رضوان الله تعالی علیه) که کتابشان (الولایة الإلهیة) الحق کتابی قابل استفاده و به نظر من از بسیاری از آثار دیگر در این حوزه قوی‌تر و جدیدتر است، ۵ روایت را انتخاب می‌کنند. از جمله به خطبه شقشقیه استدلال می‌کنند که برخی آقایان با آن مخالفند و به حق هم همین است؛ زیرا استخراج ولایت فقیه (آن هم ولایت مطلقه فقیه) از خطبه شقشقیه مقداری بعید به نظر می‌رسد. (ان‌شاءالله به این بحث خواهیم رسید و فرمایشات ایشان را بررسی می‌کنیم).

انواع ادله مورد استناد برای ولایت فقیه

آیات قرآن: بعضی از آقایان از آیات قرآن استفاده کرده و تا ۱۴ آیه برای اثبات ولایت فقیه آورده‌اند که این موارد را یک به یک مطرح و دیدگاه‌ها را بررسی خواهیم کرد.

دلیل عقلی: عده‌ای از بزرگان، از جمله امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه)، بحث ولایت فقیه را یک بحث عقلی می‌دانند. پیش از مراجعه به آیات و روایات، عقل قضاوت می‌کند که در زمان غیبت باید حکومتی برای اجرای حدود، اخذ اموال، جلوگیری از ظلم و امثال این‌ها وجود داشته باشد؛ زیرا خداوند به ترک این امور راضی نیست.

اجماع: شاید ۱۰-۱۲ نفر از بزرگان ما به اجماع قطعی بر ولایت فقیه استدلال کرده‌اند.

روایات: عمده بحث بر سر دو سه روایت اصلی است؛ مانند مقبوله عمر بن حنظله، توقیع حضرت ولیعصر (ارواحنا فداه) ("و اما الحوادث الواقعه...") و روایت امام عسکری (علیه السلام). ما تقریباً ۴ دلیل روایی قطعی داریم که می‌توان روی سند و دلالتشان حساب کرد و مابقی به عنوان مؤید هستند.

یک نکته رجالی: اعتبار روایات مستفیضه

ما در علم رجال (هم در شیعه و هم در اهل سنت) اصلی داریم که اگر سه روایت ضعیف (روایت کذب نه، بلکه روایتی که در سندش فردی مجهول، مهمل، یا روایت مرسله و مرفوعه باشد) از معصوم برسد، "یُؤَیِّدُ بَعضُها بَعضاً" (یکدیگر را تأیید می‌کنند) و فقها بر طبق آن فتوا صادر می‌کنند. آیت‌الله خویی (رضوان الله تعالی علیه) که در میان متأخرین شاید بیشترین حساسیت را روی مسئله رجال داشتند، شما ملاحظه کنید مثلا کتاب البیع مرحوم امام را با مصباح الفقاهه مرحوم آقای خویی؛ خیلی از جاها مرحوم امام به روایت عمل می کند ولی مرحوم آقای خویی مناقشه سندی می کند و رد می شود. در آثار خود این عبارت را دارند:

«مما بلغ فوق الاستفاضة، فنحن فی غنى عن البحث فی سندها»

کتاب : دراسات فی علم الأصول؛ نویسنده: تقریر بحث السید الخوئی لسید الشاهرودی (وفات: 1413)، تحقیق: تقریر بحث السید الخوئی لسید علی الشاهرودی، ناشر: مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، 1419- 1998م، ج3، ص280

یعنی اگر در یک مسئله فرعی، سه روایت یا بیشتر وجود داشته باشد، ایشان دیگر بحث سندی نمی‌کنند. اگر این ملاک برای ما باشد، همان ۱۹ روایتی که مرحوم نراقی برای اولین بار به آن‌ها استدلال می‌کند، به خودی خود مستفیض و فراتر از آن است و برای اثبات ولایت فقیه کفایت می‌کند.

معرفی و بررسی کتاب‌های مخالفان و منتقدان

آشنایی با کتاب‌های مخالفان نیز حائز اهمیت است:

الف) آثار نویسندگان اهل سنت و وهابیت

ولایة الفقیه فی میزان الإسلام، نوشته فاروق عبدالسلام (از علمای مصر).

جستجویی در مبانی تاریخی [ولایت فقیه]، نوشته محمدحسین صدیق (ترجمه شده).

ولایت فقیه از دیدگاه اهل سنت، نوشته طاهره عرب عامری.

برخی اساتید هم مقالاتی دارند تحت عنوان بررسی تطبیقی نظریه ولایت فقیه از نگاه شیعه و اهل سنت

الإسلام و أصول الحکم، نوشته علی عبدالرزاق (از علمای مصر). این کتاب وقتی نوشته شد، در دانشگاه الأزهر قیامتی برپا کرد، زیرا به طور کلی منکر حکومت سیاسی رسول اکرم شد. به طوری که نویسنده را از دانشگاه اخراج و مدرک دکترایش را باطل کردند. او به خارج رفت، مجدداً دکترا گرفت و بازگشت. البته در این کتاب کاری کرد که حکومت خود مصر را هم زیر سوال برد. کتاب‌های زیادی در نقد او نوشته شد، اما بنده ندیدم که علمای حوزه علمیه قم یا اساتید دانشگاه ما یک جواب درخور به این کتاب نوشته باشند. البته ما چند سال قبل مطالب را در نقد کتاب علی عبدالرزاق بیان کردیم که در سایت موجود است.

کتابی از محمد رشید رضا در دفاع از عبدالرزاق.

نقد ولایة الفقیه، نوشته محمد مال‌الله (از علمای وهابی عربستان). این کتاب حاوی فحاشی است، اما کسی که با مبانی فقهی امام خمینی و آیت‌الله خویی آشنایی نداشته باشد، تصور می‌کند کتابی علمی است. او عمدتاً به این دو بزرگوار حمله کرده و مثلاً روایات در مذمت رواتی مانند زراره، صفوان بن یحیی و محمد بن سنان را می‌آورد، اما به نقدهای آیت‌الله خویی در "معجم رجال الحدیث" که ثابت می‌کند این روایات ضعیف، مرسل یا مجعول هستند، اشاره‌ای نمی‌کند. بسیاری از این روایات مذمت، توسط بنی‌عباس ساخته شده بود. اگر هم روایتی صحیح باشد، به دلیل مصالحی بوده است؛ چنانکه امام صادق (علیه السلام) به پسر زراره فرمودند: "به پدرت سلام برسان و بگو اگر من گاهی علیه تو مطلبی می‌گویم، قصدم همان قصد صاحب آن کشتی [حضرت خضر] است." یعنی برای اینکه حکومت شما را مؤاخذه نکند، گاهی حرف‌هایی علیه پدرت می‌زنم تا تصور کنند رابطه ما حسنه نیست. این مذمت‌ها عمدتاً درباره روات تراز اول شیعه مانند زراره است که امام صادق (ع) درباره‌اش فرمود:

رحم الله زرارة بن أعين ، لولا زرارة بن أعين ، لولا زرارة ونظراؤه لاندرست أحاديث أبي عليه السلام

الطوسي، ،‌ محمد بن الحسن (متوفای 460هـ)، اختيار معرفة الرجال المعروف برجال الكشي، ج1، ص348، تصحيح وتعليق: المعلم الثالث ميرداماد الاستربادي، تحقيق: السيد مهدی الرجائي، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام ، قم، تاريخ الطبع: 1404 ه‍

یا مثل صفوان بن یحیی که از هم از اصحاب اجماع است هم از مشایخ الثقات و همچنین محمد بن ابی عمیر یا محمد بن سنان

یا درباره هشام بن حکم که امام صادق (ع) با مناظراتش شاد می‌شد و می‌فرمود: "ناصرنا بقلبه و لسانه و یده."

الكلينی الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)، الأصول من الكافي، ج1، ص172، تحقيق: غفاري، علی اكبر ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

شما ببینید درباره همین هشام روایات در مذمتش داریم لعن در حق او داریم ولی تمام این روایت ها قابل توجیه است . این آقای محمد مال الله روایات مربوط به ذم ایشان یا روات دیگر را آورده و مثلا می گوید ببینید امام خمینی به روایاتی استدلال کرده که راویانش مذمّت دارند ؛ (بدون اینکه به روایات مدح همین روات اشاره کند.)

ب) آثار برخی از نویسندگان داخلی ("خودی‌ها")

الإمام المهدی؛ حقیقة تاریخیة أم فرضیة فلسفیة، نوشته احمد الکاتب. ما در سال گذشته نظرات او را بیان و نقد کردیم.

نظریة ولایة الفقیه و تداعیاتها فی الفکر السیاسی الشیعی. نوشته شفیق شقیر

آثاری با عناوین سخیف مانند "جنایت مقدس ولایت فقیه" یا "دزدی‌های ایران نتیجه ولایت فقیه" ! که نمونه‌هایی از آثار وهابیت است.

حکمت و حکومت، نوشته آقای مهدی حائری یزدی. ایشان اوایل انقلاب نماینده حضرت امام در آمریکا بود اما پس از مشخص شدن انحرافاتش، امام سریعاً او را عزل کردند.

حکومت ولایی و نظریه‌های دولت در فقه شیعه، نوشته آقای محسن کدیور. که البته سید محسن صالح هم جوابی داده است.

نظریه های دولت در فقه شیعه کتاب دیگر محسن کدیور هست.

کتاب جدیدی هم با عنوان فقه استدلالی در مسائل خلافی بخش هایی از کتاب آیت الله خویی مبانی تکملة المنهاج و غیره را آورده اند.

سلطنت مشروعه یا ولایت فقیه در آن حرف هایی از مرحوم میرزای نائینی از کتاب تنبیه الامه و از دیگر فقها آورده اند.

این ها بخشی از کتاب هایی بود که در نقد ولایت فقیه خودی های ما از شیعه نوشته اند.

این دیدگاه‌ها در فضای مجازی و شبکه‌های معاند مانند من‌وتو، بی‌بی‌سی، کلمه و وصال نقل شده و برای مخاطبین القای شبهه می‌کنند. هفت هشت کتاب نیز به زبان انگلیسی در نقد ولایت فقیه نوشته شده که آن‌ها را هم در کانال درس قرار خواهم داد تا آن ها که به زبان انگلیسی هم تسلط دارند مطالعه کنند.

در رابطه با ولایت فقیه مقاله ای هست که تقریبا 219 کتاب که در ولایت فقیه نوشته شده را بیان کرده است.

فهرست کتاب‌های پیشنهادی برای مطالعه تکمیلی

الحکومة الإسلامیة فی الأحادیث الشیعیة: این کتاب بسیار باارزش است. من معتقدم عزیزان مطالعه این کتاب را برای خودشان واجب کنند. این اثر توسط فضلای تراز اول حوزه (آیت‌الله مظاهری، آقایان سلطانی، مصلحی، خرازی و استادی) نوشته شده و کل روایاتی که در منابع شیعه و سنی برای اثبات حکومت اسلامی و ولایت فقیه وجود دارد را صرفاً نقل کرده و بررسی سندی یا دلالی انجام نداده است.

کتاب بعدی عوائد الأیام هست اثر مرحوم نراقی. مطالعه سه چهار مقاله‌ای که درباره انگیزه ایشان در تألیف این کتاب نوشته شده نیز بسیار مفید است. اما درباره علت اینکه مرحوم نراقی این کتاب را نوشت چند مقاله هست از جمله انگیزه و رویکرد علامه نراقی به بحث ولایت نوشته آقای مزینانی یا کتاب تأملات ملا احمد نراقی در باب ولایت فقیه که مطالعه این ها خیلی از مسائل را روشن می کند. غلو هایی درباره برخی سلاطین از جمله فتحعلی شاه و .... صورت گرفته بود که این ها نائب المهدی هستند و ولایت تامّه دارد و .... که در جامعه هم شبهاتی ایجاد شد. لذا مرحوم نراقی شجاعانه وارد شد و این کتاب را نوشت.

کتابی از سید محمد مهدی خلخالی (از مقرّرین درس آیت‌الله العظمی خویی). ایشان در این کتاب خیلی خوب بحث کرده است . ده ویژگی برای حکومت نبی مکرم و ائمه معیّن می کند با ادله محکم از آیات و روایات. المراحل العشر لولایة المعصوم ؛ ولایت تقوی، ولایت تفویض، ولایت قضا، اجرای حدود، طاعت و غیره. ده مورد ولایت برای معصومین آورده که نهمین آن ولایة الامر است و دهمین ولایة الامامة است. بعد ده مورد هم برای ولایت فقیه آورده المراحل العشر لولایة الفقیه. ولایت فتوی، ولایت قضا، ولایت اجرای حدود، ولایت طاعت در اوامر شرعیه تا هشتمین ولایة زعامه الحکومه، ولایة الامامة القیادة الدینیة، دهمین هم ولایت در امور حسبیه و اعمال ضروریه هست. این کتاب هم کتاب خوب و قابل استفاده است.

کتاب آیت الله جوادی آملی است به نام پاسخ به شبهات ولایت و همچنین کتاب آیت الله منتظری است در چهار جلد با عنوان دراسات فی ولایة الفقیه که البته در آخر عمر کتابی نوشت در رد ّ کتاب خودش و نقض ولایت مطلقه فقیه

الولایة الإلهیة الإسلامیة، اثر مرحوم آیت‌الله مؤمن. این کتاب سه جلدی، اگر نگوییم بی‌نظیر، قطعاً کم‌نظیر است. جلد اول و دوم درباره ولایت نبی و ائمه و جلد سوم درباره ولایت فقیه است. این کتاب احاطه گسترده نویسنده به مصادر اسلامی را نشان می‌دهد و هر روایتی را با بررسی دقیق سندی و دلالی آورده است. این یک کتاب علمی و مجتهد پرور است. اخیراً شنیدم که ایشان در اواخر عمر، این سه جلد را در یک جلد خلاصه کرده‌اند.

ولایت فقیه فی حکومة الإسلام، اثر علامه محمد حسین تهرانی.

نگاهی گذرا به نظریه ولایت فقیه، اثر آیت‌الله مصباح یزدی.

دو پایان‌نامه سطح چهار حوزه، نوشته آقایان نصیری و هوشیار که بنده استاد راهنما یا مشاور آن‌ها بودم البته رساله آقای هوشیار را قبل از دفاع به من دادند و نظری بر آن دادم. این ها کتاب‌های خوبی هستند.

ولایة الفقیه، اثر سید جعفر مرتضی عاملی که ایشان فقط مقبوله عمر بن حنظله را مطرح کرده است.

"والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته."



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :